X
تبلیغات
آسمان این حیاط همیشه قرمز است... - فایر بویز :: ویتینگ :: Fireboys :: waiting 
مثل روزهای برفی

اشک روی صورتم هست دونه دونه، تو دنیا کسی قدر دل منو نمی دونه

این دل نمی تونه که بی تو بمونه، دوست داره که تا صبح واسه تو بخونه

آخه این دل من بی تو شده دیوونه، بری ازش می مونه فقط یه ویروونه


نشستم یه گوشه ای یه اتاق تاریک تنها، شدم خیره به در با کوله باری ز غم ها

یه نگاه می کنم به در یه نگاه به تلفن، یه حس بهم میگه خاطراتو مچاله کن

چطور فراموشت کنم تویی نفس برام، نذاشت توی دنیا واسم هیچکس مرام

یه حس بهم میگه که عمر من شده تلف، یه حس دیگه میگه که فقط تو بودی هدف

جون من بسته به جونت نفسم به نفست، نه نذار بمیرم انتظار دیگه بسه

سکوتو بشکن یه بار پا بذار رو غرورت، این منه عاشق هر روز منتظر غروبه

تا اون روز که بیای می دوزم چشم به در، بیای و ببینی منتظرم با چشم تر


ای دل تنهام بسه چشم انتظاری، من موندم و شبهام شبای بی قراری

چرا تنهام می ذاری؟، چرا تنهام می ذاری؟

باز اون چشات دوباره اومد به یادم، باز اون نگات منو داده به بادم

خدا برس به دادم ، ای خدا برس به دادم


چقد زدم برات خودمو به آتیش و برف، احساس یخ زدن و سوختن قاطی شدن

الان دیگه دلم شده برات یه ذره، نمی دونم کی بود چه حرفایی که زد بت

فکرت نمیره از ذهنم بیرون یه لحظه، یاد نگاهت میفتم دستام می لرزه

یاد روز خاکستری سرد رفتنت، دیگه قطع کردم امیدو از همه

دیگه بسمه پس نزن دستمو، دیگه از غمت .... خسته چون

صحبت یکی دو روز نیس صحبت انتظار من، من سه سال و چهار ماه و دو روزه که به انتظارتم


اشک روی صورتم هست دونه دونه، تو دنیا کسی قدر دل منو نمی دونه

این دل نمی تونه که بی تو بمونه، دوست داره که تا صبح واسه تو بخونه

آخه این دل من بی تو شده دیوونه، بری ازش می مونه فقط یه ویروونه

منبع

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 20:27  توسط زمستانی ترین  |