|
برای ارزوهایی که مردند... برای سکوت های کر کننده ام ... برای سکوت های سنگین تر از فریادم...
|
وقتی دیدمش کاملن جا خوردم
هرچقدر درماندگیشو دیدم بیشتر سرد شدم
و همه چی از سرم پرید
فقط دارم به این فکر میکنم چه دنیای سختی داره...
این ادم نابینا...