|
برای ارزوهایی که مردند... برای سکوت های کر کننده ام ... برای سکوت های سنگین تر از فریادم...
|
خیلی سخته. خدا نکنه بیقرار کسی بشی...
برای اینکه سرم گرم بشم زنگ میزنم به بابا میپرسم کی میرسه خونه که شامو اماده کنم از شانس قشنگ میزنه اونم میگه من خونه مادرمم شامو خودت بخور من نمیام...
دقیقا روزی که بیقراری موج میزنه باید اینطوری بشه؟ نیای؟ من تنها باشم؟ نمیدونم برم بیرون راه برم یا تو خونه خودمو سرگرم کنم
اهنگ نفس رضا صادقی میاد تو ذهنم
من عاشقت شدم ببین
دوست دارم همین....
من عاشقت شدم چه زود
دست خودم نبود
هرکاری کرده بودم واسه عشق خودت بود...
چقد سوز داره صدات رضا جان. از ته دل میخونیا....