برای ارزوهایی که مردند... برای سکوت های کر کننده ام ... برای سکوت های سنگین تر از فریادم...
منو از من نرنجونم ، از این دنیا نترسونم

تمام دلخوشی هامو، به آغوش تو مدیونم

اگه دلسوخته ای عاشق ، مثل برگی نسوزونم

منو دریاب که دلتنگم ، مدارا کن که ویرونم

نیاد روزی که کم باشم ، از این دو سایه رو دیوار

به این زودی نگو دیره ، منو دست خدا نسپار

یه جایی توی قلبت هست ، که روزی خونه ی من بود

به این زودی نگو دیره ، به این زودی نگو بدرود


پر از احساس آزادی ، نشسته کنج زندونم ، یه بغض کهنه که انگار

میون ابر و بارونم ، وجودم بی تو یخ بسته ، بتاب، سردم ، زمستونم

منو مثل همون روزها ، با آغوشت بپوشونم ، یه جایی توی قلبت هست

که روزی خونه ی من بود ، به این زودی نگو دیره ، به این زودی نگو بدرود


یه جایی توی قلبت هست ، که روزی خونه ی من بود

به این زودی نگو دیره ، به این زودی نگو بدرود... ، 

+ یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۱ زمستانی ترین |