برای ارزوهایی که مردند... برای سکوت های کر کننده ام ... برای سکوت های سنگین تر از فریادم...
یاد تو افتادم ، توبه رفت از یادم
جان خسته ام را به دست تو دادم
با چشمان بسته به پایت افتادم
دور از عشقت حالا در دستان بادم
چه آسان شکستم آن مهری که بستم
محکم تر گرفتم دستت را در دستم
گفتم که درد من را درمان کن که خستم
دردم را ندیدی من توبـــــــه شکستم
من توبـــــــه شکستم
لعنت به آن لحظه که من چشمم به چشم تو دوخته
نفرین به آتش عشقی که من در آن سوختم
ســـــــــــوختم
ســـــــــــوختم

برچسب‌ها:
شهرام شکوهی
+ سه شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۲ زمستانی ترین |