برای ارزوهایی که مردند... برای سکوت های کر کننده ام ... برای سکوت های سنگین تر از فریادم...
خواب هم مانند آب جاری است و از هر جایی که بگذرد خاکش را برای چند لحظه، چند لحظه کوتاه..... سیراب میکند... و بعد از گذشت زمان خشک و نا پدید می شود.

نمی دانم تا کی در انتظار باید بمانم، افتاب هر لحظه تنم را بیشتر می سوزاند!

بیا و جاری شو ، این یک مشت خاک را زنده کن.

 


برچسب‌ها:
عمو یادگار
+ شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |