برای ارزوهایی که مردند... برای سکوت های کر کننده ام ... برای سکوت های سنگین تر از فریادم...
+وقتی تورو بغل می‌کنم میبوسمت، ته ریشم به گلوت می‌گیره و‌ بی اختیار کم میاری و‌ می‌خندی

+یا وقتی از پشت بغلت می کنم و میبوسمت از چپ بعد بوس شماره ۱، حین بوسیدن طرف راست صورتت میاری و بدون صحبت بهم میفهمونی نوبت این یکی طرف گردنت. وقتی می‌خندی و با خنده، تند تند جا به جا می‌کنی صورتت، طرف راست و چپ گردنت،

وای خدای من مگه صدای اون خنده خالی قشنگ از ذهن آدم بیرون میرن؟ مگه اون چشمای خندون رو میشه فراموش کرد؟؟ مگه اون بوی تن تورو میشه فراموش کرد؟

مگه میشه آدم اون چهره خندون و پرستیدنیتو فراموش کنه...

یاد آهنگ داریوش میفتم:

بوی گندم مال، هر چی که دارم مال تو

بوی گندم مال، هر چی که دارم مال تو

بوی گندم مال، هر چی که دارم مال تو

---
میدونی چیه زندگی من؟ +دوست داشتم تنها ملکه زندگی من تو باشی و قابل دسترس

+دوست داشتم خدا هر هزینه ای داشت ازم می‌گرفت ولی این زندگی با تو بودن رو بهم هدیه می‌داد

#برفی #زندگی #فنچ #یادگاری #ضجه #شرابی #هدیه #هدیه_خدا #هدیه_زندگی #۳۱ #شراب_کهنه_من #فوق_العاده #رویایی #پرستیدنی #شیرینی #خون_تو_رگ #۱۵_۰۱_۹۵ #شب


برچسب‌ها:
برفی, زندگی
+ چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۶ زمستانی ترین |