|
برای ارزوهایی که مردند... برای سکوت های کر کننده ام ... برای سکوت های سنگین تر از فریادم...
|
خدایا منو به دوران ما قبل برفی و برفینه ببر
اینجایی که وایسادم درد دارم... تمام مغز استخوانم میسوزد
موریانه تمام بدنم را میسوزاند. میجود بدون آنکه تمام کند مرا
خدایا منو برگردون، ببر، یا حذف کن... هرکاری که از دستت میاد بکن... اینجا بدون برفی درد دارد