برای ارزوهایی که مردند... برای سکوت های کر کننده ام ... برای سکوت های سنگین تر از فریادم...
بزار دقیقن بهت بگم چه حسی دارم... وقت اسم تو میاد وسط... وقتی پروفایلت میبینم انگار دکمه زمانو زدم... منو میبره یه دنیای دیگه.... یه سرگیجه خوب دارم.... اینطور که بزار اینجوری بگم تا حالا سرتو کردی توی آب؟ دیدی نفس نمیکشی؟  یه حسی داری انگار تو این دنیا نیستی. آب تمام بدنتو گرفته و خنک کرده....  هرچقدر چشماتو میبینم بیشتر غرق میشم.... وقتی پیام نمیدی جس خفگی زیر آبو دارم.... 

راه حلش اینه که نتو فطع کنم...

برفی هوای فنچتو داشته باش.... بی خبرم نزار

 

 


برچسب‌ها:
برفی, ساکنین شهر گا, 92, تو خون تو رگ
+ یکشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |