برای ارزوهایی که مردند... برای سکوت های کر کننده ام ... برای سکوت های سنگین تر از فریادم...

چی تو چشاته که تورو اینقدر عزیز میکنه

این فاصله داره منو بی تو مریض میکنه

این که نگات نمیکنم یعنی گرفتار توام

رفتن همه ولی نترس من که طرفدار توام

هرچی سرم شلوغ شد رو قلب من اثر نذاشت

بدوت تو دنیای من انگار تماشاگر نداشت

منو نمیشه حدس زد با این غرور لعنتی

هیج وقت نخواستم ببینیم تو لحظه ناراحتی

میخواستم نبخشمت یکی ازت تعریف کرد

دیدن تنهایی تو منو بلاتکلیف کرد

بیا و معذرت بخواه از جشنی که خراب شد

از اون که واسه انتقامم از تو انتخاب شد

هرچی سرم شلوغ شد رو قلب من اثر نذاشت

بدوت تو دنیای من انگار تماشاگر نداشت

منو نمیشه حدس زد با این غرور لعنتی

هیج وقت نخواستم ببینیم تو لحظه ناراحتی

منبع

+ دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۱ زمستانی ترین |

به ارامی اغاز ب مزدن میکنی

اگر سفر نکنی

اگر کتاب نحوانی

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی

اگر از خودت قدر دانی نکنی

تو به آرامی اغاز به مردن میکنی

اگر برده ی عادات خود شوی

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی

امروز زندگی را اغاز کن

امروز مخاطره کن

امروز کاری کن

نگذار که به ارامی بمیری

+ یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۱ زمستانی ترین |
منو از من نرونجونم

از این دنیا نترسونم

تمامِ دلخوشیهامو

به اغوشِ تو مدیونم

یه جایی تویِ قلبت هست

که روزی خونه ی من بود

به این زودی نگو دیره

به این زودی نگو بدرود


یه جایی تویِ قلبت هست

که روزی خونه ی من بود

به این زودی نگو دیره

به این زودی نگو بدرود
+ سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۱ زمستانی ترین |
شبی

 مرا خواهی دید

که شالی سفید بر سر دارم

و در خیابان

کف بینی می کنم تا بیابم دختری را که تو در فالش هستی

و دستان حسرت دیده ام را بالا می گیرم تا خط عمرم را ببینند که دور از تو ،چه بی سرانجام است

انگار چشم هایت تمام شهر را می پاید

انگار...

انگار غرورت را دیگر نخواهم داشت

وقتی مردم پوزخند می زنند و از سراب برایم می گویند....

سال هاست که قهوه نمی خورم

اما دست هایم را چه کنم؟

فراری ام از هر فالی که تو را برایم رقم نزند.....

منبع

+ یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۱ زمستانی ترین |
امسال پاییز یکسره سهم شما بهار

ما را در این زمانه چه کاریست با بهار

از پشت شیشه های کدر مات مانده ام

کاین باغ رنگ کار خزان است یا بهار

حتی ترا از حافظه گل گرفته اند

ای مثل من غریب در این روزها بهارا

دیشب هوایی تو شدم باز این غزل

صادق ترین گواه دل تنگ ما بهار

گلهای بی شمیم به وجدم نمی کشند

رقصی در این میانه بماناد تا بهار
+ یکشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۱ زمستانی ترین |
نسیم و مهراد هیدن :
دلم تنگ شده دلم تنگ شده...

مهراد هیدن :
گرفت لجن درمو
گم کردم خودمو
ولی‌ تاریکی‌ مرد و من دیدم صبحمو
من باید بحث کنم هر دفعه تا بس کنی‌
ببین هرچی‌ که هست دورم مال منه نه از تو نیست
طوفانو رد شدم
شروع فصل دو
وسطو جوییدم
ته موندش برا تو
این شده دست دو که هر دفعه یه لحظه تو میفتی باز پایینو میگیرم دو تا دستتو
تولدمه
سلامتی‌ پدرمکه برد منو نوک قول هل داد که بپرم
 قول داد که پسرم
شک نکن یه ذرم
یه روزی میاد میگی‌ من از همه اینا بهترم
ولی غرورم سر جاشه فرودو میپرم
بازیو میبازم قبل اینکه ببرم
تو باید بشکافی روحو جونت
فدا کنی‌ پوستو گوشتو استخونتو
نسیم و مهراد هیدن :
دلم تنگ شده..دلم تنگ شده...

سیجل :
زیر آفتاب برزیل
نشستی دم بار با یه هنسی
 بهم بگو لبه آب داری چه حسی؟
دور از پلاستیکو کاردای فلزی
 خوبه نه این حس هر روزمه
 دنیارو میگیرم انگار عروسمه
بازی‌ می‌کنم باهاش انگار عروسکه
نشستم این بالا نوک قله
 سرو مرو گنده
 همچی‌ آروم مثه صبح جمعه
ولی‌ بعضی‌ وقتا این بالا سرد می‌شه
نوک قله ای می‌خوای بالاتر ری هی‌
ولی‌ سردیو دیگه چیزی حس نمیکنی‌
روی اکس و  نیکوتین فقط میگذرونی جای اینکه زندگی‌ کنی‌
 ساعت ۵ شده دلم بازم تنگ شده
ولی‌ راه برگشت نیست
چشمام می‌شه با یه لبخند خیس

نسیم و مهراد هیدن :
دلم تنگ شده
دلم تنگ شده

مهراد هیدن :
تو شب تاریکم صبحو کردی نقاشی
اگه یه وقت نبودی فردا چی
دلم تنگ شده
دلم تنگ شده

منبع

+ دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۱ زمستانی ترین |

من گلی پژمرده دارم در سرابی

بی نصیبی تشنه كام قطره ابی

من گلی خشكیده دارم بر مزاری

ارزو مند شفای دست یاری


در سراب سینه من

یك گل غم تشنه مرده

بر مزار ارزوها

قلب تنگم جان سپرده


این منم اری كه دارم دلی

تشنه كام مهر یاری

قطره ای از سیل عشق تو را

از تو میخواهم به زاری


در سراب سینه من

یك گل غم تشنه مرده

بر مزار ارزوها

قلب تنگم جان سپرده

منبع

+ یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۱ زمستانی ترین |