|
برای ارزوهایی که مردند... برای سکوت های کر کننده ام ... برای سکوت های سنگین تر از فریادم...
|

هرگز هرگز هرگز ... بی تو نمی خندم!
بی تو بر دل عشقی ... هرگز نمی بندم!
خدا خدا خدایا ،
اگر به کام من ،
جهان نگردانی ،
جهان بسوزانم!!
اگر خدا خدایا ،
مرا بگریانی ،
من آسمانت را،
زغم بگریانم!!
منم که در دل ،
ز نامرادی ،
فسانه ها دارم!!
منم که چون گل ،
شکُفته بر لب ،
ترانه ها دارم!!
هرگز هرگز هرگز ... بی تو نمی خندم!
بی تو بر دل عشقی ... هرگز نمی بندم!
تویی آن فروغ آرزوها ،
که رنگ جستجو را ،
پایان تویی!!
تو بیـــــــا
که بی تو آه سردم
که بی تو موج دردم
درمان تویی!!
منم که در دل
ز نا مرادی
فسانه ها داره!
منم که چون گل
شکفته بر لب
ترانه ها دارم!
هرگز هرگز هرگز ... بی تو نمی خندم!
بی تو بر دل عشقی ... هرگز نمی بندم!

بغـض نکـن بهارِ من بغـض تو آبــم مـی کنـه
گوله اشکـایِ چشـات خـورد و خـرابم مــی کنـه
بغـض نکـن که قـلب من تو سیـنه پـرپـر مــی زنـه
آخـه اون چشمــایِ تـو تمــومِ دنیـایِ منــه
تو چشـات که اشـک مــیاد یه جـورایـی دیـوونـه مـی شم
صـد هـزار آبـادی هـم باشه یه ویـرونـه مـی شم
دستِ تو تو دستـمـه دیگـه مهـم نیست چـی کمـه
بغـض نکـن که بغـض تو آتیـش به جـونم مـی زنـه
وقتـی اشک تو چشمـاته دنیـا سـرم خـراب مـی شه
دشتِ سرسبـز نگـات یهـو بـرام سـراب مـی شه
بغضِ تو مـثل یه خنجـر تیکـه پــارم مـی کـنه
بغض نکـن غـمِ چشـات داره بیچــارم مـی کنـه
من مـی خوام که چشمِ تو زلال و آفتــابی بـاشه
من باشـم ، تو باشـی و یه شب مهتـابی باشه
هرچـی گفـتی تو باشه حتـی اگـه به قیمـتِ
سوختن و شکسـتن و عمــری بیتــابی باشـه
بغـض نکـن بهارِ من بغـض تو آبــم مـی کنـه
گوله اشکـایِ چشـات خـورد و خـرابم مــی کنـه
بغـض نکـن که قـلب من تو سیـنه پـرپـر مــی زنـه
آخـه اون چشمــایِ تـو تمــومِ دنیـایِ منــه
تو چشـات که اشـک مــیاد یه جـورایـی دیـوونـه مـی شم
صـد هـزار آبـادی هـم باشه یه ویـرونـه مـی شم
دستِ تو تو دستـمـه دیگـه مهـم نیست چـی کمـه
بغـض نکـن که بغـض تو آتیـش به جـونم مـی زنـه
وقتـی اشک تو چشمـاته دنیـا سـرم خـراب مـی شه
بغضِ تو مـثل یه خنجـر تیکـه پــارم مـی کـنه
داره بیچــارم مـی کنـه ...
من مـی خوام که چشمِ تو زلال و آفتــابی بـاشه
من باشـم ، تو باشـی و یه شب مهتـابی باشه
هرچـی گفـتی تو باشه حتـی اگـه به قیمـتِ
سوختن و شکسـتن و عمــری بیتــابی باشـه
بغـض نکـن بهارِ من بغـض تو آبــم مـی کنـه
گوله اشکـایِ چشـات خـورد و خـرابم مــی کنـه
بغـض نکـن که قـلب من تو سیـنه پـرپـر مــی زنـه
آخـه اون چشمــایِ تـو تمــومِ دنیـایِ منــه
تو چشـات که اشـک مــیاد یه جـورایـی دیـوونـه مـی شم
صـد هـزار آبـادی هـم باشه یه ویـرونـه مـی شم
دستِ تو تو دستـمـه دیگـه مهـم نیست چـی کمـه
بغـض نکـن که بغـض تو آتیـش به جـونم مـی زنـه
ببوسمت
بخورمت
ببوسمت. بکنمت
تو ام در آغوش من جواب بدیآب بدی محکم بغلم کنی

یه حس تفسیر وحشتناک
تو عاشق چیزی که پنهونه
من عاشق چیزی که میبینم
حس دلتنگیمو بشناس
حس عاشقانه ی من
راز این خونه سکوته
حرمت سکوتو نشکن
اگه این ترانه هر شب سرشو به در نکوبه
کی میدونه اینجا بودن واسه من بده یا خوبه
منو رها نمیکنه
گرمیه مستی یار
تویه رگهای تنم
میبینم دلم میخاد با یکی حرف بزنم.....
چرا ایجوریِـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ؟
یعنی تو ................ هستی.