برای ارزوهایی که مردند... برای سکوت های کر کننده ام ... برای سکوت های سنگین تر از فریادم...
من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم
الکی بگم جدا شیم تو بگی که نمیتونم

من فقط عاشق اینم بگی از همه بیزاری
مثل روز پیدام نشه تا ببینم چه حالی داری

من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم
اینقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم.

 

من فقط عاشق اینم ، روزایی که با تو تنهام
کار و بار زندگیمو بزارم برای فردا

من فقط عاشق اینم وقتی از همه کلافم
بشینم 1 گوشه ی دنج موهای تو رو ببافم

عاشق اون لحظه ام که .... پشت پنجره بشینم ،
حواست به من نباشه تو رو دزدکی ببینم

من فقط عااشق اینم عمری از خدا بگیرم
اینقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم

من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم
اینقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم

منبع

+ شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۸۸ زمستانی ترین |

بايد تورو پيدا کنم شايد هنوز هم دير نيست


تو ساده دل کندي  ولي تقدير بي تقصير نيست


با اينکه بي تاب مني بازم منو خط ميزني


بايد تورو پيدا کنم تو با خودت هم دشمني


کي با يه جمله مثل من ميتونه آرومت کنه


اون لحظه هاي آخر از رفتن پشيمونت کنه


دل گيرم از اين شهر سرد اين کوچه هاي بي عبور


وقتي به من فکر ميکني حس ميکنم از راه دور


آخر يه شب اين گريه ها سوي چشامو ميبره


عطرت داره از پيرهني که جا گذاشتي ميپره


بايد تو رو پيدا کنم هر روز تنها تر نشي


راضي به با من بودنت حتي از اين کمتر نشي


پيدات کنم حتي اگه پروازمو پرپر کني


محکم بگيرم دستتو احساسمو باور کني


پيدات کنم حتي اگه پروازمو پرپر کني


محکم بگيرم دستتو احساسمو باور کني


بايد تورو پيدا کنم شايد هنوز هم دير نيست


تو ساده دل کندي  ولي تقدير بي تقصير نيست


بايد تو رو پيدا کنم هر روز تنها تر نشي


راضي به با من بودنت حتي از اين کمتر نشي

منبع

+ شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۸۸ زمستانی ترین |

نمی دونم چرا هنوز 

یاد تو می افتم

که با هر قطره ی اشکت

من هم مثل تو آشفتم

نمی دونم چرا من هم

مثل تو بی تابم

شب هایی که تو بی تابی 

به یاد تو نمی خوابم


اون قدر گفتند که آزادیم

به مرگ ساده تن دادیم

شاید از جرم دیروزه

که به این روز افتادیم


من هم هم رنگ تو میشم

سراغ عشقو می گیرم

که با هر قطره ی خونت

من هم مثل تو می میرم


پای حرف تو می مونم

که امیدو به من دادی

من هم همراه تو میشم 

به عشق صبح آزادی

به عشق صبح آزادی


سکوتو می شکنی این بار

بفهمن که هنوز هستی

با فریادت نشون میدی

که از هیچی نمی ترسی


داره آروم جون میده

نسلی که مرگو فهمیده

نمی دونم چرا اما 

آزادی بوی خون میده

منبع

+ سه شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۸۸ زمستانی ترین |

دیگه از جونم چی می خوای ، بیا بازی رو تموم کن

نه دیگه به فکر من باش ، نه دیگه عمر رو حروم کن

خیلی راحت بگو آره ، بازی رو بردی و باختم

من ساده تو خیالم چه بتی رو از تو ساختم

برو طاقتم تمومه ، نذار دل بسته ترت شم

اولین و آخرین عشق ، نمی خوام دردسرت شم

به خودت گفتی مهم نیست ، دیگه دل بسته و پیره

این جوری که ساده لوحه ، خودشم می ذاره می ره


عشق واسه تو یه بازیه ، بازیه بی حرمت و پست

سرت سلامت خوب من ، گذشتم از هرچی شکست

می سپارمت دست خدا ، می ده خودش جوابتو

دنیا با هر چی هست و نیست به نام ما ، به کام تو


تو خیالم ، توی رویا تو رو دارم ای عزیزم

باشی و نباشی با من ، تویی عمرم ، همه چیزم

تو چه باشی ، چه نباشی ، سهم من از تو دریغه

حرفامو کسی می فهمه که اسیر نارفیقه

کاری از من بر نمیاد ، کوه دردم ولی خاموش

خبر از من نمی گیری ، تا شاید بشم فراموش

می دونم منو نمی خوای ، تو رقیب هات من شدم گم

همین چند روزم که موندم یا کلک بود یا ترحم

چندمین بیچارتم من ، اولیشم شایدم صد

اما خوب اینو می دونم عشق من دل تو رو زد


عشق واسه تو یه بازیه ، بازیه بی حرمت و پست

سرت سلامت خوب من ، گذشتم از هرچی شکست

می سپارمت دست خدا ، می ده خودش جوابتو

دنیا با هر چی هست و نیست به نام ما ، به کام تو


منبع

+ سه شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۸۸ زمستانی ترین |

ırmak mı anlayacaksın


Senin gibi birisine düşte gör


Sen insanın ömrünü yersin.


Son nefesine kadar tüketirsin


Şimdi sen düşün taşın


İkinci bir şans daha tanımıyorum


Aynı hatayı ikilemem ben


Seni bir daha görmek istemiyorum


Soran sorana bak seni bana


Konuşmama hakkım kullanıyorum


Özgürsün şimdi sen sen


Kafana göre takıl dönmüyorum


Son bir kıyak buda benden sana


kocaman kocaman öpüyorum



بنگو مي بوسمت



ترانه و موزيك  :شهرآزاد



 


از دست دادنه؟ یه وقت می فهمی



به یکی مثل خودت دچار می شی اونوقت حالیت می شه



تو عمر آدم رو تباه می کنی و تا آخرین نفس عذابش می دی



 


حالا بشین با خودت حساب کتاب کن



فرصت دومی رو بهت نمی دم



یه خطا رو دوباره تکرار نمی کنم



دیگه نمی خوام ببینمت



 


ازتو ازم می پرسن



من حق سکوتم رو استفاده می کنم



حالادیگه آزادی



برو دنبال امثال خودت، دیگه برنمی گردم



اینم یه یادگاری آخر از من



می بوسمت


referans

+ یکشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۸ زمستانی ترین |

Uzun oldu, ne zor oldu


Kalp yoruldu dön gel, herşey kalsın


Yalnız aşkla, yalnız aşkla dön gel


Affettim, kendini akla,


Sende aşkla, yalnız aşkla dön gel


Yak gel bildiğin ne varsa


Sat gel, gözüm yok para bulda


Yalnız sanadır bu hasretim


Dön gel vaktimiz daraldı


zaten şu yalan dünyada


gel inadı sevdiğim


 


فوندا آرار بسوزون و بیا


 


طولانی شد و چه سخت،قلب خسته شد برگرد



بذارهمه چیز تنها باعشق بمونه



بخشیدمت،خودت رو فقط با عشق سپید کن وبرگرد



 


بسوزون هرچیزی رو که می دونی داری



بفروش هر چی داری و بیا ،چشمم دنبال پول و ثروت نیست



حسرتم فقط برای توئه



برگرد وقتمون تنگ شد تو این دنیای دروغ



بیا و یه بار کار برعکس(دنیا) کنیم،برگرد

+ یکشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۸ زمستانی ترین |

Sana bana geri dönmez bu rüya

Yana yana kölen olmuştum ya

Artık ağlamam kapandı bak yaram

Ağlamak sıra sırayla

 

Sözlerin yabancı birini hiç aratmıyor

Kalbin mi durdu güzelim yoksa bana mı atmıyor

 

? Aşk mı gurur mu

? sende hüküm süren

Hiç terkeder mi 

? Kalpten seven

 

? Aşk hep adil mi

? Kanun bilir mi

Söyle gider mi

? Kalpten seven

 

گؤکهان اؤزن –گریه به نوبت


 


این رویا برای من و تو برنمی گرده


غلام حلقه به گوشت شده بودم


دیگه گریه نمی کنم ببین زخمم خوب شده


حالا گریه به نوبت


 


حرفات به دنبال یه غریبه نیست


قلبت ایستاده یا این که دیگه برای من نمی تپه


 


عشقه یا غروره که


به تو فرمان می ده؟


آیا کسی که از ته دل دوست داره رها می کنه و می ره؟


 


آیا عشق همیشه عادله؟


قانونی داره؟


بگو آیا کسی که از قلب دوست داره رها می کنه می ره؟


+ یکشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۸ زمستانی ترین |

مرا به زندگي باز گردان

  

how can you see into my eyes like open doors

چگونه مي تواني آنسوي نگاهم رامانند دري گشوده

leading you down into my core

كه تو را به اعماق وجودم هدايت مي كند، ببيني

where I’ve become so numb without a soul my spirit sleeping

جائي كه بدون روح بي حس شده ام روح من

somewhere cold

در مكاني سرد آرميده است

until you find it there and lead it back home

تا زماني كه تو او را در آنجا بيابي و به خانه بازگرداني

 

(Wake me up)

بيدارم كن

Wake me up inside

از درون بيدارم كن

(I can’t wake up)

نمي توانم بيدار شوم

Wake me up inside

از درون بيدارم كن

(Save me)

رهايم كن

call my name and save me from the dark

اسمم را صدا بزن و ازاين تاريكي نجاتم بده

(Wake me up)

bid my blood to run

خونم را به حركت وادار

(I can’t wake up)

before I come undone

قبل از آن كه از دست بروم

(Save me)

save me from the nothing I’ve become

از هيچ بودني كه مبتلا شده ام رهايم كن

 

now that I know what I’m without

اكنون كه ميدانم بدون آن چه هستم

you can't just leave me

نمي تواني اين گونه تّركم كني

breathe into me and make me real

در وجودم روحي تازه به دّم و به من وجودي حقيقي ببخش

bring me to life

مرا به زندگي باز گردان

 

(Wake me up)

Wake me up inside

(I can’t wake up)

Wake me up inside

(Save me)

call my name and save me from the dark

(Wake me up)

bid my blood to run

(I can’t wake up)

before I come undone

(Save me)

save me from the nothing I’ve become

 

Bring me to life

مرا به زندگي باز گردان

(I've been living a lie, there's nothing inside)

با دروغي زندگي كرده ام، در درون هيچ چيز وجود ندارد.

Bring me to life

مرا به زندگي باز گردان

 

frozen inside without your touch without your love darling only you

بدون لمس تو، بدون عشق تو عزيزم، درون وجودم سرد و يخ زده است

are the life among the dead

فقط تو در ميان مردگان، زندگي هستي

 

all this time I can't believe I couldn't see

هيچگاه نمي توانم باور كنم كه در تاريكي گرفتار بودم

kept in the dark but you were there in front of me

و نمي توانستم ببينم در حاليكه تو آنجا در برابر من ايستاده بودي

I’ve been sleeping a thousand years it seems

گويي هزار سال در خواب بوده ام

got to open my eyes to everything

مي بايست چشمانم را بر همه چيز بگشايي

without a thought without a voice without a soul

بدون انديشه بدون صدا بدون روح

don't let me die here

نگذار در اينجا بميرم

there must be something more

چيز بيشتري بايد وجود داشته باشد

bring me to life

مرا به زندگي باز گردان

 

(Wake me up)

Wake me up inside

(I can’t wake up)

Wake me up inside

(Save me)

call my name and save me from the dark

(Wake me up)

bid my blood to run

(I can’t wake up)

before I come undone

(Save me)

save me from the nothing I’ve become

 

(Bring me to life)

I’ve been living a lie, there’s nothing inside

(Bring me to life)

reference

+ یکشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۸ زمستانی ترین |

i'm so tired of being here

من از بودن در اينجا بسيار خسته ام


suppressed by all of my childish fears

سرکوب شده بوسيله تمامي ترسهاي کودکانه ام


and if you have to leave

و اگر مجبور به ترک من هستي


i wish that you would just leave

من آرزو مي کنم که تو هم اکنون ترکم کني


because your presence still lingers here

زيرا وجود تو هنوز اينجا پرسه مي زند (همراه من است)


and it won't leave me alone

و مرا تنها نخواهد گذاشت


these wounds won't seem to heal

به نظر مي رسد که اين زخم ها التيام نخواهند يافت


this pain is just too real

اين درد بيش از حد واقعي است


there's just too much that time cannot erase

و آن قدر زياد است كه زمان نمي تواند آن را محو كند


when you cried i'd wipe away all of your tears

وقتي كه گريه مي كردي ، تمام اشكهايت را پاك مي كردم


when you'd scream i'd fight away all of your fears

وقتي كه فرياد ميزدي من با تمام ترسهايت مبارزه مي کردم (و آنها را از تو دور مي کردم)


and i've held your hand through all of these years

و من در تمامي اين سالها ، دست تورا در دست داشتم


but you still have all of me

اما تو هنوز، تمام وجودم را در اختيار داري


you used to captivate me by your resonating light

تو هميشه با نور جادويي و طنين اندازت ، مرا شيفته خود مي ساختي


but now i'm bound by the life you left behind

اما اکنون در زندگي اي كه تو برايم به جا گذاشتي گير افتاده ام


your face it haunts my once pleasant dreams

تنها روياي دلپذير من چهره ي توست که همواره در مقابل من است


your voice it chased away all the sanity in me

اين صداي تو بود كه مرا مدهوش ساخت {تمام عقل و هوش را از من دور كرد}


these wounds won't seem to heal

به نظر مي رسد که اين زخم ها التيام نخواهند يافت


this pain is just too real

اين درد بيش از حد واقعي است


there's just too much that time cannot erase

و آن قدر زياد است كه زمان نمي تواند آن را محو كند


when you cried i'd wipe away all of your tears

وقتي كه گريه مي كردي ، تمام اشكهايت را پاك مي كردم


when you'd scream i'd fight away all of your fears

وقتي كه فرياد ميزدي من با تمام ترسهايت مبارزه مي کردم (و آنها را از تو دور مي کردم)


and i've held your hand through all of these years

و من در تمامي اين سالها ، دست تورا در دست داشتم


but you still have all of me

اما تو هنوز، تمام وجودم را در اختيار داري


i've tried so hard to tell myself that you're gone

به سختي تلاش کردم تا به خود بگويم {بقبولانم} که تو رفته اي


and though you're still with me

اگر چه تو هنوز با مني


i've been alone all along

من در تمام اين مدت تنها بود ه ام

Reference

+ یکشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۸ زمستانی ترین |

اگر از تو بخواهم با من برقصی میرقصی؟

میروی و دیگر پشت سرت را هم نگاه نمیکنی؟

اگر مرا در حال گریه کردن ببینی گریه میکنی؟

آیا امشب وجود مرا نجات خواهی داد؟


اگر لب هایت را لمس کنم میلرزی؟

قهقهه میزنی؟…او لطفا اینها را به من بگو

حالا برای کسی که عاشقش هستی میمیری؟

مرا امشب در بازوان خود میگیری؟



من میتوانم قهرمان تو باشم عزیزم

و درد را ببوسم و کنار بگذارم

من برای همیشه در کنارت خواهم بود

تو میتوانی نفسم را بند بیاوری


قسم میخوری که برای همیشه متعلق به من باشی؟

دروغ خواهی گفت؟فرار خواهی کرد و پنهان خواهی شد

خیلی در عمق هستم؟

عقلم را از دست داده ام؟

برای من مهم نیست…تو امشب اینجا هستی


فقط میخواهم در آغوشت بگیرم


خیلی در عمق هستم؟

عقلم را از دست داده ام؟

برای من مهم نیست…تو امشب اینجا هستی



تو میتوانی نفسم را بند بیاوری


من میتوانم قهرمان تو باشم


Would you dance if I asked you to dance
Would you run and never look back
Would you cry if you saw me crying
Would you save my soul tonight

Would you tremble if I touched your lips
Would you laugh oh please tell me these
Now would you die for the one you love
Hold me in your arms tonight

I can be you hero baby
I can kiss away the pain
I will stand by you forever
You can take my breath away

Would you swear that you’ll always be mine
Would you lie would you run and hide
Am I in too deep
Have I lost my mind
I don’t care you’re here tonight

I just want to hold you
Am I in too deep
Have I lost my mind
Well I don’t care you’re here tonight

You can take my breath my breath away

reference

+ یکشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۸ زمستانی ترین |
نمک رو زخم من نپاش ، من زخمی غرورتم
با این همه بدی ببین ، هنوز سنگ صبورتم
از درد من قصه نگو ، قصه ی من تکراریه
مردن من همیشگی ، واسه دل تو عادیه

جلو چشم غریبه ها ، چه قدر خوار و حقیر شدم
هیچی ازم نذاشتی تو ، وقتی دیدی اسیر شدم
وقتی نبودم هیچ کسی با دلت هم بازی نبود
خاک سیاه نشوندیم و دلت هنوز راضی نبود

عشقتو تو سرم نزن ، ان قد بهم نگو بمیر
تموم هستیم مال تو ، غرورمو ازم نگیر
چرا همیشه تبرت ، رو ریشه ی دل منه
بگو چرا قلب منه باید همیشه بشکنه

چه روزهایی که سوختمو ، به پای تو حروم شدم
یه عمری من دل بستمو ، تو چشمای تو گم شدم
دیگه چی می خوای از دلم ، هر چی که می خواستی دیدی
به عشق پاک و بی ریام ، توی دلت می خندیدی

عشقتو تو سرم نزن ، ان قد بهم نگو بمیر
تموم هستیم مال تو ، غرورمو ازم نگیر
چرا همیشه تبرت ، رو ریشه ی دل منه
بگو چرا دل منه باید همیشه بشکنه

منبع

+ جمعه بیست و یکم اسفند ۱۳۸۸ زمستانی ترین |
?Allahim neydi gunahim = My God! What was my sin
?Gunahim neydi Allahim = What was my sin, my God
Dualarimda yalvarmishtim = I had begged in my prayers
(Onla olmakti isyanim = My revolt was to live with her(him

Can yoldashim arkadashim = My soul mate, my friend
Kaderimdi, sen yazmishtin = She(he) was my destiny, you had written
?Ben nerde yanlish yaptim = Where did I make a mistake

Bitti dunyam ziyan oldum ziyan = My world has been ruined, I have been frittered
Ah bir anlasam nerede nerede nerede = If only I could understand, where, where, where
?Ben nerde yanlish yaptim = Where did I make a mistake

Mumlar yakmishtim, yalvarmishtim = I had lit candles, I had begged
Sen yazmishtin, olabilirdi = You had written, it could have been
Sevgi yeterdi, sen kaldirdin = Love was enough, you abolished
!Allah'im = My God

Ben nerde yanlish yaptim = Where did I make a mistake
Allah'im = My God
referans

+ چهارشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۸۸ زمستانی ترین |