برای ارزوهایی که مردند... برای سکوت های کر کننده ام ... برای سکوت های سنگین تر از فریادم...

It's late in the evening

She's wonderin' what clothes to wear

She puts on her make-up

And brushes her long blonde hair

And then she asks me, "Do I look all right?"

And I say, "Yes, you look wonderful tonight"


We go to a party

And everyone turns to see

This beautiful lady

Is walkin' around with me

And then she asks me, "Do you feel all right?"

And I say, "Yes, I feel wonderful tonight"


I feel wonderful

Because I see the love light in your eyes

And the wonder of it all

Is that you just don't realize

How much I love you


It's time to go home now

And I've got an achin' head

So I give her the car keys

And she helps me to bed

And then I tell her as I turn out the light

I say, "My darlin', you were wonderful tonight

Oh, my darlin', you were wonderful tonight"

Reference | ترجمه فارسی

+ پنجشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۱ زمستانی ترین |

کروس [ نسیم ]: 

اینجا باز دم صبحیمو سیگار صورتی 

داغونمو و تویی که تنها دوست منی 

تو مهمونیا ، بعد شیطونیا آآآ ، تو بودی بام ، تو بودی بام 


ورس 1 [ سیجل ]: 

نه خوبیم نه بدیم // همدیگرو و بلدیم 

دنیا داره میرونه رو صندلی عقبیم // اینجا مثه سینکیما تیکه و پاره دنبال آتیش میدوایم 

دل طلب کارو راضیش میکنیم // ولی بازم توایی چون جات میاد عشقه دیگه 

بازم عشقت زندگیمه // له شدیم مثه میوه // باید بریم بریم دیگه 

این همه چیز بین ماست // تو سرم عینه تاس میچرخه و میچرخه تو بودیو یه لباس 

بودی تو تو بغلم ، گردنت بود رو لبم // آفتاب طلوع اصن نمیکرد اون روز فقط 

من و تو با نور شمع ، کاری کرد آروم بشم // صدات و بارون شب ، با تو خوبه داغونه شب 


کروس [ نسیم ]: 

اینجا باز دم صبحیمو سیگار صورتی 

داغونمو و تویی که تنها دوست منی 

تو مهمونیا ، بعد شیطونیا آآآ ، تو بودی بام ، تو بودی بام 


بریج [ هیدن و نسیم ]: 

اینجا باز دم صبحیمو سیگار صورتی 

داغونمو و تویی که تنها دوست منی 

تو مهمونیا ، بعد شیطونیا آآآ ، تو بودی بام ، تو بودی بام 


ورس 2 [ هیدن ]: 

صبح زود ، صبخیر به زور و خمیازه // برگا ریختن و بی ریخت شدن تو فصلی تازه 

موندیم منو تو یه بطری آب که خوردی آروم // چش ریز پلکا خیس جلوم چه مُردی آسون 

میاد سفید بهت ، تو اردیبهشت // پریدیم سمت ماه با دست باز خوردیم بهش 

من Pete ، تو Kate Moss اِ منی // ساخته واسه همیم 

معروفیم ، پس اُرد میدیم برامون بشکافِ زمین 


کروس [ نسیم ]: 

اینجا باز دم صبحیمو سیگار صورتی 

داغونمو و تویی که تنها دوست منی 

تو مهمونیا ، بعد شیطونیا آآآ ، تو بودی بام ، تو بودی بام 


ورس 3 [ ام جی ]: 

من روزای خوب یادم میاد // بودیم دو تا آدمیزاد 

حال کردیم با هم زیاد // هرجام باشم با من میاد 

یاد و خاطرش ، باز دوباره تش // رابطه خوندس با تو فاتحه اش 

پس بیا دو تایی خاکش کنیم // پاک کن بیار اصن پاکش کنیم 

چرا ساکت شدی؟ یه چیزی بگو // قبل اینکه همه چیز و بخوای بریزی دور 

پ برو دنبال کارت // منم دنبال کارم // تو رو میخوام چی کار وقتی دنیا رو دارم 

وقتی صبح پا میشم ، شبا خوشحال و شادم // همه چی خوب نیست یه غمی 

تو هم نیست بگی // میرم وقت تو بازی // نمی رسیم به همه مثله دوتا خط موازی 


ورس 4 [ جی جی ]: 

واتس آپ من وتو تا ساعت 5 صبح // تکست تکست برا تو چک چک 

اما خوب منم پسرم // اینو بفهم که خرم // راحت گول می خورم وقتی دوری ازم 

شاید نباید اون شب میاوردم اونو خونه // بعد کنسرت داغون صبحش دیدم که روبه رومه 

خودمو فش دادم چون الان وجدانم کثیف تر از اون سیگاری که کشید صبح با من 


کروس [ نسیم ]: 

اینجا باز دم صبحیمو سیگار صورتی 

داغونمو و تویی که تنها دوست منی 

تو مهمونیا ، بعد شیطونیا آآآ ، تو بودی بام ، تو بودی بام 


بریج [ هیدن و نسیم ]: 

اینجا باز دم صبحیمو سیگار صورتی 

داغونمو و تویی که تنها دوست منی 

تو مهمونیا ، بعد شیطونیا آآآ ، تو بودی بام ، تو بودی بام 


نمیخوام برم زوده /// اینا داستانمونه // با تو داغونم خوبه 

بَ بَ بَ رَ رَ آخرین بارمون بوده // چون راهمون دوره // بذار رازمون روشه 


اینجا باز دم صبحیمو سیگار صورتی 

داغونمو و تویی که تنها دوست منی 

تو مهمونیا ، بعد شیطونیا آآآ ، تو بودی بام ، تو بودی بام 


آوترو [ نسیم و هیدن ]: 

سیگار صورتی... 

صبح زود ، صبخیر به زور و خمیازه

منبع

+ پنجشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۱ زمستانی ترین |

لعنت به من چه ساده دل سپردم

لعنت به من اگه واسش میمردم

دستِ منو گرفتو بد وِلَم کرد

لعنت به اون کسی که عاشقم کرد

لعنت به من چه ساده دل سپردم

لعنت به من اگه واسش میمردم

دستِ منو گرفتو بد وِلَم کرد

لعنت به اون کسی که عاشقم کرد

لعنت به اون کسی که عاشقم کرد

یکی بگه، یکی بگه که ماهه من کی بوده

مسبب گناهِ من کی بوده

سهمِ من از نگاهِ تو همین بود

عشقِ تو بدترین قسمتِ بهترین بود

تو دِلِ بارون منو عاشقم کرد

بینِ زمین و آسمون منو ولم کرد

یکی بگه چجوری شد که این شد

سهمِ تو آسمون و من زمین شد

لعنت به من چه ساده دل سپردم

لعنت به من اگه واسش میمردم

دستِ منو گرفتو بد وِلَم کرد

لعنت به اون کسی که عاشقم کرد

+ پنجشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۱ زمستانی ترین |

بانوی من امشب ترانه سازی کن

با این شب وحشی دوباره بازی کن

بانوی سرگردون عاشقترین میشم

دور حریم تو دیوار چین میشم

قد میکشم تا سیب حوای رویایی

بهشت همین دنیاست وقتی تو اینجایی

دستامو می بخشم به اعتماد تو

چهل ستون میشم امشب برای تو

یه اتفاق راهِ تا شب شکن باشی

پلنگ مغرورم تو ماه من باشی

بانوی من امشب ترانه سازی کن

با این شب وحشی دوباره بازی کن

بانوی سرگردون عاشقترین میشم

دور حریم تو دیوار چین میشم

میچینم این سیب رو حوای رویایی

بهشته این دنیا وقتی تو اینجایی

دستامو می بخشم به اعتماد تو

چهل ستون میشم امشب برای تو

یه اتفاق راهِ تا شب شکن باشی

پلنگ مغرورم تو ماه من باشی

منبع

+ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۱ زمستانی ترین |
نفرت دارم از آدمای جانماز آب بِکِشــــــــــــــــــــــــ
+ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۱ زمستانی ترین |
کاش میشد حرف دلشون رو بهت بِگن... بِگَن چی تو دلشون میگذره نسبت به تو... چه انتظاری دارن از تو.... اما همیشه وقتی حرف میشنوی که آب از سَر دَرحالِ عبوره... شاید یک قطره یا شایدم یک وجب ... مهم مقدارش نیست... مهم اینه که حرفها بخاطر یک سری غرور مزخرف گفته نمیشه.... و یا گفته میشه و جدی رفته نمیشه یا گفته میشه و شنیده نمیشه... یا گفته میشه و باور نمیشه... یا شاید اشتباهی فهمیده میه... و یا شاید های دیگه و همیشه...

کاش دوستانِ من درگیرِ بازی با کلمات نَشَن... کاش بدونن که واقعن وجدشون برام مهمه ... من آدمی هستم که عشق و علاقه رو شاید تو دلم حبس کنم و نشون ندم.. متوجه باشین ای کسانی که منو میشناسین.... یعنی چی... احساس یعنی چی... اینکه یه آدم چه جوری میتونه از ته دل دوست داشته باشه حتا تا پای جون هم جلو بره.. کاش به احساس به روح خودمون احترام بزاریم... کاش خودخاه نباشیم... کاش زندگیو برای هم بخایم ... نه برای حودمون...

+ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۱ زمستانی ترین |
خونه ها خیسه. دلا پاییزه. بارونِ هستی ازمن میریزه یا از غم میریزه اینجاشو دقیقن نمیدونم چیمیگه خانومِ هایده.

روزایه خوبت بگو کجا رفت ؟ تو قصه ها رفت یا از اینجا رفت،

انگار که اینجا هیچکی زنده نیس...

چند خط ادامه میده دوباره میخونه: خونه ها خیسه دلا پاییزه بارونِ هستی از من میریزه...

 همه با هَمَن. همه از هم دورِ دور. روزای بلند شبا سوت و کور.

دارم از بغض میترکم... در حدی که دیگه نمیتونم به این وضع نکبت وار ادامه بدم. میخام دنیارو بدم به صاحبش... با یه دنیا  دلتنگی از خاب بیدار میشم... اآخخخخخخخ دستممممممم... روی بازوم چَپَم خوابیدم درد میکنه... برمیگردم رو به آسمون میشم. ساعت هفتِ عصرِ... اوووووه.. هایده با اینکه خواننده مورد علاقم نیستی... ده سال یه بارم نمیخام موزیکتو بشنوم. اما چنتا آهنگ داری که واقعن شاهکارن. هروقت گوش میدم باهاشون گریه میکنم... خدا رحمتت کنه هایده. صدات غمِ خاصّی داشت... چشامو وا میکنم... پرده های اتاقم کشیده شده .. خونه نیمه تاریکه. سانازو تو اتاق خودش میبینم که رو تختِ سارا خوابیده... درس میخوند برا امتحانش.... میدونم امتحانش سخته... حتی کوچکترین موزیکم گوش نمیدم. سخت داه میخونه واسه امتحان آماده شه. الان چشامو میبندم...دوست دارم تو خونه ی خودم باشم.... همون خونه ی تنها و سبز. فقط به تو به گُلَم فکر کنم. با یه سیگار و نوشیدنیِ گرم از خودم پذیرایی کنم و در حالی که غرق دلتنگیم اشک تو چشامِ کاغذ بیارم جلو . چهرتو با زغال ترسیم کنم... میدونم میتونم ترسیمت کنم... با اینکه خیلی وقته ندیدمت اما خیلی دوست دارم... گُلِ مَن «ی»... اما فعلن که اینجام و هنوز خونه ی خودم نرفتم... قل میدم خونه رو از نوشیدنی و باکس باکسِ سیگار پر میکنم. پر از زغالِ طراحی و کاغذ طراحی.... شومینه ام با چوبایی که خودم قطعه قطعه کردم و پر میکنم... دوست دارم با مشعل یا شمع خونمو روشن کنم شبا... یه موزیکه باهال که قشنگ بیای و تو ذهنم بشینی. و من شروع کنم باهات حرف زدن و اینکه روی کاغذم ببینمت... میدونم شَبای پر از دلتنگی اما عاشونه ایو پشت سر میذارم.... دوست دارم این خونمو که میتونم فقط باتو باشم. فقط جای تو تو این خونس.... یواش یواش صدای کار کردن مامان با مُشَما فریزِر میشنوم.. یواش یواش چشامو وا میکنم... اونقدر تحت تاثیرم که دوست دارم ثبت کنم این لحظه رو...

+ سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۱ زمستانی ترین |

هم دیدنی بودی هم خواستنی بودی

هم چیدنی بودی هم باغچمون گل داشت

زنجیر می خواستم دستاتو بخشیدی

از من تا اون دستات هر دره ای پل داشت

پل بود اما ریخت گل بود اما مُرد

عمر منم قده عشقت تحمل داشت

هر روز پاییزه هر هفته پاییزه

هر ماه پاییزه هر سال پاییزه

دلخونم از چشمات ماه پس ِ ابرم

من کاسه ی صبرم این کاسه لبریزه

آروم نمی گیرم از دست زنجیرم

بی عشق می میرم من روز دیدارم

از دوستی پر من از دوست دلخور من

آجر به آجر من ، من پشت دیوارم

لعنت به این دیدار لعنت به این دیوار

لعنت به این آوار من زیر آوارم

هر روز پاییزه هر هفته پاییزه

هر ماه پاییزه هر سال پاییزه

دلخونم از چشمات ماه پس ِ ابرم

من کاسه ی صبرم این کاسه لبریزه

منبع

+ سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۱ زمستانی ترین |

دلم بشكنه حرفی نیست حقیقت رو ازت میخوام

بهم راحت بگو میری حالا كه سرده رویاهام

نمیدونم كجا بود كه دلت رو دادی دست اون

خودت خورشید شدی بی من منم دلتنگی بارون

یه بار فكر منم كن كه دلم داغون داغونه

تو میری عاقبت با اون كه دستام خالی میمونه

دلم بشكنه حرفی نیست فقط كاش لایقت باشه

میرم از قلب تو بیرون كه عشقش تو دلت جا شه

دلم بشكنه حرفی نیست اگه تو یار و همراشی

ولی میشد بمونی و كمی هم عاشقم باشی

نمیدونم كجا بود كه دلت رو دادی دست اون

خودت خورشید شدی بی من منم دلتنگی بارون

همه فكرش شده چشمات گاهی دستاتو میگیره

یه وقت تنهاش نذاری كه مث من میشه میمیره

دلم بشكنه حرفی نیست فقط كاش لایقت باشه

میرم از قلب تو بیرون كه عشقش تو دلت جا شه

منبع

+ سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۱ زمستانی ترین |

وقتی که باز صدای آب می پیچه توی کوچه‌ها

پر میشه از عطر گل ها، انگار تموم دنیا

میشکفه غنچه گلی، در آرزوی زندگی، 

براش همین کافیه که بهش بگن تو خوشکلی

نگاه گل به آسمون، یه دم کنارش ننشست

به بوته خار دم دست، دلش رو یک نفس نبست

چی شد، چرا این راه به سراب است ؟؟!!

این همه، خام و سست و خراب است !!!؟

یه روز یکی دید گل رو، خواست بچینه تاج سر و

تیزی تیغ ها رو که دید، عقلش بهش گفت که نرو

گل به خار گفت که چرا نمیشی از من ، تو جدا؟؟!

برو میخوام تنها باشم، تو خیلی زشتی به خدا، !!

یه صبح سرد خیلی زود، بوته خار اونجا نبود

با همه عشقی که داشت، با دلـــی که شــکــســـته بود

چشمای گل یه وقتی دید که دستی اونو از شاخه چــیـــد

نـــــگــــاه گل هر جـــا که گشـــت، بوته خاری رو نـــدیــــد، !!

چـــــی شد، چرا این راه به ســـــــراب است ؟؟!!

این همه، خــــــام و ســـــســـت و خـــــراب است، !!!؟

منبع

+ دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۱ زمستانی ترین |

تــو بی نهايت شب وقتی نگات می خنديد

چشمــای خيره ی مـن اندوه تــو نمی ديـد

چـرا غـريـبـه بـودم بــا غــربـت نـگاهـت

تصويــرمو نديدم تــو چشـم بــی گـنـاهت

کاشکـی بـرای قلبت يه آسمون می ساختم

روح بــزرگ تــو رو چــرا نمـی شناختم

آيينه گـريـه می کرد وقتـی تو رو شکستم

ستــاره پشت در بـــود وقتـی درارو بستم

تــو بــودی و سکوت و غروب سرد پاييز

باغچه رو زيرورو کرد برگهای زرد پاييز

حالا مـــنِ غريــبـه دنـبــال تـــو مـی گـردم

بــا قلبِ آسمونيت کمک کــن تــا بــرگـردم

منبع

+ شنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۱ زمستانی ترین |

عذابم بده بگو بدون تو من کیم

ببین منو فقط به یک عذاب از تو راضیم

هجوم عشق تو که روبه من کم نمیکنی

عذابم بده تو که خلاصم نمیکنی

قلبم کنار حست خوشه

این حس یه شب منو میکشه

بغض شبام از اینه

هر روز من همینه

اسمت ادامه من شده

مثل نفس کشیدن شده

این حس از تو گفتن

این بغض هرشب من

حس تو شبا میپیچه دور تنم

عطرتو تا کی تو اتاقم بزنم

مثل من با درد تو میساز تنم

مثل تو هر شب پر خالی شدنم

قلبم کنار حست خوشه

این حس یه شب منو میکشه

بغض شبام از اینه

هر روز من همینه

اسمت ادامه من شده

مثل نفس کشیدن شده

این حس از تو گفتن

این بغض هرشب من


منبع  |  ترانه سرا : روزبه بمانی

+ جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۱ زمستانی ترین |

ببار برایم

تو که هزاران چشمه ی جوشان

پشت مردمکهایت پنهان 

کرده ای

ببار برایم

اشکهایت همان آب حیاتیست

که خضر

نوشید و هنوز 

در به درِ جاودانگیست


ببار برایم 

تو که هزاران چشمه ی جوشان

پشت مردمکهایت پنهان

کرده ای

ببار برایم

اشکهایت همان آب حیاتیست

که خضر نوشید و هنوز 

در به درِ جاودانگیست


ببار برایم

ساعت چشمهایم

عجیب با ساعت ابرها

کوک است

عقربه هایی خلاف مسیر زندگی

که بهم نمیرسن و فقط جفتِ هم میشوند


ببار برایم که تو اشک هایت

برف آب شده ی کوهستان است

بکر و جاری

ببار ببار

سیلاب دردهایت را دوست دارم

منبع

+ پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۱ زمستانی ترین |