|
برای ارزوهایی که مردند... برای سکوت های کر کننده ام ... برای سکوت های سنگین تر از فریادم...
|

نشستم هواتو نفس می کشم
یه چند وقتیه حال من بهتره
دارم راه میفتم ببینم تهش
منو این هوا تا کجا می بره
دارم راه میفتم ببینم تو رو
تویی رو که یه عمری راهی شدی
مگه میشه رد شد نگاهت نکرد
ببین توی آینه چه ماهی شدی
هوایی رو که تو نفس می کشی
دارم راه میرم بغل می کنم
تو با من بمون تا ته این سفر
من این ماهو ماه عسل می کنم
هوایی رو که تو نفس می کشی
دارم راه میرم بغل می کنم
تو با من بمون تا ته این سفر
من این ماهو ماه عسل می کنم
همه زندگیمو بگیری ازم
بازم پای عشق تو وامیستم
یه آدم تو دنیا نشونم بده
بتونه بگه عاشقت نیستم
همه عمر من سجده کردم به تو
من از حسرت غیر تو خالیم
هوایی رو که تو نفس می کشی
دارم راه میرم بغل می کنم
تو با من بمون تا ته این سفر
من این ماهو ماه عسل می کنم
هوایی رو که تو نفس می کشی
دارم راه میرم بغل می کنم
تو با من بمون تا ته این سفر
من این ماهو ماه عسل می کنم

آن لحظه كه از نياز انسان
دارد نه كم از هواي حيوان
يك دانه گندم طلايي
از تشت طلا گرانبها تر
در حادثه هاي ناگهاني
سالم از مريض مبتلاتر
آسوده مباش كه بي نيازي
يك آن دگر از پر نيازي
آنجا كه تو فرعون زماني
در تير رس باد خزاني

کجا گمت کردم تو این شب جاری
هنوز میخوابم هنوز بیداری
هنوز خوشبینی به سبزی فردا
کجا گمت کردم کجای این دنیا
ما اهل هم بودیم هم شب و هم فانوس
کجا گمت کردم. کجای این کابوس
پشت کدوم ابر بارونی پاییز
کجای این هق هق ؟ این گریه ی یکریز
شاید که برگردی
شاید که پیدا شی
شاید که آغازی در انتها باشی
تمامه دیروز و پی تو میگردم
کجا گمم کردی
کجا گمت کردم
ما اهل هم بودیم هم شب و هم فانوس
کجا گمت کردم. کجای این کابوس
پشت کدوم ابر بارونی پاییز
کجای این هق هق .این گریه ی یک ریز

منو به حالِ من رها نکن
تو هم به مرزِ این جنون برس
اگه هنوزم عاشق منی
خودت به دادِ هردومون برس
من از تصورِ نبودنت
رو شونه ی تو گریه می کنم
منی که دل بریدم از همه
ببین برای تو چه می کنم
تمام عمر رد شدم اَزت
ببین کجا شدم اسیر تو
به پشتِ سر نگاه نمی کنم
که برنگردم از مسیر تو
به حدِ مرگ می پرستمت
ولی برای عشقِ تو کمه
خودت به من بگو
بهشتِ تو کجای این همه جهنمه
If I should die before I wake
It's cause you took my breath away
Losing you is like livin in a world with no air
CHRIS
I'm here alone didn't wanna leave
My heart won't move it's incomplete
Wish there was a way that I could make you understand
HOOK
But how do you expect me
To live alone with just me
Cause my world revolves around you it's so hard for me to breathe
CHORUS
Tell me how I'm supposed to breathe with no air
Can't live can't breathe with no air
It's how I feel whenever you aint there
Theres no air no air
Got me out here in the water so deep
Tell me how you gone breathe without me
If you aint here I just can't breathe
Theres no air no air
No air air x4
CHRIS
I walked I ran I jumped I flew
Right off the ground to float to you
Theres no gravity to hold me down for real
JORDIN
But somehow I'm still alive inside
You took my breath but I survived
I don't know how but I don't even care
HOOK
But how do you expect me
To live alone with just me
Cause my world revolves around you it's so hard for me to breathe
CHORUS
Tell me how I'm supposed to breathe with no air
Can't live can't breathe with no air
It's how I feel whenever you aint there
Theres no air no air
Got me out here in the water so deep
Tell me how you gone breathe without me
If you aint here I just can't breathe
Theres no air no air
No air air x4

من همون جزیره بودم
خاکی و صمیمی و گرم
واسه عشق بازی موجها
قامتم یه بستر نرم
یه عزیز دردونه بودم
پیشه چشم خیسه موجها
یه نگین سبز خالص ،
توی انگشتر دریا ...
تا که یک روز تو رسیدی
توی قلبم پا گذاشتی
غصه های عاشقی رو
تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگبار نگاهت
دلم انگار زیرو رو شد
برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد.
تا نفس کشیدی انگار
نفسم برید تو سینه
ابر و باد و دریا گفتن
حس عاشقی همینه.
اومدی تو سرنوشتم
بی بهونه پا گذاشتی
اما تا قایقی اومد
از منو دلم گذشتی؟؟؟
رفتی با قایق عشقت
سوی روشنی فردا
منو دل اما
نشستیم
چشم به راهت لب دریا...
دیگه رو خاک وجودم
نه گلی هست نه درختی
لحظه های بی تو بودن
می گذره اما به سختی!
دل تنها و غریبم
داره این گوشه میمیره
ولی حتی وقت مردن باز
سراغتو میگیره
میرسه روزی که دیگه
قعر دریا میشه خونم ، اما تو
دریای عشقت
باز یه گوشه ای می مونم.
من همون جزیره بودم
خاکی و صمیمی و گرم
واسه عشق بازی موجها
قامتم یه بستر نرم
یه عزیز دردونه بودم
پیشه چشم خیسه موجها
یه نگین سبز خالص
توی انگشتر دریا ..

شدم غرق توی زندگی ساده
با یه قلب خالی از تو که تنهاییش زیاده
شدم حبس میون خاطرات با تو
همیشگی نشدی اما
همیشه یادمه نگاتو
خودت نشونم دادی مسیر آرزو هارو
حالا آرزو میکنم همون روزا رو
همون روزا رو…
امید دارم یه روز میرسه که یه جایی بالاخره
باز چشم تو چشات میندازم
امید دارم هنوز
دوباره میایی و کنار تو راحت
خوشبختیو میسازم
میسازم …
هر روزی که میشه دیروز
دلتنگتر میشمو باز غرق میشم تو خیال و خواب
هربار که میزنه بارون میبندم چترمو
بیادت خیس میشم از قطره های آب
امید دارم یه روز میرسه که یه جایی بالاخره
باز چشم تو چشات میندازم
امید دارم هنوز
دوباره میایی و کنار تو راحت
خوشبختیو میسازم
میسازم …

از این خیابونا هر وقت رد میشم
دیوونه تر میشم بی حد و اندازه
باور کن این روزا هر چی که میبینم
فکر منو داره یاد تو میندازه
هر چی که میبینم فکر منو داره یاد تو میندازه
از این خیابونا حیرون و سرگردون
هر روز رد میشم فکر میکنم کم کم
دیوونه بازی رو دارم بلد میشم
فکر میکنم کم کم
انگار قدما به این خیابونا
وقتی که تو نیستی بدجوری وابستست
انقدرکه با فکرت قدم زدم اینجا
حتی خیابونم از قدمام خستست
انگار قدما به این خیابونا
وقتی که تو نیستی بدجوری وابستست
انقدرکه با فکرت قدم زدم اینجا
حتی خیابونم از قدمام خستست
از قدمام خستست..
تو این پیاده رو بین همین مردم
با اشتباه اما خیلی تو رو دیدم
این که چرا نیستی من این سوالو از
هر کس که میدیدم صد بار پرسیدم
وقتی حواس تو درگیر رفتن بود
بیهوده جنگیدم تو از همون اول
منو نمیخواستی من دیر فهمیدم
فهمیدم فهمیدم دیر فهمیدم…..
انگار قدما به این خیابونا
وقتی که تو نیستی بدجوری وابستست
انقدرکه با فکرت قدم زدم اینجا
حتی خیابونم از قدمام خستست
انگار قدما به این خیابونا
وقتی که تو نیستی بدجوری وابستست
انقدرکه با فکرت قدم زدم اینجا
حتی خیابونم از قدمام خستست

ادامه بده به لبخند، به نگاه، به جشن
از همان حرف های ساده بزن
مثلن بگو چه روز بدی
چه غذای بی نمکی
و هوا چه گرفته ست!
ادامه بده به معجزه به حضور به عطر
و از همان کارهای ساده بکن
مثلن بیا دکمه پیرهنم را بدوز
روزنامه بخوان
یا بزن زیر آوازِ بی حوصلگیت
اما فقط ادامه بده!
این روزهای هولناک را
بی نمک، بدون دگمه، ابری
نیستی و اتفاقهای تلخ
ساده می افتند!
نیستی و ترس های کوچک
بزرگ می شوند!
و مهم نیست چند شنبه است
و مهم نیست ساعت چند است
چه احمقانه زنده ام
چه وحشیانه نیستی ...
چه احمقانه زنده ام
چه وحشیانه نیستی ...
چه عاشقانه بود عمرمان
چه زخم روزمرّه ای

مثل خاطرات بد کردار...
تو سرم مثل بوق ممتد شد...
با خودت جور تازه ای تا کن...
با بدی جور تازه ای بد شو...
مثل حرف های بی مخاطب باش...
تو سرم مثل پنکه می چرخی...
دم بکش رو اجاق چشم من...
آب خوش تو گلوی من جا خورد...
وقتی چشمهای من تورو دیدن...
مثل فیلم های بی سرانجامی...
طی کنم بیخیالی چیرو...
توی این شبای بیخوابی...
بعد از این ز بام های دروغ...
قورص های تشدید بی تابی...
نگران نباش حل میشه...
واسه من نشو آب رو آتیش...
مثل تب کردن گل یخ باش...
جست و جو کن اتفاق منو...
تو این جهان بی کنکاش...
مثل سایه با منی همه جا...
چی میدونی از گذشته ی من...
توی دنیا له و لورده شدم...
اگه ارباب هایی هم بودن....
من برای خودم یه برده شدم...
لای تقویم حسمو وا کن...
مثل اعتراض نطفه ببند...
روی نت ها کوک بی اعصاب....
دنیارو آب میبره امروز...
پاشو پاشو پاشوووو از خواب...
مثل حرف های بی مخاطب باش....
نگران باش حل نمیشه....!!!



سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خدا حافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته
تو را میسپارم به مینای مهتاب
تو را میسپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را میسپارم به رویای فردا
به شب میسپارم تو را تا نسوزد
به دل میسپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد
خداحافظ ای برگ و بار دل من
خدا حافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه

اونی که عشقو خاطره هاشو با تو شریکه
به جای دستات، حالا تو دستاش خودکار بیکه
ترانه ها رو عقب میاره، گوش می ده صد بار
کاش دنیارو هم میشد عقب برد، فقط با خودکار
فقط یه دوست قدیمی . یه سنگ صبور میتونه تسکین باشه. واِلا که هیچ
رفیق من سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
-----------------------------------
این خاک میپوشاند دستهای تورا و قلب مرا
حیف حیف
حیف حیف
شک میکنم به باد
به برف
به خاب
ماندن برای همیشه مدت زیادیست..
دیدارهای گهگاه و خیلی کوتاه کافی میدانی...
پُر از دلگرمی.... دلتنگی حسادت. خودتو میخای منطقی نشون بدی...باید دلتو زیر پا بزاری... بلخره یا دلتو یا شخصیتتو زیر پا میزاری و معلوم نیست که جوابی که میخای میگیری یا نه.... این روزای ما شدیدن غبارآلود و سنگین جریان... دارد...