|
برای ارزوهایی که مردند... برای سکوت های کر کننده ام ... برای سکوت های سنگین تر از فریادم...
|
سر به روی شانه های
مهربانت میگذارم
عقده ی دل میگشایم
گریه ی بی اختیارم
از غم نامردمی ها
بغضها در سینه دارم
شانه هایت را برای گریه كردن
دوست دارم. دوست دارم
شانه هایت را برای گریه كردن
دوست دارم. دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن
دوست دارم. دوست دارم
خالی از خودخواهی من.
برتر از الایش تن
من تورا بالا تر از تن.
برتر از من
دوست دارم
شانه هایت را
برای گریه كردن
دوست دارم. دوست دارم
عشق صدها چهره دارد.
چشم تو آیینه دار عشق
عشق را در چهره ی
آیینه دیدن دوست دارم
در خموشی چشم من را
مثل آه و گفتگوهاست
من تورا برجسته ی
محراب دیدن دوست دارم
من تورا بالا تر از تن.
برتر از من
دوست دارم
سر به روی شانه های
مهربانت میگذارم
عقده ی دل میگشایم
گریه ی بی اختیارم
از غم نامردمی ها بغضها
در سینه دارم
شانه هایت را برای گریه كردن
دوست دارم. دوست دارم
شانه هایت را برای گریه كردن
دوست دارم. دوست دارم
بی تو بودن را برای
با تو بودن
دوست دارم
دوست دارم
خالی از خودخواهی من.
برتر از الایش تن
من تورا بالا تر از تن
.برتر از من
دوست دارم
شانه هایت را برای گریه كردن
دوست دارم. دوست دارم
عشق صدها چهره دارد
.چشم تو آیینه دار عشق
عشق را در چهره ی
آیینه دیدن دوست دارم
در خموشی چشم من را
مثل آه و گفتگوهاست
من تورا برجسته ی محراب دیدن
دوست دارم
من تورا بالا تر از تن
برتر از من
دوست دارم
تو ای ساغر هستی
به کامم ننشستی
نه دانم که چه بودی
نه دانم که چه هستی
در بزم من شکسته ای
در کام او نشسته ای
نوشی تو بر سنگین دلان
زهری به کام خستگان
من همان اشک سرد آسمانم
نقش دردی به دیوار زمانم
بی سرانجام و بی نام و نشانم
چون غباری بجا از کاروانم
چون غباری بجا از کاروانم
تو ای ساغر هستی
به کامم ننشستی
نه دانم که چه بودی
نه دانم که چه هستی
تو ای ساغر هستی
به کامم ننشستی
نه دانم که چه بودی
نه دانم که چه هستی
تنهاترین تنها منم
سرگشته و رسوا منم
آه ای فلک ای آسمان
تا کی ستم بر عاشقان
بشنو تو فریاد مرا
آه ای خدای مهربان
عشق تو خوابی بود و بس
نقش سرابی بود و بس
این آمدن این رفتنم
رنج و عذابی بود و بس
ای فلک بازی چرخ تو نازم
بی گمان آمدم تا که ببازم
ای دریغا که شد چشم سیاهی
قبله گاه من و روی نمازم
تو ای ساغر هستی
به کامم ننشستی
نه دانم که چه بودی
نه دانم که چه هستی
تو ای ساغر هستی
به کامم ننشستی
نه دانم که چه بودی
نه دانم که چه هست
من همینم که می بینی
نه قندم نه شیرینی
حالت رو بد می کنم
می تونی کنارم نشینی
اصلا خزم..خیلم...خرابم
یه لاعبالی ام
اصلا شما ته حالیُ
بنده باقالی ام
یه عمرِ همین بودم
نخواه که تغییر کنم
نخوام که افکارتُ
به تیپم زنجیر کنم
من همینم که می بینی
راضی میکنه تورو؟؟
راضی ت نمیکنه هیس
هیچی نگو برو
وزّه نشو تو سرم
من همینه باورم
نخواه که آدمم کنی
من یه عمر همین خرم
اصلا سرتا پا عیبم
پر از بدی هام
اگه با دلم راه بیای
با دلت راه میام
ببین هر کی تو دنیا یه رنگیِ
منم رنگِ خودمم
به غیر از رنگِ خودم به دنیام رنگی نمی زنم
بذار ما رنگِ خودمونُ باشیم
تا دنیا رنگی شه
دور و برمون پر رنگای خوب
پر از قشنگی شه
اگه تو رنگ اون شی
من رنگِ تو
همه هم رنگ میشیم
دیگه کسی رنگ خودش نیست
همه استادِ رنگ زدن میشیم
پس گیر نده به من وزّه نشو بذار خودم باشم
مهم نیست...مهم نیست...مهم نیست
مهم نیست رنگِ من امسال مد سال باشه
مهم اینه که هر چی هست یه کم باحال باشه
من خسته م از این همه هم رنگی آ و دورویی ها تو بدونی ای کاش
رنگ به رنگ بودیم و پر از یکدلی

وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد
انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد
تا وقتی که در وا می شه لحظه ی دیدن می رسه
هر چی که جاده ست رو زمین به سینه ی من می رسه آه
ای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم
به هر چی می خوام می رسم
وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم
گلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم
دست کبوترهای عشق واسه کی دونه بپاشه
مگه تن من می تونه بدون تو زنده باشه
ای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم
به هر چی می خوام می رسم
عزیزترین سوغاتیه غبار پیراهن تو
عمر دوباره ی من دیدن و بوییدن تو
نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس می خوام
عمر دوباره ی منی تو رو واسه نفس می خوام
ای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم
به هر چی می خوام می رسم

هزار ساله که رفتی
من هنوز پشت شیشه ام
موهاتو باد برده
عطرت جا مونده پیشم
حال و روزم خوب و خوش نیست
بی تو نا آرومم
بیادت که میوفتم
نگرانت میشم
من هنوز پشت شیشه ام
موهاتو باد برده
عطرت جا مونده پیشم

من از اون آسمون آبی میخوام
من از اون شبهای مهتابی میخوام
دلم از خاطره های بد جدا
من از اون وقتای بیتابی میخوام
من از اون وقتای بیتابی میخوام
من از اون آسمون آبی میخوام
من از اون شبهای مهتابی میخوام
دلم از خاطره های بد جدا
من از اون وقتها یه بیتابی میخوام
من از اون وقتها یه بیتابی میخوام
من میخوام یه دسته گل به آب بدم
آرزوهامو به یک حباب بدم
سیبی از شاخهء حسرت بچینم
بندازم رو آسمون و تاب بدم
گل ایوون بهاره دل من
یه بیابون لاله زار دل من
من از اون آسمون آبی میخوام
من از اون شبهای مهتابی میخوام
دلم از خاطره های بد جدا
من از اون وقتها یه بیتابی میخوام
من از اون وقتها یه بیتابی میخوام
مث یک دسته گل اقاقیا
دلم آواز می کنه بیا بیا
تو میری پشت علفها گم میشی
من میمونم و گل اقاقیا
من میمونم و گل اقاقیا
گل ایوون بهاره دل من
یه بیابون لاله زار دل من
گل ایوون بهاره دل من
یه بیابون لاله زار دل من

اون دو تا مست چشات
منو خوابم مي کنه
ذره ذره اون نگات
داره آبم مي کنه
داره مي ميره دلم
واسه مخمل نگات
همه رنگي رو شناختم ،
من با اون رنگ چشات
مثل يک روياي خوش
پا گرفتي تو شبام
از يه دنياي ديگه
قصه ها گفتي برام
هنوز از هرم تنت
داره مي سوزه تنم
از تو سبزه زار شده
خاک خشک بدنم
دستاي عاشق تو
منو از نو تازه ساخت
دل ناباور من
جز تو عشقي نشناخت
داره مي ميره دلم
واسه مخمل نگات
همه رنگي رو شناختم ،
من با اون رنگ چشات

هزار خواهش و آیا
هزار پرسش و اما
هزار چون و هزاران چرای بی زیرا
هزار بود و نبود
هزار شاید و باید
هزار باد و مباد
هزار باد و مباد
مگر تو نقطه پایان
بر این هزار خط نا تمام بگذاری
مگر تو ای دم آخر
در میانه تو
سنگ تمام بگذاری
هزار کار نکرده
هزار کاش و اگر
هزار بارِ نَبُرده
هزار حرف نگفته
هزار بار همیشه
هزار بار هنوز
هزار بارِ نَبُرده
هزار راه نرفته
.
.
.
مگر تو نقطه پایان
بر این هزار خط نا تمام بگذاری
مگر تو ای دم آخر
در میانه تو
سنگ تمام بگذاری

ای دل! ، دله دیوونه
کی قدره تو رو میدونـــــــــــه؟! ، عشق نیست!
حااااالـــتو ویروونه!
اونکه ، تو دلم جااااشه، با عشقی که تو چشماشــــــــــــه ، ای کاش! مااااااله من باشه.
ایــــــن دل ماله تو بود! ، اما از تو چه سود
وااای از رفتنه تو ، از دنیای حسود ، از دنیای حسود
عاشقـــــــــــــــــــــه ،تماشا کن مرا گاهـــی جا،تا دلت شاید سوی من آید، اگر خواهی
تــــــــــــــــــا عشق آید به همراهی
ای دل! ، دله دیونه
کی قدره تو رو میدونـــــــــــه؟! ، عشق نیست!
حااااالـــتو ویروونه!
اونکه ، تو دلم جااااشه، با عشقی که تو چشماشــــــــــــه ، ای کاش! مااااااله من باشه

دل دل دل دیوونه
کی قدر تورو می دونه
عشق نیست حال تو ویرونه
اونکه که تو دلم جاشه
با عشقی که تو چشماشه
ای کاش مال من باشه
این دل ماله تو بود
اما از تو چه سود
وای از رفتن تو
از دنیایِ حسود
عاشقِ تماشا کن
مرا گاهی، جان
تا دلت شاید سوی من آید
اگر خواهی
تا عشق آید به همراهی
دل دل دل دیوونه
کی قدر تورو می دونه
عشق نیست حال تو ویرونه
اونکه که تو دلم جاشه
با عشقی که تو چشماشه
ای کاش که مال من باشه

صدایم کن. صدایم کن
صدای تو ترانه ست
نفسهای تودرگوشم کلامی عاشقانه ست
اگر ازبودن و ماندن بدون عشق دلگیرم
صدایم کن به آوازی که من بی عشق می میرم
اگر خوابم اگر بیدار
اگرمستم اگر هشیار
صدایم کن در آغوشت نگاهم دار
کویرم من اگر گلزار
اگرهیچم اگربسیار
صدایم کن درآغوشت نگاهم دار

یادم باشد
حرفی نزنم که به کسی بر بخورد.
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد.
راهی نروم که بی راه باشد.
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را.
یادم باشد که روز و روزگار خوش است.
همه چیـز رو به راه و بر وفق مراد است و خوب!
تنها ! ... دل ما٬ دل نیست.
آره!
گریه کردم گریه کردم
اما دردمو نگفتم
تکیه دادم به غرورم
تا دیگه از پا نیفتم
گریه کردم گریه کردم
چه ترانه بی اثر بود
مثه مشت زدن به دیوار
اولین فصل شکستن
آخرین خدانگهدار
من به قله می رسیدم
اگه هم ترانه بودی
صد تا سدو می شکستم
اگه تو بهانه بودی
اگه هم ترانه بودی
اگه تو بهانه بودی
اگه هم ترانه بودی
اگه تو بهانه بودی
گریه کردم گریه کردم
اما دردمو نگفتم
با تو فانوس ترانه
یه چراغ شعله ور بود
لحظه ها چه عاشقانه
قاصدک چه خوش خبر بود
کوچه ها بدون بن بست
آسمون پر از ستاره
شبا گلخونهء خورشید
واژه ها شعر دوباره
واژه ها شعر دوباره
دست تکون دادن آخر
توی اون کوچه ی خلوت
بغض بی وقفه ی آواز
گریه های بی نهایت
گریه کردم گریه کردم
اما دردمو نگفتم
گریه کردم گریه کردم
اما دردمو نگفتم
گریه کردم گریه کردم
گریه کردم گریه کردم

من و تو همسفر فصل بهاریم مگه نه؟
من و تو عاشق عشق موندگاریم مگه نه؟
من و تو مسافر یه راه دوریم مگه نه؟
از سیاهی گل من هر دو به دوریم مگه نه؟
من و تو همسفر فصل بهاریم مگه نه؟
من و تو عاشق عشق موندگاریم مگه نه؟
من و تو مسافر یه راه دوریم مگه نه؟
از سیاهی گل من هر دو به دوریم مگه نه؟
من و تو کنار هم غصه نداریم مگه نه؟
تو کتاب عاشقی ختم کلامیم مگه نه؟
بیا تا از ته دل اینو بخونیم ما باهم
تا ابد پیمان می بندیم که می مونیم پیش هم
من و تو مسافر یه راه دوریم مگه نه؟
از سیاهی گل من هر دو به دوریم مگه نه؟
من و تو کنار هم ساز و صداییم مگه نه؟
مثل موسیقی عشق چه خوش صداییم مگه نه؟
بیا تا از ته دل اینو بخونیم ما باهم
تا ابد پیمان می بندیم که می مونیم پیش هم
من و تو مسافر یه راه دوریم مگه نه؟
از سیاهی گل من هر دو به دوریم مگه نه؟
من و تو
من و تو