برای ارزوهایی که مردند... برای سکوت های کر کننده ام ... برای سکوت های سنگین تر از فریادم...
اعتراف میکنم یخ زده مغزم

گویی همین یک جفت پاست

که زندگی را متوقف نکرده...

و یک جفت چشم

گاه باز و گاه .... بسته


سرما لبانم را کوک زده

صدایی در نمیآید

تمام آرزوهای دل بسر آمد...


برچسب‌ها:
برف
+ چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ زمستانی ترین |
چند وقتیه دیگه از کسی انتظار نداریم. مکالمات شده دکوری. سلام چطوری خوبی خوبم شکر چه خبر سلامتی..... فعلن همه چیز ثابت مونده... اینروزا برفی بودن و ساکت بودن ترجیح داده می شود. آروم اومدن و بی سر صدا بودن بیشتر .... با اینکه دلم برای دوستان تنگ شده... اما هیچ تلاشی نمیشود در جهت اتفاق های نو

+ چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ زمستانی ترین |
یاد تو افتادم ، توبه رفت از یادم
جان خسته ام را به دست تو دادم
با چشمان بسته به پایت افتادم
دور از عشقت حالا در دستان بادم
چه آسان شکستم آن مهری که بستم
محکم تر گرفتم دستت را در دستم
گفتم که درد من را درمان کن که خستم
دردم را ندیدی من توبـــــــه شکستم
من توبـــــــه شکستم
لعنت به آن لحظه که من چشمم به چشم تو دوخته
نفرین به آتش عشقی که من در آن سوختم
ســـــــــــوختم
ســـــــــــوختم

برچسب‌ها:
شهرام شکوهی
+ سه شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۲ زمستانی ترین |
چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم ای طرفه نگارم

از دوری صیاد دگر تاب نیارم رفته ست قرارم

چون آهوی گمگشته به هر گوشه دوانم تا دام در آغوس نگیرم نگرانم

از ناوک مژ گان چو دو صد تیر پرانی بر دل بنشانی

چون پر تو خورشید اگر رو بکشانی وای از شب تارم

در بند و گرفتار بر آن سلسله مویم

از دیده ره کوی تو با اشک بشویم با حال نزارم

بر خیز که داد از من بیچاره ستانی بنشین که شرر در دل تنگم بنشانی

تا آن لب شیرین به سخن باز گشایی خوش جلوه نمایی

ای پرده امان از دل عشاق کجایی تا سجده گزارم

گر بوی تو را باد به منزل برساند جانم برهاند

ورنه  ز وجودم اثری هیچ نماند جز گرد و غبارم


برچسب‌ها:
افتخاری
+ پنجشنبه دهم بهمن ۱۳۹۲ زمستانی ترین |
آخ دلم هیچکی کنارت نیست ، سر کن با خودت
زیر و رو شو دنیا رو زیرو زبر کن با خودت
وقتی میبینی خودت داره کلافت می کنه
از خودت پاشو ، خودت با شو سفر کن با خودت
هر زمستون پیش از اینکه ریشه پابندت کنه
شاختو بردار و تمرین تبر کن با خودت
یا بساز و دونه دونه مرگ برگاتو ببین
یا بسوز و جنگلی رو شعله ور کن با خودت
 
سر بچرخونی مسیر روبه روتو باختی
سر بچرخونی مسیر روبه روتو باختی
از پل تردید با قلبت گذر کن باخودت
تنها موندی با خودت با دشمنت با دوستت
اخ دلم هیشکی کنارت نیست سر کن با خودت
هر زمستون بیش از این که ریشه پا بندت کنه
شاختو بردار و تمرین تبر کن با خودت
یا بساز و دونه دونه مرگ برگاتو ببین
یا بسوز و جنگلی رو شعله ور کن با خودت

برچسب‌ها:
سیاوش قمیشی
+ دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۲ زمستانی ترین |