برای ارزوهایی که مردند... برای سکوت های کر کننده ام ... برای سکوت های سنگین تر از فریادم...
به همین سادگی رفتی بی خداحافظ عزیزم
سهم تو شد روزه تازه . سهم من اشک که بریزم
به همین سادگی کم شد عمر گل بوته تو دستم
گله از تو نیست میدونم . خودم اینو از تو خواستم

به جونه ستاره هامون تو عزیز تر از چشامی
هر جا هستی خوب و خوش باش . تا ابد بغض صدامی
تو  رو محض لحظه هامون نشه باورت یه وقتی
که دوست دارم اینو بخدا گفتم به سختی

من اگه دوست نداشتم پایه غمهات نمیموندم
واست اینهمه ترانه از تهه دل نمیخوندم
اگه گفتم برو خوبم واسه این بود که میدیدم
داری آب میشی میمیری . اینو از همه شنیدم

دارم از دوریت میمیرم . تو کناره من نسوزی
از دلم نمیری عمرم . نفسامی که هنوزی
تو رو محض خیره هامون که نفس نفس خدا شد
از همون لحظه که رفتی روحم از بدن جدا شد

تو که تنها نمیمونی . منه تنها رو دعا کن
خاطراتمو نگهدار اما دستامو رها کن
دسته تو اول عشقه . بسپرش به آخرین حرف
مردی که تشنه دیدار . واسه چشمات گریه میکرد


برچسب‌ها:
رضا صادقی
+ دوشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۸۷ زمستانی ترین |
بگذار که بر شاخه این صبح دلاویز
بنشینم و از عشق سرودی بسرایم
آنگاه به صد شوق چو مرغان سبکبال
پر گیرم ازین بام و به سوی تو بیایم
خورشید از آن دور از آن قله پر برف
آغوش کند باز همه مهر همه ناز
سیمرغ طلایی پر و بالی است که چون من
از لانه برون آمده دارد سر پرواز
پرواز به آنجا که نشاط است و امیدست
پرواز به آنجا که سرود است و سرور است
آنجا که سراپای تو در روشنی صبح
رویای شرابی است که در جام بلور است
آنجا که سحر گونه گلگون تو در خواب
از بوسه خورشید چون برگ گل ناز است
آنجا که من از روزن هر اختر شبگرد
چشمم به تماشا و تمنای تو باز است
برچسب‌ها:
فریدون مشیری
+ یکشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۸۷ زمستانی ترین |
ای ناله، چه شد در دل او تاثیرت؟
کامشب نبود سر مو تاثیرت!

با غیر گشت و سوخت جانم از رشک
ای آه دل شکسته، کو تاثیرت؟

+ یکشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۸۷ زمستانی ترین |
راز دل با کس نگفتم چون ندارم محرمی
هر که را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم
راز دل با آب گفتم تا نگوید با کسی
عاقبت ورد زبان ماهی دریا شدم
برچسب‌ها:
کارو
+ شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۸۷ زمستانی ترین |
گر چه روزی تیره تر از شام غم باشد مرا
درد دل روشن، صفای صبحدم باشد مرا
+ شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۸۷ زمستانی ترین |
دیگر زجان من ای سیمبر چه می خواهی؟
ربوده ای دل زارم، دگر چه می خواهی؟

مریز دانه، که ما خود اسیر دام توایم
ز صید طایر بی بال و پر چه می خواهی؟

اثر ز ناله خونین دلان، گریزان است
ز ناله دل خونین، اثر چه می خواهی؟

به گریه بر سر راهش فتاده بودم دوش
به خنده گفت: از این رهگذر چه می خواهی؟

چه پرسی از من مدهوش راز هستی را؟
ز مست بی خبر از خود، خبر چه می خواهی؟

نهاده ام سر تسلیم، زیر شمشیرت
بیار بر سرم، ای عشق هر چه می خواهی

کنون که  بی هنران اند کعبه دل خلق
جو کعبه. حرمت اهل هنر چه می خواهی؟

به غیر آن که بیفتد ز چشمها چون اشک
به جلوه گاه خزف، از گهر چه می خواهی؟

رهی چه می طلبی نظم آبدار از من؟
به خشک سال ادب، شعر تر چه می خواهی؟

+ شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۸۷ زمستانی ترین |
سزای چون تو گلی گر چه نیست خانه ما
بیا چو بوی گل امشب به خانه ما

تو ای ستاره خندان کجا خبر داری؟
ز ناله سحر و گریه شبانه ما

چو بانگ رعد خروشان که پیچد اندر کوه
جهان پر است ز گلبانگ عاشقانه ما

نوای گرم نی ز فیض آتشین نفسی است
ز سوز سینه بود گرمی ترانه ما

چنان زخاطر اهل جهان فراموشیم
که سیل نیز نگیرد سراغ خانه ما

به خنده رویی دشمن مخور فریب، رهی
که برق خنده زنان سوخت آشیانه ما

+ شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۸۷ زمستانی ترین |
چرا از من گذشتی خیلی ساده

تو که دونستی مرد پیاده

جوونیشو به یه عشق تو داده

شنیدم گفتی از عاشقی سیرم

نگفتی با خودت یه وقت بمیرم

حالا ابر دل و از کی بگیرم

چرااز من گذشتی بی تفاوت

نه انگار عشقی بود نه روزگاری

نه پاییزو زمستون نه بهاری

چطور دلت امد تنهام بزاری


برچسب‌ها:
رضا صادقی
+ شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۸۷ زمستانی ترین |
اگه روزی رسد دستم به دامانت

کنم جان را به قربانت

ولی بی لطف و احسانت چگونه...؟

شوم نا خوانده مهمانت چگونه...؟

تو معبود منی بگزار تا در دل بگیرم

پناهم ده که بر سقف حرم منزل بگیرم

تو دریای ومن تنها غریق مانده در باران

تو فانوس رهم شو تا ره ساحل بگیرم

در این بازار بی مهری به دیدار تو شادم

که شادم کن که سوز غم بایم از حض نهادند

تومی گفتی صدایم کن به روز سینه هر شب

صدایت می کنم اما رسی ایا به دادم

کمک کن تا ابد تنها به تو عا شق بمانم

به کوی عاشقی شعر خوش ماندن بخوانم


برچسب‌ها:
شادمهر
+ شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۸۷ زمستانی ترین |
دل من یه روز به دریا زدو رفت

پشت پا به رسم دنیا زدو رفت

زنده ها خیلی بهش کهنه بودن

خودشو تو مرده ها جا زدو رفت

هوای تازه می خواست

ولی آخرش تو غبارا زدو رفت

یه دفعه بچه شدو تنگ غروب

سنگ توی شیشیه ای فردا زدو رفت

حیونی تازگی آدم شده بود

به سرش هوای حوا زدو رفت


برچسب‌ها:
ناصریا
+ شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۸۷ زمستانی ترین |
اگه تا روز قیامت داشتنت نباشه قسمت
چشم براهه تو میمونم با دلی پر از صداقت
اگه با اشکای گرمم دله سم برام بسوزه
اگه جسم من بپوسه بعده دنیایه دو روزه
اگه نقش رویه قصه ها شی
مهه روی فله ها شی
بری و از من جدا شی
اگه باشی و نباشی

من فقط عاشقت هستم
مرهمی رو قلب خسته ام
این تویی که میپرستم
سر سپرده تو هستم

اگه جای تو به این دل همه دنیارو ببخشن
میگزرم از هرچه دارم اگه باشی عاشقه من
اگه زنجیره به پاهام اگه قفل و اگه صد بند
مینویسم هرجا که هستی به تو و عشق تو سوگند
اگه باشی تاجی بر سر یا که از ذره ای کمتر
دله من داغه تو داره تا ابد تا روز آخر

من فقط عاشقت هستم
مرهمی رو قلب خسته ام
این تویی که میپرستم
سر سپرده تو هستم

اگه با یه قلب تب دار بشم از عشق تو بیمار
یا که وجود عاشقم را ببرن تا چوبه ی دار
اگه زندگیم فنا شه طعمه خشم خدا شه
یا که در حسرته عشقت روحم از بدن جدا شه
اگه قلبمو شکستی رفتی و از من گسستی
مهربون یا خود پرستی
هزچه هستی هکه هستی

من فقط عاشقت هستم
مرهمی رو قلب خسته ام
این تویی که میپرستم
تو بتی من بت پرستم


برچسب‌ها:
اندی
+ شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۸۷ زمستانی ترین |
دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه

دوباره این دل دیوونه واست دل تنگه

وقت از تو خوندن ستاره ترانه هام

اسم تو برای من قشنگترین اهنگه

بی تو یک پرندهای اسیر بی پروازم

با تو امامیرسم به قله اوازم

اگه تا اخر این ترانه بامن باشی

واسه تو سقفی از اهنگ و صدا می سازم

بت یه چشمک دوباره من و زنده کن ستاره

نزا از نفس بیفتم توی تنها راه چاره

ای ستاره ای ستاره بی تو شب نوری نداره

این ترانه تا همیشه تورو یاد من میاره

تو ای که عشقمو از نگاه من می خوانی

توی که تو تپش ترانه هام پنهونی

توی که هم نفس همیشه اوازی

توی که اخر قصه من و میدونی

اگه کوچه صدام یه کوچه باریکه

اگه خونم بی چراغه چشم تو تاریکه

می دونم اخر قصه میرسی به داده من

لحظه یکی شدن تو ایینه ها نزدیکه


برچسب‌ها:
شادمهر
+ شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۸۷ زمستانی ترین |
غریبه آی غریبه آی غریبه
عجب چشمای تون عاشق فریبه
نگام کن که دوست دارم 
نگاه کن که میشناسم صداتو

من از عشق من هستم
تو با من آشنا شو
بنفشه بنفشه ام
تو با من همصدا شو

غریبه آی غریبه آی غریبه
عجب چشمای تون عاشق فریبه


برچسب‌ها:
ابی
+ شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۸۷ زمستانی ترین |
امروز که محتاج توام
جای تو خالیست
فردا که میایی بسراغم
نفسی نیست
در من نفسی نیست
در خانه کسی نیست
نکن امروز را فردا
بیا با ما
که فردایی نمی ماند
که از تحقیر و فال ما در این دنیا کسی چیزی نمی داند
تا آیینه رفتن
که بگیرم خبر از خود
دیدم که در آن آیینه هم جز تو کسی نیست
من در پی خویشم
بتو بر میخورم اما
در تو شده ام گم
بمن دسترسی نیست

نکن امروز را فردا
دلم افتاده زیر پا
بیا ای نازنین ، ای یار
دلم را از زمین بردار
در این دنیای وا نفسا
تویی تنها منم تنها
نکن امروز را فردا
بیا با ما
بیا با ما

در این دنیای نا هموار که میبارد به سر آوار
به حال خود من. نگذار
رهایم کن از این تکرار


برچسب‌ها:
ابی
+ شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۸۷ زمستانی ترین |
بتو عادت کرده بودم
ای بمن نزدیک تر از من
ای حضورم از تو تازه
ای نگاهم از تو روشن

بتو عادت کرده بودم
مثل گلبرگی به شبنم
مثل عاشقی به غربت
مثل مجروهی به مرهم

لحظه به لحظه عذابه
لحظه های منه بی تو
تجربه کردنه مرگه
 زندگی کردنه بی تو

من که در درگریزم از من
بتو عادت کرده بودم
از سکوت و گریه شب
 بتو هجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره
از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو
با تو قسمت کرده بودم


برچسب‌ها:
ابی
+ شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۸۷ زمستانی ترین |
چشمای غم گرفتت میگن دلت اسیره
طئنه نمیزیزنم من . واسش بمیر بمیره . واسش بمیر بمیره
حیفه نگاهه ماهت که قاب عکسمون شد
تو آیینه خوب نگاه کن . ببین چشات حروم شد . ببین چشات حروم شد

هنوز غباره بارون رو گونه هات نشسته
چشمات دروغ نمیگن . به انتظار نشسته
یه سر سپرده میخوای وقتی که خواست بمیره ...
چشمات میگن نه عزیزم  . نگو که غیر از اینه . نگو که غیر از اینه

یه سینه سوخته عاشق پیشه چشات نشسته
اونم یه روز یه دل داشت . اونم یه روز یه دل داشت
اما حالا شکسته


برچسب‌ها:
رضا صادقی
+ جمعه یازدهم مرداد ۱۳۸۷ زمستانی ترین |
سرتو بزار رو شونمو آروم بخواب گله بهار
من پیشتم تا خوده صبح . چشماتو رو هم بزار
اونقده بیدار میمونم تا که خوابت ببره
وقتی میخوابی رویا هم نازه نگاتو میخره
کابوسو زندون میکنم
خواب بدو میسوزونم
مثله یه گنجیشکه کوچیک آروم بخواب مهربونم
دستت تو دستای منه عزیزه خوبه نازنین
چشماتو رو هم بزار
رو شاپره ابرا بشین

تا صبح برات شعرو غزل لالاییه عشق میخونم
چشماتو روهم بزار من اینجا بیدار میمونم
حافظه خواب تو میشیم
من و خدای خوب دل
چشماتو فردا میبینم
خوب بخوابی
شبت بخیر


برچسب‌ها:
رضا صادقی
+ جمعه یازدهم مرداد ۱۳۸۷ زمستانی ترین |
میدونستم یه روز میری
میدونستم که خودخواهی
میدونستم دلت دوره
رفیقه نمیه ی راهی

دل و حرمت شکستی تو . اینه رسم وفا داری؟
دلم زخمیه دنیا بود خیال کردم وفا داری
دلم زخمیه دنیا بود خیال کردم وفا داری

از همون اول میدیدم که تو بغضه من نبودی
تو رو با خودم میدیدم امه تو یه سایه بودی
تو نگات عشقی ندیدم که بشه به خاطرش مرد
که با خودخواهیه محظت مثله زالو دلمو خورد



برچسب‌ها:
رضا صادقی
+ جمعه یازدهم مرداد ۱۳۸۷ زمستانی ترین |
ساده بیا دسته منو بگیرو
ساده نگیر اینهمه ساده گی رو
ساده نگیر اگه هنوز میتونی
پایه همه سادگیات بمونی

خسته نشو اگه تموم راه ها
پیشه تو و سادگیات بسته شن
طاقت بیار اگه همه آدما
از اینکه پا به پات بیان خسته شن

آخره خطه جاده های خسته ام
بگو چقد راه نرفته مونده
پشته دلت اگه به خون نشسته
چندتا ترانه ست که کسی نخونده

دووم بیار خسته نشو از سفر
تنهاییتم بزار رو دوشت ببر
ترانه باش انوره آخره خط
به نقطه میرسی بیا سره خط


برچسب‌ها:
رضا صادقی
+ جمعه یازدهم مرداد ۱۳۸۷ زمستانی ترین |
دله من حالش خوشه . اصلا بلد نیست بگیره
ولی خیلی تنگ میشه . گاهی میترسم بمیره
اما بازم به خودش میاد و سوسو  میزنه
باز حیاطه خلوته سینمو جارو میزنه
میگمش تا کی میخای عاشق باشی و بشکنی
بروی خودش نمیاره میپرسه : با منی ؟

با کی ام با تو یه عاشق پیشه سر به هوا
با تو یه دیوننه ی بی سر و پا
با تو که هر چی دارم میکشم از دست توه
با تو که هرجا میرم مسیره دربسته توه

کی میخای دست از سره آبروی من برداری
کی میخای عقلی که دزدیدی سره جاش بزاری
کی میخای بزرگ بشی سنگین بشینی سره جات
سر براه بشی و دنیا رو نزاری زیره پات

 


برچسب‌ها:
رضا صادقی
+ جمعه یازدهم مرداد ۱۳۸۷ زمستانی ترین |
وقتی که نگاهم به نگاهت خیره میشه
دوست دارم زمان به ایسته واسه ی همیشه
چشمامونو ببندیم بریم تا ته رویا
اونجایی که هیچ وقت گلی پژمرده نمیشه
هرچی غم داری از دله نازکت بگیرم
اگه اشک از چشات جاری بشه برات بمیرم
سر رو شونه هام بزاری و برات بخونم
یاده تو و اسم تو باشه ورده زبونم مهربونم

آرزو بی تو محاله لحظه هام بی تو سواله
بیتو مقصد خیلی دوره ، راهه عشفم بی عبوره
من نمیخوام تو خیالم بگمت عاشقت هستم
دوست دارم که راستی راستی حس کنم تو رو تو دستم


برچسب‌ها:
رضا صادقی
+ جمعه یازدهم مرداد ۱۳۸۷ زمستانی ترین |
تو همه چاره من ، من همه بیچاره تو
تو همه پاره تن ، تن همه آواره تو
تو خودت شوقه منی ، شوقه منم دیدنه تو
شاهد اشک منی ، من مسته خندیدن تو

بدیات به جونه من ، شادیا پیشکشه دلت
همیشه شعر و صدام کم میاره تو گفتنت
اونو ارزون نکنی ، به قیمت جون بزارم
کاش میشد خنده هاتو گوشه گلدون بزارم

یه کلام ختم کلام ، بدجوری داغونم عزیز
حالا دستامو بگیر یا برگ عمرمو بریز


برچسب‌ها:
رضا صادقی
+ جمعه یازدهم مرداد ۱۳۸۷ زمستانی ترین |
پنجره چشمای تو وقتی به چشمام باز میشه
نمیدونی توی وجودم چه غوغایی میشه
لحظه ای که تو با منی ، آتیش به جونم میزنی
گر میگیره جونو تنم وقتی که میگی با منی

نه میتونم بگم برو ، نه میتونم بگم نرو
آخه من اینجام رو زمین ، تو اوجه اوجه آسمون
بیشتری از یه آرزو ، فراتر از یه خواستنی
عشقه تو تو جونه منه ، این عشق نا گسستنی

وقتیکه چشمات خیس شدن طهارت عشقو دیدم
زمزمه های قلبتو با گوشای دل شنیدم
یه سایه پا به پایه من ، به خوب و بد راضی شدی
با منه دیوونه ترین چه ساده همبازی شدی


برچسب‌ها:
رضا صادقی
+ جمعه یازدهم مرداد ۱۳۸۷ زمستانی ترین |

 Out of sight
Out of mind
Out of time
To decide

? Do we run
? Should I hide
For the rest
Of my life

? Can we fly
? Do I stay
We could lose
We could fail

In the moment
It takes
To make plans
Or mistakes

30minutes, a blink of an eye
30minutes to alter our lives
30minutes to make up my mind
30minutes to finally decide

30minutes to whisper your name
30minutes to shoulder the blame
30minutes of bliss, thirty lies
30minutes to finally decide

Carousels
In the sky
That we shape
With our eyes

Under shade
Silhouettes
Casting shade
Crying rain

? Can we fly
? Do I stay
We could lose
We could fail

Either way
Options change
Changes fail
Trains derail

To decide
To decide, to decide, to decide

http://www.galleryone.com/images/olsen/olsen_-_precious_in_his_sight.jpg

منبع تصویر

منبع متن

+ جمعه یازدهم مرداد ۱۳۸۷ زمستانی ترین |