برای ارزوهایی که مردند... برای سکوت های کر کننده ام ... برای سکوت های سنگین تر از فریادم...
 

How I needed you
چگونه بهت نیاز داشتم
How I believe, now you're gone
چگونه باور کنم،که الان  رفتی
In my dreams I see you
در رویاهایم تورا را می بینم
I awake so alone  بیدا ر که می شوم خیلی تنهام 
I know you didn't want to leave
می دانم که تو مایل به رفتن و ترک کردن نبودی
Your heart yearned to stay
قلب تو تمایل داشت که بماند
But the strength I always loved in you
اما آن عشق قوی و پرحرارتی که همیشه به تو داشته ام
Finally gave way
آخرش فروکش کرد
Somehow I knew you would leave me this way
 بطریقی میدانستم تو اینگونه می خواهی مرا ترک کنی
Somehow I knew you could never never stay
به یک نوعی میدانستم که هیچوقتم پیشم نمی مانی
And in the early morning light
و در روشنایی صبح زود
After a silent peaceful night
بعد از شبی ساکت و آرام
You took my heart away
تو قلب من را گرفتی و بردی
And my being
sandman.blogsky.com
و وجودم را
In my dreams I can see you
اکنون در رویاهایم میتوانم تو را ببینم
I can tell you how I feel
می توانم احساسم را به تو بگویم
In my dreams I can hold you
در رویاهایم می توانم در آغوشت بگیرم
And it feels so real
و این حس خیلی واقعیست
I still feel the pain
 هنوز هم از جداییت احساس درد دارم
I still feel your love
هنوز هم احساس می کنم عاشقت هستم
I still feel the pain
هنوز هم احساس درد دارم
I still feel your love
هنوز هم احساس می کنم عاشقت هستم
And somehow I knew you could never never stay
و هرچه بود، می دانم که شما نتوانستی بمانی
And somehow I knew you would leave me
به یک نوعی میدانستم که هیچوقتم پیشم نمی مانی
And in the early morning light
و در روشنایی صبح زود
After a silent peaceful night
بعد از شبی ساکت و آرام
You took my heart away
قلب من را گرفتی و بردی
oh I wish, I wish you could have stayed
آه ای کاش،ای کاش امکانش بود که بمانی


برچسب‌ها:
Anathema
+ یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

Be still, my love
I will return to you
However far you feel from me
You are not alone
I will always be waiting
And I'll always be watching you
Speak to me, speak to me, speak to me...

I can't let go
You're every part of me
The space between is just a dream
You will never be alone
I will always be waiting
And I'll always be watching

We are one breath apart, my love
And I'll be holding it in 'till we're together
Hear me call your name
And just speak, speak to me, speak to me, speak...

I feel you rushing all through me
In these walls I still hear your heartbeat
And nothing in this world can hold me back
From waking through to you

We are one breath apart, my love
And I'll be holding it in 'till we're together
Hear me call your name
Just believe and speak, speak to me, speak to me...

Be still, my love
I will return to you...

 

ref


برچسب‌ها:
Evanescence
+ جمعه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
تو بیا ای یار دیرین تو بیا ای شور شیرین که به صحراها و دریاها بباریم
تو بیا ای باد و باران به تنه خشک خیابان شاخه ای از باغه فرداها بکاریم
تو بیا با هم دوباره در شبه سرخ ستاره آسمانی از کبوترها بپاشیم
تو بیا ای خنده ی دور در سحرگاهان پر نور سرخوشو خندان لبو دیوانه باشیم

تمامه کهکشان نشانه از تو دارد زمان بدونه تو سر گذر ندارد
جهان به اعتبار خنده ی تو زیباست بهشته من همین دقیقه ها همینجاست

تو بیا با من نگارا تازه کن هوای ما را تو بیا ای جان که با تو بزنم دل را به دریا
تو بیا ای یار دیرین تو بیا ای شور شیرین تو بیا تا شب دوباره سر زند ماه و ستاره
تمامه کهکشان نشانه از تو دارد زمان بدونه تو سر گذر ندارد
جهان به اعتبار خنده ی تو زیباست بیا تمام ناتمام ما همینجاست


برچسب‌ها:
پالت
+ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
از دست من میری از دست تو میرم
تو زنده میمونی،منم که میمیرم
تو رفتی از پیشم دنیامو غم برداشت
برداشت ما از عشق با هم تفاوت داشت
این آخرین باره من ازت میخوام
برگردی به خونه
این آخرین باره من ازت میخوام
عاقل شی دیونه

اونقد بزرگه تنهایی این مرد
که حتی تو دریا نمیشه غرقش کرد
من عاشقت هستم اینو نمیفهمی
یه چیزو میدونم که خیلی بی رحمی
همیشه میگفتی شاهی گدایی کن
ظالم بمون اما مظلوم نمایی کن
هرچی بدی کردی پای من بنویس
نتیجه ی این عشق بازم مساوی نیس


برچسب‌ها:
ابی
+ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
چند شب حسابی احساس خفگی دارم... یا باید خونه خودم باشم موزیک و سیگار هی غرق بشم یا اینجا که هستم تنها راه نجاتم از خفگی خوندن رمان و کتابه...  پریشب خوندن اولین رمانو شروع کردم، رمانی که به پیشنهاد امیرحسین "از دوستان جدید تو پروژه حقانی" گرفته بودم، 

کتاب اینطور شروع میشه:

"داستان سرگذشت واقعی مردی سالمند و دارای سر و وضعی آبرومند که به وسیله یک تمساح در یک پاساژ، بلعیده شد...

آه لامبرا لامبر کجاست؟

آیا تو لامبرا را دیدی؟"

 

بیشتر برات بخام بگم که این مرد آبرومند که ایوان ماتویچ نام دارد بهمراه همسرش النا ایوانووانا برای تعطیلات قصد سفر به دور اروپا رو دارن. اما شب قبل از سفر با پیشنهاد هوس انگیز همسرش به تماشای تمساح در پاساژی در همان حوالی رفتند. اما مرد بخاطر روحیه و شخصیت روشنفکری خودش رو طعمه تمساح میکنه.

داستایفسکی با زیرکی به این حقیقت اشاره میکنه که همیشه آدمهای سطحی نگر و پر مدعا، اولن: قابل پیشبین هستند و دومن: بزودی خودشون رو به کام مرگ و نیستی میسپارن...

 

پ.ن: زندگی مراقب خودت باش

پ.ن: برفی


برچسب‌ها:
کتاب, داستایفسکی
+ چهارشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
دوباره پاییزه فصل تولد تو
دوباره دل اسیره به یاد رفتن تو
میگیره دل بهونه
ای داد از زمونه
ای داد از زمونه

بگو، بگو
بگو آوازم کو
پر پروازم کو
بگو، بگو
بگو چرا فردامون رفت
شبهای مهتابم کو

بگو چرا رفتی و نموندی تا من
آروم آروم سامون بگیرم
آروم آروم با عشقت بتونم جون بگیرم

به انتظارت امروز
تو این خزون غم سوز
غرورمو میشکنم تا با تو باشم هر روز
روز تولدتو سکوتمو میشکنم
میخام صداتو بشنوم

دوباره روز میلاد تو
دل من هنوز یاد تو
میدونم بینمون فاصله ست
یادم اومد فریادتو

ولی دریغ و افسوس از این خیال واهی
یه روز بشه دوباره که باز منو بخواهی
من از نگات میفهمم که سرد و بیقراری
دیگه عشقی به من نداری


برچسب‌ها:
مهدی مقدریان
+ سه شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

Qué más quieres de mí
Si el pasado está a prueba de tu amor
Y no tengo el valor
De escapar para siempre del dolor
Demasiado pedir
Que sigamos en esta hipocresía
Cuánto tiempo más podré vivir
En la misma mentira

No, no vayas presumiendo, no
Que me has robado el corazón
Y no me queda nada más
Si, prefiero ser el perdedor
Que te lo ha dado todo
Y no me queda nada más
No me queda más...

Ya no puedo seguir
Resistiendo esa extraña sensación
Que me hiela la piel
Como invierno fuera de estación
Tú mirada y la mía
Ignorándose en una lejanía
Todo pierde sentido
Y es mejor el vacío que el olvido

Yo prefiero dejarte partir
Que ser tu prisionero
Y no vayas por ahí
Diciendo ser la dueña de mis sentimientos

No, no vayas presumiendo, no
Que me has robado el corazón
Y no me queda nada más
Si, prefiero ser el perdedor
Que te lo ha dado todo
Y no me queda nada más

No, no vayas presumiendo, no
Que me has robado el corazón
Y no me queda nada más
Si, prefiero ser un perdedor
Que te lo ha dado todo
Y no le queda nada más
No me queda más...

Qué más quieres de mí
Si el pasado está a prueba de tu amor


برچسب‌ها:
Enrique Iglesias
+ سه شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
شبهای هجر را گذراندیم و زنده ایم

ما را به سخت جانی خود این گمان نبود


برچسب‌ها:
شکیبی اصفهانی
+ سه شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
کاش چون برگ خزان رقص مرا
نیمه شب ماه تماشا می کرد

در دل باغچهٔ خانهٔ تو
شور من ...
ولوله برپا می کرد


برچسب‌ها:
فروغ فرخزاد
+ سه شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
هی هی هی 

هی چه فازه سنگینی 

همه چی سفید سیاه چیزی رنگی نی 

بازم منو یه جسم لشو بی حال 

دوباره رنگه پوسته شده کچه دیوار 

وای انقد کشیدم که نمیگیره خندم 

با چشمام قفلم به این آتیشه رو فندک 

یه اتاق تاریک با بوی دود گاری 

چه بخت گندی داری تو جیب خالی 

 نگو که هستیم رنگ مشابه 

من یه عمره رو صورتم خنده قاچاقه

من مردم پسر یه عقدم که سر 

تا پای مسیرو همیشه خوردم به سنگ 

اگه که مردم و حلال کنید 

اما آره تا الان ساختم ولی الان بریدم 

از خودم از همه 

از میزه محکمه از فکره فرداها که روی مغزمه 


من مردم یا زندم دقیق نمیدونم 

یه زمین خورده خاکی از دنیا بدورم 

بی خی زندگی شدم که پره پیچو خمه 

رسیدم تهش کشیدم بیرون کل زیرو بمش 

اونقد بالائم که نمیتونم حرفی بزنم 

اونقد میکشم تا بمیرم دل نمیکنم 

گوشت نشد به تنم اونکه تا حالا خوردم 

باختم هموناییم که تا حالا بردم 

ببین قانونشه فرصتاتو پشت سر می زاری 

اونوقتی که تو رویاهات داری چشماتو میمالی 

ولش کن بابا بزا یه بارم دنیا ببره 

قبل اینکه یکی تو رو 3 تا گلوم بزنه 

حسرت جفت پاهام واسه صاف وایسادن 

ببین چیه با وجدان خودم داستان دارم 

این رسمه روزگاره 

مثله تنه ماره 

میپیچه دورتو دست 

تو 

زندگیت ادامه داره 


برچسب‌ها:
حصین
+ یکشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

تو که نیستی پیشم ، هر چی میگم
به هر کی میگم که با من بمونه میذاره میره از دلِ من
دیوونه میشم ، توویِ خیابون تنها میمونه دستایِ سرد و عاشقِ من
وقتی تو رو ، میبینم و
پَر میکشم توو دستایِ گرمت مثِ قدیما بچه میشم
میخوام با تو باشم ، توو دنیا جایی ندارم به جز دلِ تو اینو میگم
تو میتونی بمونی ، میتونی بسازی
منو اونجوری که همه حسودم بشن آدمای این شهر
قول بده بمونی ، قلبمو بسازش
فقط تو میتونی منو آروم کنی نرو بسه دیگه این قهر
تو میتونی بمونی ، میتونی بسازی
منو اونجوری که همه حسودم بشن آدمای این شهر
قول بده بمونی ، قلبمو بسازش
فقط تو میتونی منو آروم کنی نرو بسه دیگه این قهر
پیشِ من تو بمون ، پا به پام تو بیا
بذار هر چی میگن بگن
نمیدونن اونا ، که من عاشق شدم ، میخوام با تو باشم
توو دنیا جایی ندارم به جز دلِ تو اینو میگم
تو میتونی بمونی ، میتونی بسازی
منو اونجوری که همه حسودم بشن آدمای این شهر
قول بده بمونی ، قلبمو بسازش
فقط تو میتونی منو آروم کنی نرو بسه دیگه این قهر
تو میتونی بمونی ، میتونی بسازی
منو اونجوری که همه حسودم بشن آدمای این شهر
قول بده بمونی ، قلبمو بسازش
فقط تو میتونی منو آروم کنی نرو بسه دیگه این قهر

#هوروش_بند


برچسب‌ها:
مسیح
+ یکشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

What would I do without your smart mouth?
Drawing me in, and you kicking me out
You've got my head spinning, no kidding, I can't pin you down
What's going on in that beautiful mind
I'm on your magical mystery ride
And I'm so dizzy, don't know what hit me, but I'll be alright
My head's under water
But I'm breathing fine
You're crazy and I'm out of my mind
'Cause all of me
Loves all of you
Love your curves and all your edges
All your perfect imperfections
Give your all to me
I'll give my all to you
You're my end and my beginning
Even when I lose I'm winning
'Cause I give you all of me
And you give me all of you, oh oh
How many times do I have to tell you
Even when you're crying you're beautiful too
The world is beating you down, I'm around through every mood
You're my downfall, you're my muse
My worst distraction, my rhythm and blues
I can't stop singing, it's ringing, in my head for you
My head's under water
But I'm breathing fine
You're crazy and I'm out of my mind
'Cause all of me
Loves all of you
Love your curves and all your edges
All your perfect imperfections
Give your all to me
I'll give my all to you
You're my end and my beginning
Even when I lose I'm winning
'Cause I give you all of me
And you give me all of you, oh oh
Give me all of you
Cards on the table, we're both showing hearts
Risking it all, though it's hard
'Cause all of me
Loves all of you
Love your curves and all your edges
All your perfect imperfections
Give your all to me
I'll give my all to you
You're my end and my beginning
Even when I lose I'm winning
'Cause I give you all of me
And you give me all of you
I give you all of me
And you give me all of you, oh oh

 

ترجمه و دانلود این ترانه


برچسب‌ها:
John Legend
+ پنجشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
+وقتی تورو بغل می‌کنم میبوسمت، ته ریشم به گلوت می‌گیره و‌ بی اختیار کم میاری و‌ می‌خندی

+یا وقتی از پشت بغلت می کنم و میبوسمت از چپ بعد بوس شماره ۱، حین بوسیدن طرف راست صورتت میاری و بدون صحبت بهم میفهمونی نوبت این یکی طرف گردنت. وقتی می‌خندی و با خنده، تند تند جا به جا می‌کنی صورتت، طرف راست و چپ گردنت،

وای خدای من مگه صدای اون خنده خالی قشنگ از ذهن آدم بیرون میرن؟ مگه اون چشمای خندون رو میشه فراموش کرد؟؟ مگه اون بوی تن تورو میشه فراموش کرد؟

مگه میشه آدم اون چهره خندون و پرستیدنیتو فراموش کنه...

یاد آهنگ داریوش میفتم:

بوی گندم مال، هر چی که دارم مال تو

بوی گندم مال، هر چی که دارم مال تو

بوی گندم مال، هر چی که دارم مال تو

---
میدونی چیه زندگی من؟ +دوست داشتم تنها ملکه زندگی من تو باشی و قابل دسترس

+دوست داشتم خدا هر هزینه ای داشت ازم می‌گرفت ولی این زندگی با تو بودن رو بهم هدیه می‌داد

#برفی #زندگی #فنچ #یادگاری #ضجه #شرابی #هدیه #هدیه_خدا #هدیه_زندگی #۳۱ #شراب_کهنه_من #فوق_العاده #رویایی #پرستیدنی #شیرینی #خون_تو_رگ #۱۵_۰۱_۹۵ #شب


برچسب‌ها:
برفی, زندگی
+ چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
عزیزم غصه نخور . زندگی با ماست
اگه باختیم امروزو . فردا که بر جاست
توی این شب سیاه مه گرفته
نگاه کن . خورشیدی از اون دورا پیداست
عزیزم دنیا همینجور نمیمونه
یه روز آخر میشکنه خواب زمونه
عزیزم شب همیشه شب نمیمونه
صبح میشه . آفتاب میاد رو بوم خونه
عزیزم دنیا گلستون میشه یک روز
هر چی مشکل باشه . آسون میشه یک روز
مهربونی جای کینه رو میگیره
هر جا دردی باشه . درمون میشه یک روز
عزیزم دنیا همینجور نمیمونه
یه روز آخر میشکنه خواب زمونه
عزیزم شب همیشه شب نمیمونه
صبح میشه . آفتاب میاد رو بوم خونه
عزیزم غصه نخور . زندگی با ماست
اگه باختیم امروزو . فردا که بر جاست
توی این شب سیاه مه گرفته
نگاه کن . خورشیدی از اون دورا پیداست


عزیزم دنیا همینجور نمیمونه
یه روز آخر میشکنه خواب زمونه
عزیزم شب همیشه شب نمیمونه
صبح میشه . آفتاب میاد رو بوم خونه
یه روز از روزا که هیچکس نمیدونه
بدی از دنیا میره . خوبی میمونه
من و دل منتظر اون روز خوبیم
حتی از ما نبینی اگر نشونه
عزیزم دنیا همینجور نمیمونه
یه روز آخر میشکنه خواب زمونه
عزیزم شب همیشه شب نمیمونه
صبح میشه . آفتاب میاد رو بوم خونه
عزیزم دنیا همینجور نمیمونه
یه روز آخر میشکنه خواب زمونه
عزیزم شب همیشه شب نمیمونه
صبح میشه . آفتاب میاد رو بوم خونه


برچسب‌ها:
احمدرضا نبی زاده
+ سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
شال آن شال سرخ تو
موج ، موج موی تو
نرمترین حادثه
چه زیباست …دور روی تو
آفرین به آخرین
شاهکار روی تو
توی اوج سادگی
چه زیباست … اندوه تو
وای که این واژه ها
لالند در پیش تو
آه چه بد زخمی
که فردا کیست … هم آغوش تو
آه ! که این لعنتی
این قرصهای افسردگی
رنگ به رنگ ، دوز به دوز
به باد داد … آرام زندگی
شال آن شال سرخ تو
موج ، موج موی تو
نرمترین حادثه
چه زیباست …دور روی تو
آفرین به آخرین
شاهکار روی تو
توی اوج سادگی
چه زیباست … اندوه تو


برچسب‌ها:
the ways
+ شنبه پنجم فروردین ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
به همین سادگی رفتی
بی خداحافظ عزیزم
سهم تو شد روز تازه
سهم من اشک که بریزم

به همین سادگی کم شد
عمر گل بوته تو دستم
گله از تو نیست میدونم
خودم اینو از تو خواستم

به جون ستاره هامون
تو عزیزتر از چشامی
هر جا هستی خوب و خوش باش
تا ابد بغض صدامی

تو رو محض لحظه هامون
نشه باورت یه وقتی
که دوسِت ندارم اینو
به خدا گفتم به سختی

متن آهنگ بی خداحافظ رضا صادقی

من اگه دوسِت نداشتم
پای غم هات نمی موندم
واست این همه ترانه
از ته دل نمی خوندم

اگه گفتم برو خوبم
واسه این بود که می دیدم
داری آب میشی می میری
اینو از همه شنیدم

دارم از دوریت می میرم
تا کنار من نسوزی
از دلم نِمیری عمرم
نفسامی که هنوزی

تو رو محض خیره هامون
که نفس نفس خدا شد
از همون لحظه که رفتی
روحم از تنم جدا شد

تو که تنها نمی مونی
منِ تنها رو دعا کن
خاطراتمو نگه دار
اما دستامو رها کن

دست تو اول عشقه
بسپرش به آخرین مرد
مردی که پشت یه دیوار
واسه چشمات گریه می کرد

گریه می کرد
گریه می کرد


برچسب‌ها:
رضا صادقی
+ شنبه پنجم فروردین ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
یه عمری ارزوم این بود که با قلب تو هم سو شم
نذار بی تو هوای عشق زمستون شه تو آغوشم
تو این حالم رو می فهمی همین که باشی آرومم
نرو از پیش من حتی اگه حس کردی خاموشم
نرنجی از دلم بانو ، یه وقتایی اگه سردم
آخه این بار غم گاهی زیادی میشه رو دوشم
یه روز گفتی میری اما،یقین داری که میمیری
به جون تو که بعد از تو برات مشکی نمی پوشم
ندارم ناله و آهی شراب غم نمی نوشم
نمیگیرم گل و گلدون غمت میشه فراموشم
نمیمونم منم اینجا تو دنیایی که تو نیستی
چیکار کردی که تونستم با چشمای تو جادو شم
بگو که باورت میشه چقد ساده دوست دارم
با اینکه خیلی از حرفات هنوزمونده توی گوشم
به جون تو قسم خوردم بری از پیش من مردم
واسه رفتن از این دنیا دیگه مشکی نمیپوشم


برچسب‌ها:
رضا صادقی
+ شنبه پنجم فروردین ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
می دونم برات عجیبه ، این همه اصرار و خواهش
این همه خواستن دست هات ، بدون حتی نوازش
می دونم که خنده داره ، واسه تو گریه ی دردم
می گذری از من و میری ، اما باز من بر می گردم


می دونم برات عجیبه ، من با اون همه غرورم
پیش همه ی بدی هات ، چه جوری بازم صبورم
می دونم واست سواله ، که چرا پیشت حقیرم
دور می شی منو نبینی ، باز سراغتو می گیرم

می دونی چرا همیشه ، من بدهکار تو می شم
وقتی نیستی هم یه جوری ، با خیالت راضی می شم
می دونی واسه چی از تو ، بد می بینم و می خندم
تا نبینی گریه هامو ، هر دو چشمامو می بندم

چاره ای جز این ندارم ، آخه خون شدی تو رگهام
میمیرم اگه نباشی ، بی تو من بدجوری تنهام
می دونم یه روز می فهمی ، روزی که دنیا را گشتی
من چه جوری تو رو خواستم ، تو چه جور ازم گذشتی
چاره ای جز این ندارم ، آخه خون شدی تو رگهام
میمیرم اگه نباشی ، بی تو من بدجوری تنهام
می دونم یه روز می فهمی ، روزی که دنیا رو گشتی
من چه جوری تو رو خواستم ، تو چه جور ازم گذشتی


برچسب‌ها:
رضا صادقی
+ شنبه پنجم فروردین ۱۳۹۶ زمستانی ترین |