|
برای ارزوهایی که مردند... برای سکوت های کر کننده ام ... برای سکوت های سنگین تر از فریادم...
|
همه کسم تو هر هوسم تو هم نفسم تو
بالو پرم تو همسفرم تو بیش و بسم تو
گرمی خانه شور ترانه متن غزل تو
شعرو سرودم بود و نبودم قند و عسل تو
نغمه ی سازم محرم رازم از روز ازل تو
بی تو خموشم با که بجوشم
جفت تنم تو...
خسته و عریان پیش غریبان
پیرهنم تو...
گرمی خانه شور ترانه
متن غزل تو...
شعرو سرودم بود و نبودم
قند و عسل تو...
نغمه ی سازم محرم رازم از روز ازل تو
الا ای آهوی وحشی کجائی
مـرا با تـُست چندین آشـنائی
دو تنها و دو سرگردان دو بیکس
دد و دامت کمین از پیش و از پس
بـیا تا حـال یکدیگر بدانیم
مـراد هـم بجوییم اَر توانیم
که میبینم که این دشت مشوش
چراگاهی ندارد خرم و خـَوش
که خواهد شد بگویید ای رفیقان
رفیق بیکسان یار غریبان
مگر خضر مبارک پی درآید
ز یـُمن همتش کاری گشاید
چوآن سرو روان شد کاروانی
ز شاخ سرو میکن سایه بانی
لب سر چشمهای و طرفِ جوئی
نم اشکی و با خود گفت و گوئی
به یاد رفتگان و دوستداران
موافق گرد با ابر بهاران
چو نالان آیدت آب روان پیش
مدد بخشش ز آب دیدۀ خویش
نکرد آن همدم دیرین مدارا
مسلمانان مسلمانان خدا را
مگر خضر مبارک پی تواند
که این تنها به آن تنها رساند
میریم به استقبال بیست و ششمین بهار ....
اما باز هم زمستان خواهد آمد....
باید دل را خوش کرد...
خدا آخرش را بخیر سازد....
----
پی نوشت...
این همیشه سوالم بوده که
چرا اون لحظه چیزی رو که با تمام وجود میخای اون موقع که به تمام دنیا میتونی انرژی بدی در واقع جانشین خدایی دیگه یعنی میخام بگم اینقدر احساس قدرت داری. ... انگار داری خدایی میکنی با اینهمه انرژی و شادابی که داری اما چیزی رو که دوست داری عاشقشی با تمام وجود میخای...
چرا بدست نمیاری؟
چرا باید خسته شی بعدن بدست بیاد؟
تو حالت بدتر اینه که بدست نمیاری و فقط فشار میادو تمام انرژیت از بین میره؟
پی نوشت ۲: این موضوع مربوط میشود به تمامی مسائل. از جمله : شیر مرغ تا جون آدمیزاد
ببینی که باید دست خالی برگردی...
خیلی سخته رفیق
فکر کنی خیلی محکمی ....
اما سر وقت بفهمی که محکمی آره اما خالی ای. خالی و سبک
خیلی سخته گرسنه بمونی
اینم جزای تو که نه به فکر خودتی و نه به آیندتو...
خیلی سخته که بفهمی اونکسی رو که با تمام وجود دوست... بهت احساس برعکس داشته باشه. باتو احساس تحقیر کنه....حالا فهمیدی کجا بازی رو باختی؟ عزیزم باعث جوشیدن احساس تحقیر کسی هستی که براش حاضری هر کاری انجام بدی....
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها
نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در ان گوشه چندان غزل
خواند ان شب
که خود در میان غزل ها بمیرد
گروهی بر انند که این مرغ زیبا
کجا عاشقی کرد انجا بمیرد
شب مرگ از بیم جان انجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی ز اغوش دریا بر امد
شبی هم در اغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی اغوش وا کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر عاشق هستی، معشوقت هم به تو عشق بورزد
و اگر این گونه نیست تنهاییت کوتاه باشد
و هنگام تنهایی ، نفرت از کسی نیابی
و بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی
همچنین برایت آرزومندم دوستانی داشته باشی
از جمله دوستان بد و ناپایدار برخی نا دوست و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتماد باشد
چون زندگی بدین گونه است
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهند
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد
تا زیاد به خودت غره نشوی
و نیز آرزومندم مفید فایده باشی تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است، همین مفید بودن
کافی باشد تا تو را سرپا نگه دارد
همچنین، برات آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک می کنند
چون این کار ساده ای است
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می کنند
و با کاربرد درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی
امیدوارم هنگامی که جوان هستی، خیلی به تعجیل رسیده نشوی،
و هنگامی که رسیده ای به جوان نمایی اصرار نورزی
و وقتی پیری تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هرسنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد،
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
امیدوارم سگی را نوزاش کنی،
به پرنده ای دانه بدهی و به آواز یک سهره گوش کنی،
هنگامی که آواز سحرگاهش را سر می دهد،
چرا که به این طریق، احساس زیبایی خواهی یافت به رایگان.
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی،
هر چند خرد بوده باشد، و باروئیدنش همراه شوی،
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
به علاوه، آرزومندم پول داشته باشی،
زیرا در عمل به آن نیازمندی،
و برای اینکه سالی یکبار،
پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی: «این مال من است»
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است!
و در پایان،
آرزومندم همسر خوبی داشته باشی،
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.
اگر همه اینها که گفتم فراهم شد،
دیگر چیزی ندارم.
من خالی از عاطفه و خشم
خالی از خویشی و غربت
گیج و مبهوت بین بودن و نبودن
عشق آخرین همسفر من
مثل تو من و رها کرد
حالا دستام مونده و تنهایی من
ای دریغ از من که بی خود مثل تو
گم شدم گم شدم تو ظلمت تن
ای دریغ از تو که مثل عکس عشق
هنوزم داد میزنی تو آینه من
اه .....
گریمون هیچ خندمون هیچ
باخته و برندمون هیچ
تنها آغوش تو مونده غیرازاون هیچ
ای .. ای..ای مثل من تک و تنها
دستام و بگیر که عمر رفت
همه چی تویی زمین و آسمون هیچ
بی تو میمیرم همه بود و نبود
بیا پرکن من و ای خورشید دلسرد
بی تو میمیرم مثل قلب چراغ
نور تو بودی کی من و از تو جدا کرد
Amor mio
Amor mio por favor
Tu no te vas
Yo cuentare a las horas
Que nadia hoy
Vuelve
No volvere no volvere no volvere
No quiere recordan
No queire recordan
Vuelve
No volvere no volvere no volvere
No quiere recordan
No queire recordan
Lo laon lo la lo la
Lo la
Lo la
Lo la