برای ارزوهایی که مردند... برای سکوت های کر کننده ام ... برای سکوت های سنگین تر از فریادم...

تمام رازهاتو در پوست من دفن کن
گناهان منو رها کن و بیگناه کنار بیا
هوای اطراف من مثل قفس میمونه
و عشق پنهان کردن دوباره دیوانگی هاست
Bury all your secrets in my skin
Come away with innocence, and leave me with my sins
The air around me still feels like a cage
And love is just a camouflage for what resembles rage again

پس اگر عاشقمی، بزار برم
بزار قبل از اینکه متوجه شم رفته باشم
قلب من سیاه تر از اونه که بخاد هواسم جمع باشه
چیزی رو که وجود نداره نمیتونم خراب کنم
اگر تنها هستم نمیتونم تنفر داشته باشم از تو، من رو به سرنوشتم برسان
من شایسته تو نیستم
امیدوارم اگر بتونم چیزی رو تغییر بدم، نمیدونم، خنده های من خیلی وقت پیش دزدیه شدن
So if you love me, let me go.
And run away before I know.
My heart is just too dark to care.
I can't destroy what isn't there.
Deliver me into my fate, if I'm alone I cannot hate
I don't deserve to have you
My smile was taken long ago, if I can change I hope I never know

هنوز نامه هاتو به لبام فشار میدم
و با بوسیدنشون وجودشون رو عزیز میدونم
بدون نور وجود تو نمیتونم با زندگی روبرو شم
اما وقتی که دست از جنگیدن برداشتی، همه چیز از بین رفت
I still press your letters to my lips
And cherish them in parts of me that savor every kiss
I couldn't face a life without your light
But all of that was ripped apart, when you refused to fight

پس مهم نیست برای داشتن نفس های تو تلاش کنم
فکر میکنم شفاف گفتم
برای عاشق شدن نمیتونی متنفر باشی
اما آیا این کافیه؟
ایکاش تو دوست من نبودی
و میتونستم تورو عذاب بدم
هیچ وقت ادعای پاکی رو نداشتم
امید رو در خودم کشتم تا بزارم تو بری، من خیلی وقت پیش طرد شدم،
So save your breath, I will not care.
I think I made it very clear.
You couldn't hate enough to love.
Is that supposed to be enough?
I only wish you weren't my friend.
Then I could hurt you in the end.
I never claimed to be a saint
My own was banished long ago, it took the death of hope to let you go

پس خودت رو در مقابل سنگ های من بشکن
و افسوست رو تف کن به روح من
تو هیچ وقت به کمک نیاز نداشتی
تو برای نجات خودت منو فروختی
و به خجالت کشیدن های تو توجه نمیکنم
تو فرار کردی، همتون با هم یکی هستید
عشق من خیلی وقت پیش تنبیه شده
نزار من هیچ وقت بفهمم، اگر برات مهمه

So break yourself against my stones
And spit your pity in my soul
You never needed any help
You sold me out to save yourself
And I won't listen to your shame
You ran away, you're all the same
Angels lie to keep control
My love was punished long ago
If you still care, don't ever let me know
If you still care, don't ever let me know


برچسب‌ها:
اسلیپنات, Slipknot, CHRISTOPHER FEHN, MICKAEL THOMSON
+ سه شنبه سی ام خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
خاطرات تو که باشه با گذشته بی حسابم
تو کدوم صندوق پسته نامه های بی جوابم
جونمو برات میدادم هرچی میگفتی همون بود
غم و غصه که نداشتیم دنیا قد کوچمون بود
دنیارو بهم میریختم اگه تو لب تر میکردی
وقتی آینده عجیبه به گذشته برمیگردی
من یه قاب عکس کهنه تو هجوم خاطراتم
به چشات خلاصه میشه آخرین راه نجاتم
دوره ی دیوونگیمو هیجان زندگیمو عشق ۱۵ سالگیمو
چشمای تو یادم انداخت
لحظه های انتظارو دل دل عقربه هارو حال اولین قرارو
چشمای تو یادم انداخت
دوره ی دیوونگیمو هیجان زندگیمو عشق ۱۵ سالگیمو
چشمای تو یادم انداخت
لحظه های انتظارو دل دل عقربه هارو حال اولین قرارو
چشمای تو یادم انداخت
خاطرات من یه دشت از سوسنای چلچراغه
خنده های تو هنوزم همه جای این اتاقه
من یه قاب عکس کهنه تو هجوم خاطراتم
به چشات خلاصه میشه آخرین راه نجاتم
دوره ی دیوونگیمو هیجان زندگیمو عشق ۱۵ سالگیمو
چشمای تو یادم انداخت
لحظه های انتظارو دل دل عقربه هارو حال اولین قرارو
چشمای تو یادم انداخت
دوره ی دیوونگیمو هیجان زندگیمو عشق ۱۵ سالگیمو
چشمای تو یادم انداخت
لحظه های انتظارو دل دل عقربه هارو حال اولین قرارو
چشمای تو یادم انداخت


برچسب‌ها:
مهدی ایوبی, رضا یزدانی
+ سه شنبه سی ام خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
و درک درد هایش بود که  اینچنین گرفتارش شدم... 


برچسب‌ها:
روزنوشت, موریانه
+ سه شنبه سی ام خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
یروز نوشتی جنس تو از عشق نیست، نمیشه تو رو نخاست... تورو باید داشت.... بودنت ضروریه...


برچسب‌ها:
روزنوشت, موریانه
+ دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

به چیزی دل ببند که دل داشته باشه...


برچسب‌ها:
روزنوشت, موریانه
+ دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
با یه شکلات شروع شد من یه شکلات گذاشتم تو دستش . اونم یه شکلات گذاشت تو دست من. من بچه بودم .اونم بچه بود. سرمو بالا کردم ، سرشو بالا کرد .دید که منو می شناسه. خندیدم گفت: دوستیم ؟ گفتم : دوست دوست . گفت : تا کجا ؟ گفتم : دوستی که تــــا نداره ! گفت : تا مرگ. خندیدمو گفتم: من که گفتم تـــــا نداره. گفت : باشه تا پس از مرگ. گفتم: نـــــــــه نـــــــــــه نـــــــــــــه نـــــــــه تـــــــا نداره. گفت: قبول تا اونجا که همه دوباره زنده می شن، یعنی زندگی پس از مرگ. بازم با هم دوستیم تا بهشت تا جهنم. تا هر جا که باشه منو تو با هم دوستیم. خندیدمو گفتم: تو براش تا هر کجا که دلت می خواد یه تـــــــــا بذار اصلاً یه تـــــــــا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا . اما من اصلاً براش تــــــا نمیذارم. نگاهم کرد نگاش کردم باور نمی کرد میدونستم اون میخواست حتماً دوستی ما تــــــا داشته باشه. دوستی بدون تــــــا را نمی فهمید.
گفت بیا برای دوستیمون یه نشونه بذاریم . گفتم:باشه تو بذار. گفت: شکلات. هر بار که همدیگرو می بینیم یه شکلات مال تو یکی مال من،باشه.گفتم:باشه هر بار یه شکلات میذاشتم تو دستش . اونم یه شکلات تو دست من.باز همدیگرو نگاه می کردیم یعنی که دوستیم دوست دوست. من تندی شکلاتمو باز می کردم میذاشتم تو دهنم و تند و تند می مکیدم. میگفت:شکمـــــــــــــــــــــــــــــو ، تو دوست شکموی منـــــــــــــــــــــــــــــــــی . و شکلاتشو میذاشت توی یه صندوقچه ی کوچولوی قشنگ.
میگفتم: بـــــــــــــــــــــــــــــخورش. میگفت: تموم میشه. میخوام تموم نشه برای همیشه بمونه. صندوقش پر از شکلات شده بود هیچکدومشو نخورد. من همشو خورده بودم. گفتم: اگر یه روز شکلاتاتو مورچه ها بخورن یا کرمها، اون وقت چی کار میکنی. گفت: مواظبشون هستم. میگفت: میخوام نگهشون دارم تا موقعی که دوست هستیم و من شکلاتامو میذاشتم توی دهنمو میگفتم:نــــــــه نـــــــــــه نـــــــــه نـــــــــه تا نــــــــــه ، دوستی که تــــــــا نداره.
یک سال دو سال چهار سال هفت سال ده سال بیست سالش شده ، اون بزرگ شده منم بزرگ شدم من همه شکلاتامو خوردم اون همه شکلاتاشو نگه داشته اون آمده امشب تا خداحافظی کنه میخواد بره. بره اون دور دورا. میگه میرم اما زود برمیگردم. من که میدونم میروه بر نمیگرده. یادش رفت شکلات به من بده . من که یادم نرفته. یه شکلات گذاشتم کف دستش گفتم: این برای خوردنه . یه شکلاتم گذاشتم کف اون دستش اینم آخرین شکلات برای صندوق کوچیکت. یادش رفته بود که صندوقی داره برای شکلاتاش . هر دو تا رو خورد. خندیدم میدونستم دوستی من تا نداره میدونستم دوستی اون تا داره مثل همیشه. خوب شد همه شکلاتامو خوردم. اما اون هیچ کدومشو نخورده! حالا با یه صندوق پر از شکلاتهای نخورده چی کار میکنه!!!؟؟؟


برچسب‌ها:
داستان کوتاه
+ دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
تو بارون که رفتی
شبم زیر و رو شد
یه بغض شکسته
رفیق گلوم شد
تو بارون که رفتی
دل باغچه پژمرد
تمام وجودم
توی آینه خط خورد
هنوز وقتی بارون
تو کوچه می باره
دلم غصه داره
دلم بی قراره
نه شب عاشقانه است
نه رویا قشنگه
دلم بی تو خونه
دلم بی تو تنگه

 

یه شب زیر بارون
که چشمم به راهه
می بینم که کوچه
پر نور ماهه
تو ماه منی که
تو بارون رسیدی
امید منی تو
شب نا امیدی


برچسب‌ها:
یغما گلرویی, سیاوش قمیشی
+ دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
هم نمیدانم از چه می خندم، هم نمی دانم از چه می گریم...


برچسب‌ها:
محمد عل بهمنی
+ یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

این ویسکی به من حس خوبی داده
پس منو ببخش اگر مودب نبودم
واقعن نیاز دارم که با من باشی امشب
برای شب دیگه متاسفم،امشب میخام
و میدونم میتونم خلاق تر باشم
و خطوط شاعرانه رو به تصویر بکشم
اما من روشن شدم بدون اینکه عاشقت باشم یا برات بسوزم
تنها چیزی که تو ذهن منه

This whiskey got me feelin' pretty
So pardon if I'm impolite
I just really need your ass with me
I'm sorry 'bout the other night
And I know I could be more creative
And come up with poetic lines
But I'm turnt up off sizz' and "I love you"
Is the only thing that's in my mind

عزیزم، منو بالاتر میبری، بالاتر از همیشه
فقط بیا جلو، بیا یه نوشیدنی داشته باشیم
امیدوارم تورو خیلی خیلی دیر صدا نکرده باشم
تو آتیش منو روشن میکنی
بیا باهم ماریجوانا بکشیم
زیرسیگاری من پر شده و مستم
یکم پر حرفی کردم
اما میخام به گذشته ها برگردم

You take me higher, higher than I've ever been, babe
Just come over, let's pour a drink, babe
I hope I ain't calling you too late, too late
You light my fire
Let's stay up late and smoke a J
I wanna go back to the old ways
But I'm drunk and still with a full ash tray
With a little bit too much to say

 

 


برچسب‌ها:
ریحانا, Rihanna, Bibi Bourelly
+ یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
عزیز من باور کن یکجای کار میلنگه... گلپسر خوب دقت کن یکجای کار میلنگه....


برچسب‌ها:
روزنوشت, موریانه
+ یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
آهنگ نگاه تو شد زمزمه رو لبهام...
ای عشق بخون با من تو خلوت این شبهام...
تو ساحل آرومی من موج پریشونم
راز دل دریارو می دونی و می دونم...
من عطر خوش عشق رو از باغ تو بوییدم
اون یاس بهاری رو از شاخه ی تو چیدم...
تو معبد چشم تو من شمع شب افروزم
تا لحظه ی دیدارت می سازم و می سوزم
بخشش دست تو مرهم دل من شد
حرف شب و روز من از عشق تو گفتن شد...
آهنگ نگاه تو شد زمزمه رو لبهام...
ای عشق بخون با من تو خلوت این شبهام...


برچسب‌ها:
آرش غنی زاده, فرمان فتحعلیان
+ یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

دوباره صبح شد، بدون نور و رنگ
پنجره هام بسته ست، دلم برات تنگ شده
دوباره صبح شد، بدون نور و رنگ
با هزاران دهن فریاد میزنم
چقدر عاشقتم، اما تو اینجا نیستی

Πάλι ξημερώματα, δίχως φως και χρώματα,
τα παράθυρά μου είναι κλειστά, κι εσύ μου λείπεις,
πάλι ξημερώματα, και με χίλια στόματα,
σου φωνάζω πόσο σ' αγαπώ, μα εσύ δεν είσαι εδώ.


بدون تو هیچ چیز ارزش نداره
همه اشتباه و من مشکوکم
بدون تو من وجود ندارم، گم میشم
نبودنتو تو وجودم حس می کنم

Χωρίς εσένανε δεν αξίζει τίποτα,
τα πάντα γύρω μου ψεύτικα και ύποπτα,
χωρίς εσένανε δεν υπάρχω, χάνομαι,
την απουσία σου, στο κορμί μου αισθάνομαι.

دوباره صبح شد، بدون نور و رنگ
قرصای خوابمو میخورم، دلم برات تنگ شده
دوباره صبح شد، روی ملافه ها تنها گریه میکنم
موبایلت خاموشه و نیستی اینجا

Πάλι ξημερώματα, δίχως φως και χρώματα,
παίρνω χάπι για να κοιμηθώ, κι εσύ μου λείπεις,
πάλι ξημερώματα, κλαίω σ' άδεια στρώματα,
το τηλέφωνό σου είναι κλειστό κι εσύ δεν είσαι εδώ.

بدون تو هیچ چیز ارزش نداره
همه اشتباه و من مشکوکم
بدون تو من وجود ندارم، گم میشم
نبودنتو تو وجودم حس می کنم

Χωρίς εσένανε δεν αξίζει τίποτα,
τα πάντα γύρω μου ψεύτικα και ύποπτα,
χωρίς εσένανε δεν υπάρχω, χάνομαι,
την απουσία σου, στο κορμί μου αισθάνομαι.

 

... پ.ن: دسپینا وندی کارت خیلی درسته


برچسب‌ها:
دسپینا وندی, Despina Vandi
+ شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
خواب هم مانند آب جاری است و از هر جایی که بگذرد خاکش را برای چند لحظه، چند لحظه کوتاه..... سیراب میکند... و بعد از گذشت زمان خشک و نا پدید می شود.

نمی دانم تا کی در انتظار باید بمانم، افتاب هر لحظه تنم را بیشتر می سوزاند!

بیا و جاری شو ، این یک مشت خاک را زنده کن.

 


برچسب‌ها:
عمو یادگار
+ شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
این بوی همون عطره ازش خاطره داری
این عکس همونیه که تنهاش نمیذاری
این فکر همون فکره که هر لحظه باهاته
این خواب همون خوابه که هر شب تو چشاته

یه قلب مهربون تند تند میزنه
میدونم این روزا همش حواست به منه
بی تابیِ تو ، بی خوابیِ تو
اینا همش نشونه های عاشق شدنه

چیزی نمونده که دست دل تو رو بشه
چیزی نمونده ماجرای ما شروع بشه

این بوی همون عطره ازش خاطره داری
این عکس همونیه که تنهاش نمیذاری
این فکر همون فکره که هر لحظه باهاته
این خواب همون خوابه که هر شب تو چشاته

از حس تو معلومه هوای منو داری
معلومه که تنهایی و تنهام نمیذاری
دلتنگیُ دوست داری فقط مال تو باشم
میمیرم اگه ثانیه ای از تو جداشم

حواست به منه دلت پیش منه
خودت نمیگی و چشات داد میزنه
دلم تا تو رو دید دوباره جون گرفت
همین که اومدی کنار من بارون گرفت

این بوی همون عطره ازش خاطره داری
این عکس همونیه که تنهاش نمیذاری

ترانه سرا #علی_ثابت_قدم
خواننده #مازیار_فلاحی


برچسب‌ها:
علی ثابت قدم, مازیار فلاحی
+ شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
به شکوه گفتم برم ز دل یاد روی تو آرزوی تو
به خنده گفتا نرنجم از خلق و خوی تو یاد روی تو
ولی ز من دل چو برکنی حدیث خود بر که افکنی
هرکجا روی وصله ی منی ، ساغر وفا از چه بشکنی؟

گذشتم از او به خیره سری ، گرفته رهه مه دگری
گذشتم از او به خیره سری ، گرفته رهه مه دگری
کنون چه کنم با خطای دلم؟ گرم برود آشنای دلم
کنون چه کنم با خطای دلم؟ گرم برود آشنای دلم
به جز رهه او نه راهه دگر ، دگر نکنم ، خطای دگر
به جز رهه او نه راهه دگر ، دگر نکنم ، خطای دگر

به شکوه گفتم برم ز دل یاد روی تو آرزوی تو
به خنده گفتا نرنجم از خلق و خوی تو یاد روی تو
ولی ز من دل چو برکنی حدیث خود بر که افکنی
هرکجا روی وصله ی منی ، ساغر وفا از چه بشکنی؟
هرکجا روی وصله ی منی ، ساغر وفا زا چه بشکنی؟
هرکجا روی وصله ی منی ، ساغر وفا از چه بشکنی؟

نخفته ام به خیالی ، نخفته ام به خیالی که می پزد دل من
خمار صد شبه دارم ، خمار صد شبه دارم ، شراب خانه کجاست؟!!!


برچسب‌ها:
نادر گلچین, محسن نامجو
+ شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

تو خیابون زیر نور چراغا
ساعت از نصفه شبم گذشته بود
جز من و تنهایی و پیاده رو
خبر از عابر دیگه ای نبود

بادی که درختا رو تکون میداد
روی سنگفرشا رو برگ پوشونده بود
مثل هر شب دوباره دلتنگی
منو سمت خونه تون کشونده بود

هنوزم وقتی که نزدیکت میشم
نفسم حبس میشه توی سینه
بی هوا زل می زنم به خونه تون
آخه کار هر شب من اینه

هنوزم وقتی که رد میشم از اون
کوچه ای که خاطراتم توشه
بی هوا زل می زنم به خونه تون
خونه ای که چراغاش خاموشه

یاد اون شبا می افتادم که
بوی عطرت می اومد با بارون
شبی که یه خرده سردت شده بود
وقتی رد می شدیم از این خیابون

چراغ اتاق تو روشن بود
خیلی دیره تو چرا بیداری
روی خوش باوری دلواپستم
شاید از دوری من بیماری

هنوزم وقتی که نزدیکت میشم
نفسم حبس میشه توی سینه
بی هوا زل می زنم به خونه تون
آخه کار هر شب من اینه

هنوزم وقتی که رد میشم از اون
کوچه ای که خاطراتم توشه
بی هوا زل می زنم به خونه تون
خونه ای که چراغاش خاموشه

 

پ.ن: امشب قفلی زدم رو این اهنگ...


برچسب‌ها:
امیر بذرافشان, مهدی احمدوند
+ شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
همین که یک نفر از دور
لباسش رنگ تو باشه
همین که تو مسیر من
یه گل فروشی پیداشه
بازم یاد تو می افتم

همین که عصر یه جمعه
آدم تو خونه تنها شه
همین که یک نفر اسمش
شبیه اسم تو باشه
بازم یاد تو می افتم

با آهنگی که دوست داشتی
تموم کافه ها بازن
تموم شهر همدستن
منو یاد تو بندازن

تو نیستی سرد و یخبندون
تموم فصلا پاییزه
گذشتن از تو واسه من
گذشتن از همه چیزه

همین که عکس تنهایی
کنار دریا می گیرم
بدون شب بخیرِ تو
به خواب گریه ها میرم
بازم یاد تو می افتم

با هر بارون با هر برفی
که میشینه رو این کاجا
میرم هرجایی تو این شهر
میرم هرجای این دنیا
بازم یاد تو می افتم

یه وقتایی همه چی هست
ولی اونی که باید نیست
دو بار ترکم کن مُردن
به این آسونیا هم نیست

تو نیستی سرد و یخبندون
تموم فصلا پاییزه
گذشتن از تو واسه من
گذشتن از همه چیزه


برچسب‌ها:
زهره زمانی
+ شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

دیوانگی در چشمان دخترک موج می زد
و آتشی که در تنش می سوزاند
شال بر سر، رقصی که در خیابان ها داشت
و بوی خوش او را باد در شهر پخش کرده بود
دختر سبزه رو

ریختن اشک عاشق، پسرک از جان گذشته
که قلب او پر از ناراحتی بود و آتش گرفته بود
پسرک اگر می دانست تمام این شب ها، دختر منتظر او مانده بود
زندگیش را به پایان نمی رساند
... چقدر حیف

 

La locura que tenía en los ojos
Y el fuego que ardía en su cuerpo
Con mantilla por las calles bailaba
Su aroma esparcía con el viento
Morena...

Lágrimas de un amante desesperado
Su alma llena de tristeza, se quemaba
Si él supiera que por las noches, lo estuvo esperando
No hubiera terminado con su vida
Que pena


برچسب‌ها:
یاسمین لوی, yasmin levy
+ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
مثل باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد
حتی باغبون نفهمید که چه آفتی به من زد
رگ و ریشه هام سیاه شد تو تنم جوونه خشکید
اما این دل صبورم به غم زمونه خندید
آسمون مست جنونی، آسمون تشنه خونی
آسمون مست گناهی، آسمون چه روسیاهی
اگه زندگی عذابه، یه حباب روی آبه
من به گریه‌ها می‌خندم میگم این همش یه خوابه
آسمون تو مرگ عشق و توی یاخته هام نوشتی
این یه غمنامه تلخه که تو سر تا پام نوشتی
من به لحظه شکستم اگه نزدیک اگه دورم
از ترحم تو بیزار که خودم سنگ صبورم
آسمون تیشه ت شکسته من دیگه رو پام می مونم
منو از تنم بگیری تو ترانه هام می مونم


برچسب‌ها:
لیلا کسری, هایده
+ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
رنگ سال گذشته را دارد همه لحظه های امسالم
365 حسرت را همچنان میکشم به دنبالم
قهوه ات را بنوش و باور کن من به فنجان تو نمیگنجم
بیوه ام در جهان نما چشمی که به تکرار میکشد فالم
یک نفر از غبار میآید مژده تازه تو تکراری است
یک نفر از غبار آمد و زد زخمهای همیشه بر بالم
باز در جمع تازه ازداد حال و روزی نگفتنی دارم
هم نمیدانم از چه میخندم هم نمیدانم از چه مینالم
راستی در هوای شرجی هم دیدن دوستان تماشاییست
به غریبی قسم نمیدانم چه بگویم جز اینکه خوشحالم
دوستانی عمیق آمدند . چهره هایی که غرقشان شدم
میوه های رسیده ای که هنوز من به باغ کمالشان کالم
چندیست شعرهایم را جز برای خودم نمیخوانم
شاید از بس صدایشان زده ام
دوست دارند دوستان . لالم
تنهاییم را با تو قسمت میکنم . سهم کمی نیست
گسترده تر از عالم تنهایی من . عالمی نیست
غم آنقدر دارم که میخواهم تمام فصلها را بر سفره رنگین خود بنشانمت . بنشین . غمی نیست...
حوای من . بر من مگیر این خودستایی را که بی شک تنها تر از من در زمین و آسمانت آدمی نیست
آیینه ام را بر دهان تک تک یاران گرفتم
آیینه ام را بر دهان تک تک یاران گرفتم
تا روشنم شد در میان مردگانم همدمی نیست
همواره چون من نه . فقط یک لحظه خوب من بیاندیش
لبریزی از گفتن ولی در هیچ سویت محرمی نیست
من قصد نفی بازی گل با باران را ندارم
شاید برای من که همزاد کویرم . شبنمی نیست
شاید به زخم من که میپوشم ز چشم شهر آنرا
در دستهای بینهایت مهربانش مرهمی نیست
شاید و یا شاید . هزاران شاید دیگر
اگر چه اینک به گوش انتظارم جز صدای مبهمی نیست
 


برچسب‌ها:
محمد علی بهمنی, ناصر عبداللهی
+ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
حس خوب با تو بودن دیگه با من آشنا نیست
شعر خوب از تو گفتن دیگه سوغاتی من نیست
من همونم که یه روزی واسه چشمات خونه ساختم
واسه بوسیدن دستات همه زندگیمو باختم
توی رودخونه قلبت قایق من رفتنی بود
من از اول می دونستم قایقم شکستنی بود
توی رودخونه قلبت قایق من رفتنی بود
من از اول می دونستم قایقم شکستنی بود

واسه قلب صد تا عاشق، زیر پنجره ت می خوندم
توی هر شهری که بودی من مسافرت می موندم
اگه بارونی نباشه واسه ریشه درختم
تو نیاز تو می موندم تا بباری روی بختم
توی رودخونه قلبت قایق من رفتنی بود
من از اول می دونستم قایقم شکستنی بود
توی رودخونه قلبت قایق من رفتنی بود
من از اول می دونستم قایقم شکستنی بود

قامت خوب و قشنگت شده درمون تن من
سفرت بی انتها بود واسه قصه شب من
چیز تازه ای ندارم که به پای تو بریزم
دست خوب مهربونی یاورت باشه عزیزم

ترانه سرا: آرش


برچسب‌ها:
کوروس
+ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

به بهانه سلامتی خودت تو گروه نذر 3 صلوات خاستم. انشالا ک به سلامتی و بهترین شرایط عملت تموم میشه و زود بر میگردی... فقط این دو سه هفته دهن من صاف میشه تا بیای بیرون...زود بیا جات خالیه

+ سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

نمی دونم چمه
فقط می دونم حالم خوب نیست
حالم خرابه، خرابه…
انگار یه بغض نشکسته داره قلبمو پاره پاره می کنه
انگار غریب افتادم تو این دنیا
انگار هیچکس جز تو، جز من …
انگار…
ای بابا، بگذریم
این که دوست دارم کافیه، آره…
همین که دوست دارم کافیه
یه کاری کردی به قلبم، که بدونت حتی مردن
سخته حتی بی تو خوبم لذت از زندگی بردن
یه کاری کردی که از یاد نمیری حتی یه لحظه
درد عشقت کرده پیرم اما باور کن می ارزه
دیدن تو گرچه از دور واسه من یه جور امیده
یه چیزی مثل یه جادو که بهم رهایی می ده
این مهمه که می دونم واسه من چقدر عزیزی
من که جام عشقو دادم چه بنوشی چه بریزی
یه کاری کردی به قلبم، که بدونت حتی مردن
سخته حتی بی تو خوبم لذت از زندگی بردن
یه کاری کردی که از یاد نمیری حتی یه لحظه
درد عشقت کرده پیرم اما باور کن می ارزه
دیدن تو گرچه از دور واسه من یه جور امیده
یه چیزی مثل یه جادو که بهم رهایی می ده
این مهمه که می دونم واسه من چقدر عزیزی
من که جام عشقو دادم چه بنوشی چه بریزی
پیشکشت همه نفس هام، نازنین خوبه همیشه
نیمی از تنم شدی تو که ازم جدا نمیشه
پیشکشت همه نفس هام، نازنین خوبه همیشه
نیمی از تنم شدی تو که ازم جدا نمیشه


برچسب‌ها:
رضا صادقی
+ سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
می دونم برات عجیبه ، این همه اصرار و خواهش
این همه خواستن دست هات ، بدون حتی نوازش
می دونم که خنده داره ، واسه تو گریه ی دردم
می گذری از من و میری ، اما باز من بر می گردم

می دونم برات عجیبه ، من با اون همه غرورم
پیش همه ی بدی هات ، چه جوری بازم صبورم
می دونم واست سواله ، که چرا پیشت حقیرم
دور می شی منو نبینی ، باز سراغتو می گیرم

می دونی چرا همیشه ، من بدهکار تو می شم
وقتی نیستی هم یه جوری ، با خیالت راضی می شم
می دونی واسه چی از تو ، بد می بینم و می خندم
تا نبینی گریه هامو ، هر دو چشمامو می بندم

چاره ای جز این ندارم ، آخه خون شدی تو رگهام
میمیرم اگه نباشی ، بی تو من بدجوری تنهام
می دونم یه روز می فهمی ، روزی که دنیا را گشتی
من چه جوری تو رو خواستم ، تو چه جور ازم گذشتی
چاره ای جز این ندارم ، آخه خون شدی تو رگهام
میمیرم اگه نباشی ، بی تو من بدجوری تنهام
می دونم یه روز می فهمی ، روزی که دنیا رو گشتی
من چه جوری تو رو خواستم ، تو چه جور ازم گذشتی


برچسب‌ها:
رضا صادقی
+ سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
حوا تویی
هرجا تو باشی بهشته
سیبی که تو چیدی ابتدای سرنوشته
کافه خیابون خونه یا هرجا که باشی
میتونیم از دنیا و تلخیهاش جداشیم


برچسب‌ها:
رضا یزدانی, حسن علی شیری
+ یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

 

طاقت بیار رفیق
طاقت بیار میشه شنید
خندیدن دلخواه رو
تو زنده میمونی رفیق
طاقت بیار این راه رو
طوفانو پشت سر بزار
اون سمت ما آبادیه
این زمزمه تو گوشمه
فردا پر از آزادیه

طاقت بیار رفیق
دنیا تو مشت ماست
طاقت بیار رفیق
خورشید پشت ماست
طاقت بیار رفیق
ما هردو بی کَسیم
طاقت بیار رفیق
داریم می‌رسیم

دنیا اگه تاریک شد
دستای فانوسو بگیر
با من بیا! بامن بیا!
چیزی نمونده از مسیر
سرما و سوز برف رو
آهسته پشت سر بزار
امروز وقت خواب نیست
ما با همیم طاقت بیار
طاقت بیار رفیق
دنیا تو مشت ماست
طاقت بیار رفیق
خورشید پشت ماست
طاقت بیار رفیق
ما هردو بی کَسیم
طاقت بیار رفیق
داریم می‌رسیم!

طاقت بیار رفیق
رفیق
طاقت بیار رفیق


برچسب‌ها:
سیاوش قمیشی
+ یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
گاهي گمان نميکني ولي خوب ميشود
گاهي نميشود که نميشود که نميشود
گاهي بساط عيش خودش جور ميشود
گاهي دگر تهيه بدستور ميشود
گه جور ميشود خود آن بي مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور ميشود
گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است
گاهي نگفته قرعه به نام تو ميشود
گاهي گداي گدايي و بخت با تو يار نيست
گاهي تمام شهر گداي تو ميشود
گاهي براي خنده دلم تنگ ميشود
گاهي دلم تراشه اي از سنگ ميشود
گاهي تمام آبي اين آسمان ما
يکباره تيره گشته و بي رنگ ميشود
گاهي نفس به تيزي شمشير ميشود
از هرچه زندگيست دلت سير ميشود
گويي به خواب بود جواني مان گذشت
گاهي چه زود فرصتمان دير ميشود
کاري ندارم کجايي چه ميکني
بي عشق سر مکن که دلت پير ميشود


برچسب‌ها:
قیصر امین پور
+ یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
نیمه شب، نیمه شب...

از خوابم پا میشم، نیستی پیشم

نیستی پیشم، باز دیوونه میشم، دوریه تو

دوریه تو، تیشه زد به ریشم، نیستی پیشم...

 


برچسب‌ها:
رضا صادقی
+ شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
کجایی تو کاش میدیدی من خسته شدم به این زودی
چجوری شد اون عشق شدید به این آسونی به آخرش رسید
با فکرت رو لبام یه لبخند میاد چقدر دلم هنوز اون روزارو میخواد
از آخرین روز که چشمام تورو دیدن فهمیدم که عشق یعنی نرسیدن
با رفتن تو از عشقم کم نمیشه تو قلبم میمونی واسه همیشه , واسه همیشه
سخته برام ولی ازت میخوام برنگردی هرگز دیگه به دنیام
برنگرد تا اون تصویری که ساختم همون باشه که ازت مونده تو رویام
با فکرت رو لبام یه لبخند میاد کاشکی تو هم منو نمیبردی از یاد
از آخرین روز که چشمام تورو دیدن فهمیدم که عشق یعنی نرسیدن
با رفتن تو از عشقم کم نمیشه تو قلبم میمونی واسه همیشه , واسه همیشه


برچسب‌ها:
سیروان
+ شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
سر تو بزار رو شونمو آروم بخواب گل بهار
من پیشتم تا خود صبح چشماتو آروم هم بزار
اونقده بیدار میمونم تا وقتی خوابت ببره
وقتی می خوابی رویا هم ناز نگاتو می خره
کابوس و زندون می کنم خواب بد می سوزونم
مثل یه گنجیشک کوچیک آروم بخواب مهربونم
دستت تو دستای من عزیز خوب و نازنین
چشماتو آروم هم بزار رو شاپر ابرها بشین
تا صبح برات شعر و غزل لالایی عشق می خونم
چشماتو آروم هم بزار من اینجا بیدار می مونم
حافظ خواب تو میشیم من و خدای خوب دل
چشماتو فردا میبینم خوب بخوابی … شبت بخیر
سر تو بزار رو شونمو آروم بخواب گل بهار
من پیشتم تا خود صبح چشماتو آروم هم بزار .


برچسب‌ها:
رضا صادقی
+ جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |


می دانم كه او روزی باز خواهد گشت 
با دردی جان سوز
حالا او را تنها بگذار

Yo se que un dia volvera
trista pena
ya dejala ya

 

می دانم كه او روزی باز خواهد گشت 
با دردی جانگداز
من به جستجوی او می روم

Yo se que un dia volvera
trista pena
yo la voy buscar

 

و او را به خاطر نمی آورم
یك عشق یك عشق تلخ
عشقی كاملآ كولی وار
عشقی هماهنگ با خواسته های من

Y yo no me acuerdo de ella
amor amor amargo
amor bien agitanado
amor con mi querer

 

امروز در زندگی و عشق حیرانم
و تو مفهوم گریستن را نمی دانی
و فردا تو نمی دانی كه چگونه حیران می شوی در عشق واقعی
اما من هم اكنون آن را احساس می كنم

Hoy para vivir
amor confundi
y no sabe llorar
hoy manana vivir
no sabes confundir
un amor de verdad
pero ya lo siento ya

 

كسی كه بیش از حد دوستش دارم
به شكلی كاملآ كولی وار
عشقی كاملا كولی وار
عشقی بجز عشق تو

La que mas queria
amor mas agitanado
amor ya mas agitanado
amor ya sin tu querer

 

امروز در زندگی و عشق حیرانم
و تو مفهوم گریستن را نمی دانی
و فردا تو نمی دانی كه چگونه حیران می شوی در عشق واقعی
اما من هم اكنون آن را احساس می كنم

Hoy para vivir
amor confundi
y no sabe llorar
hoy manana vivir
no sabes confundir
un amor de verdad
pero ya lo siento ya

امروز در زندگی و عشق حیرانم
و تو مفهوم گریستن را نمی دانی
و فردا تو نمی دانی كه چگونه حیران می شوی در عشق واقعی
اما من هم اكنون آن را احساس می كنم

Hoy para vivir
amor confundi
y no sabe llorar
Hoy para vivir
amor confundi
y no sabe llorar
pero un amor verdad


برچسب‌ها:
جیپسی کینگز, Gipsy Kings, ترانه اسپانیایی
+ پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

You leapt from crumbling bridges watching cityscapes turn to dust
Filming helicopters crashing in the ocean from way above

Got the music in you baby
Tell me why
Got the music in you baby
Tell me why
You've been locked in here forever and you just can't say goodbye

Kisses on the foreheads of the lovers wrapped in your arms
You’ve been hiding them in hollowed out pianos left in the dark

Got the music in you baby
Tell me why
Got the music in you baby
Tell me why
You've been locked in here forever and you just can't say goodbye

Your lips
My lips
Apocalypse
Your lips
My lips
Apocalypse

Go and sneak near the rivers flood is rising up on your knees
Oh please
Come out and haunt me
I know you want me
Come out and haunt me


Sharing all your secrets with each other since we were kids
Sleeping soundly with the locket that she gave you clutched in your fist


Got the music in you baby
Tell me why
Got the music in you baby
Tell me why
You've been locked in here forever and you just can't say goodbye
You've been locked in here forever and you just can't say goodbye

 

پ.ن: این اهنگ عالیه....اصلن خسته نمیشم.... مخصوصن وقتی که دارم کار میکنم پای سیستم.... صدای تحلیل رفته وکال، صدای گیتار که از زیر میاد و میره... عالیه...


برچسب‌ها:
Cigarettes After, ترانه انگلیسی
+ پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

خدایا کمکم کن...

+ پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

منو درگیر خودت کن، تا جهانم زیرو رو شه

+ سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

تو مرا جانی و جهانی

+ دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

J'aime quand le vent nous taquine
Quand il joue dans tes cheveux
Quand tu te fais ballerine
Pour le suivre à pas gracieux
J'aime quand tu reviens ravie
Pour te jeter à mon cou
Quand tu te fais petite fille
Pour t'asseoir sur mes genoux
J'aime le calme crépuscule
Quand il s'installe à pas de loup

عاشقم، وقتی باد می وزد
وقتی باد با موهای تو بازی می کند
وقتی تو مثل بالرین حرکت میکنی
و در گام هایی برازنده، باد را دنبال میکنی
عاشق اینم که تو خوشحال بر می گردی
که خودت رو در آغوشم رها کنی
وقتی که مثل یک دختر کوچولو رفتار می کنی
تا روی زانوهام بشینی
من عاشق هوای گرگ و میشم
وقتی رو به پنهانی می بره دنیا رو
عاشق رقص موهای تو هستم
و دستان تو که دوباره من را مطمئن کند
وقتی خودم را در تاریکی گم میکنم
و صدای تو زمزمه و
سرچشمه امید من است
چشمان غبار آلود تو را دوست دارم
و مثل یک قلم کاغذ یادداشت
پیشانیم را روی قلب تو میگذارم

Mais j'aime a espérer crédule
Qu'il s'embraserait pour nous
J'aime ta main qui me rassure
Quand je me perds dans le noir
Et ta voix elle murmure
De la source de l'espoir
J'aime quand tes yeux couleur de brume
Me font un manteau de douceur
Et comme sur un coussin de plumes
Mon front se pose sur ton cœur

 

 پ.ن: شبت غزل بارون... خوب بخابی


برچسب‌ها:
Adamo, متن فرانسوی
+ جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

احساس می‌کنم تو رو ازپشت اینهمه سکوت
تو کافه بارون می‌گیره وقتی می‌شینم روبه‌روت
از راه که می‌رسی بازم عطرت می پیچه تو هوا
فنجونمو پر می‌کنی از حس طعمی آشنا
وقتی نگاهم می‌کنی خورشید تکراری می‌شه
همین‌جا روی میزمون رود عسل جاری می‌شه!

حوا تویی! هر جا تو باشی بهشته
سیبی که چیدی ابتدای سرنوشته
کافه، خیابون، خونه یا هر جا که باشیم
می تونیم از دنیا و تلخی هاش جداشیم

چیزی بگو بانوی من! کلافه ام از این سکوت
میشکنه بغض آخرم وقتی میشینم روبروت
چیزی بگو شاید صدات حریف دلتنگی بشه
شاید شب سیاه سفید با واژه هات رنگی بشه
شاید که بیدارم کنی از خوابی که کابوسمه
دارم به دریا می زنم چشمای تو فانوسمه

حوا تویی! هر جا تو باشی بهشته
سیبی که چیدی ابتدای سرنوشته
کافه، خیابون، خونه یا هر جا که باشیم
می تونیم از دنیا و تلخی هاش جداشیم

 

پ.ن: یزدانی تو کی هستی .... روحت شاد


برچسب‌ها:
رضا یزدانی
+ جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
اوج علاقه اونجاست که حوصله‌ی
بی حوصلگی ها و قهر کردناشو هم داشته باشی... :)

 

+ جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

Like a closing door, I'm slowly shutting down
Like a falling leaf, just waiting for the ground
Don't even bother, nothing can stop it
Tried my best, but I just can't help it

It will take a lifetime before I love again
You will see me die before I love again
Say my last goodbye
Say my last goodbye; Goodbye; Goodbye
Say my last goodbye; Goodbye; Goodbye

All the broken pieces' shattered all around me
They've been lying there since the day that you left me
My last chance to fight against her
Tried my best, but I can't break her

It will take a lifetime before I love again
You will see me die before I love again
Say my last goodbye
Say my last goodbye; Goodbye; Goodbye
Say my last goodbye; Goodbye; Goodbye

It will take a lifetime...
It will take a lifetime...
Before I love again
You will see me die before I love again
Say my last goodbye
Say my last goodbye; Goodbye; Goodbye
Say my last goodbye; Goodbye; Goodbye

 

ref


برچسب‌ها:
متن ترانه انگلیسی, dead by april
+ پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
تو همانی که

دلم لک زده

لبخندش را...

+ پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
شاید تو اولین نگاه به ذهن هرکسی نرسه که چه معانی میشه داشته باشن این پنجره های زیبای رز... این پنجره های خوش نقش...

پنجره رز، هنر و معماری گوتیک، ترجمه شده ویکیپدیا انگلیسی

منبع تصاویر


برچسب‌ها:
هنر و معماری
+ پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

دل به نگاه اولین

گشت شکار چشم تو

زخم دگر 

چه میزنی

صید به خون تپیده را...


برچسب‌ها:
شعر
+ پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

the less you care, the more happier you are...


برچسب‌ها:
روزنوشت, موریانه, برفی
+ پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

We are the good youth
We deal in dead truth
We only care about what we can amend
We paid our own dues
We slung our own noose
We wear our hearts upon our sleeves 'til the end

When I was born and raised
All I wanted was to feel the pain
I thought that everyone should feel this way
So I sacrificed my glory days

Now I'm here, I'm alive but barely
I feel so contrived
A leaning tower of possibilities built up
On all these lies
Cause it ain't worth it, the grass is black
Will someone please just take me back
All I want is everything I've always had

All I want, all I want, all I want, is everything

So now I'm finally free to be anything
I want to be
I can't make my mind up on which me
That I really want the world to see
Because I'm here, I'm alive but briefly
Blinded by the lights,
When the flares die out my heart cries out

Is this all that's inside
It wasn't worth it, the grass is black
Will someone please just take me back
All I want was everything I've always had

All I want, all I want, all I want, is everything

I've lost my faith in what I always thought was everything
(And the confidence I crave, is all I need now to be saved)
And the false idols that I fought to be just
Like were all just bought and so I sing
(And the life I've always craved is full of
Crooked little hearts that can't be saved)

When I was born and raised
All I wanted was to feel the pain
We are the good youth
We deal in dead truth
We only care about what we can amend
We paid our own dues
We slung our own noose
We wear our hearts upon our sleeves 'til the end

 

پ.ن: آهان همینه... دنبال بلیتز کدیز بودم .. اهنگ نسبتن خوب و شادیه... راکه خوبه...


برچسب‌ها:
متن ترانه انگلیسی
+ چهارشنبه دهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

I don't know how to leave you
And I don't know how to stay
I've got things that I must tell you
That I don't know how to say
The man behind these empty words
Is crying out in shame
Holding on to this sinking ship
When nothing else remains

All I want is everything
Am I asking too much?
All I want is everything
Like the feel of your touch
But all I have are yesterdays
Tomorrow never comes

It's hard to hold your head up
When you're kneeling down to pray
And talking don't come easy now
When the words get in the way
If you could see what's going on
Behind these private eyes
The truth would look so easy now
But I'm running out of lies

You think the shadow of doubt
Is hanging over my head
It's just an angel
Whose wings hide the sun
And it's myself I betray
I cannot wish this away
Took my chance
Now the damage is done

 

پ.ن: این ترانه رو تصادفی پیدا کردم. دنبال آهنگ لیم بیزکیت بودم. نمیدونم چرا نیست. احتمالن برای یه خواننده دیگس


برچسب‌ها:
متن ترانه انگلیسی
+ چهارشنبه دهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

برگرد عاشقترین هم درد
آخر چگونه از خیالت بگذرم
برگرد و غمگینم مکن

شبها
ای آخرین رویا
من بی تو از رویای خود تنهاترم
تنها تر از اینم مکن

مرا بگیر آتشم بزنو
جان بده به منو
در سپیده ی جان روشن باش

مرا ببین
ای که بی تو منم بی تو میشکنم
ای تمامِ جهان با من باش

شمعِ توام
تو ببین
در اشکِ من بنشین
ای روشنای جهان
رو سوی سایه مکن

بی من مرا به سفر
از گریه ام مگذر
ای بی تو من نگران
از من گلایه مکن

مرا بگیر آتشم بزنو
جان بده به منو در سپیده ی جان
روشن باش

مرا ببین
ای که بی تو منم
بی تو میشکنم ای تمامِ جهان
با من باش

 

پ.ن: دمت گرم زند وکیل.. این اهنگت رفت تو لیست علاقه مندیهام


برچسب‌ها:
علی زند وکیلی
+ چهارشنبه دهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
با اینکه میگریزم از آغوشه گرمت اما پناهی جز تو و دستات ندارم
تنهایی تقدیرم شده اما میدونم تنها کنار تو میشه طاقت بیارم
من تو خودم موندم ولی تو باورم کن حتی اگه زبان تو برام غریبست
حتی اگه یخ زده خورشید نگاهم با تو شبیه آینه ام شفاف و یک دست
اسم منو از ته دل صدا بزن باز حتی اگه جوابی از من نشنیدی
داره جوونه میزنه دستای خالیه من نگو که از شکفتنه من نا امیدی
وقتی که دنیا تنهام میذاره تو درکم کن تو درکم کن
وقتی که چشمام بارون میباره تو درکم کن تو درکم کن

جهان داره پیشه چشمام دائم میچرخه پرهای پروازم به جایی گیر کرده
من اهل آبی های دور و غرقه نورم اما یکی پای منو زنجیر کرده
درکم کن و همباله این تنهاترین باش تا اوجه پرواز منو خودت ببینی
من میرسم به لحظه های خوب شادی اگه تو هم کنار تنهاییم بشینی
وقتی که دنیا تنهام میذاره تو درکم کن تو درکم کن
وقتی که چشمام بارون میباره تو درکم کن تو درکم کن

 

پ.ن: رضا یزدانی بازم زدی تو هدف... دمت گرم


برچسب‌ها:
رضا یزدانی
+ سه شنبه نهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
یه آدمی که بد کسی رو نمیخاد، چقدر می‌تونه منفور باشه؟؟؟ چقدر ر می‌تونه تصمیم اشتباه بگیره؟

+ سه شنبه نهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
چقدر نیاز داشتم امشب صحبت میکردیم....

جرات من تویی نباشی نیستم...

از الان مراقبت من از تو شروع شده...

یجورایی انگار هم به خودم بدهکارم هم بتو...

بیخبرم نزار....


برچسب‌ها:
برفی, 92, تو خون تو رگ, تو یک بایدی
+ سه شنبه نهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
هزارو یک نفری به جنگ با دل من

برای این همه تن، چه کنم؟


برچسب‌ها:
سینا سرلک, برفی, 92, تو خون تو رگ
+ سه شنبه نهم خرداد ۱۳۹۶ زمستانی ترین |