برای ارزوهایی که مردند... برای سکوت های کر کننده ام ... برای سکوت های سنگین تر از فریادم...


ملانکولیا
معشوق گمشده من
که در زنجیر زندگی او به دام افتادی
به من قول بده که تو هیچ وقت گم نمیکنی
امید دوباره عاشق شدن را
همانطور که عاشق من شدی
همانطور که من عاشقت شدم

Melancolia
Mi mujer perdida
Atrapada en las cadenas de su vida
Prometeme que no perderas jamas
la esperanca de volver a amar
Igual que me amaste
Igual que te ame

منو فراموش کن، فراموش
اینبار نوبت رفتن من است
تو در من نخواهی مرد
تا زمان دیدار دوباره من و تو

Olvidate de mi, olvidate
Llego el momento de irme
Olvidate de mi, olvidate
Que no te mueras conmigo
Olvidate de mi, olvidate
Hasta un nuevo encuentro


برچسب‌ها:
yasmin levy, یاسمین لوی, ترانه اسپانیایی
+ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

فرصتی نیست برای آب شدن در آفتاب ...


برچسب‌ها:
موریانه
+ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
قاصدک خبر اورد که میایی

حانه را برای آمادنت آماده کردم

همه سفید 

همه برفی 

مثل تو

 


برچسب‌ها:
برفی, موریانه
+ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
زندگی دستان مرا پس نزن

به رسم فروغ فرخ زاد

دستانم را در خاکت میکارم

باشد که سبز شوم....


برچسب‌ها:
خون تو رگ, تو یک بایدی
+ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

دائمن یکسان نماند حال دوران، غم مخور ...


برچسب‌ها:
روزنوشت
+ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

درد از همانجا رسد که درمان آنجاست ...


برچسب‌ها:
روزنوشت
+ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
بعد از این سه پست  725 تا 727 ..... نیم ساعت رو صندلی دراز کشیدم.... خودمو ول کردم.... یکی بهم گفت برو اینستاگرامو باز کن بعد از چند وقت... 

  امیدوارم این ریکوعست که الان برام اومده... فالو و بک دادم واقعی باشه...

+ خدایا بازم بهت میگم تمام داشته هام تویی... تورو دارم زندگی قابل تحمل میشه...


برچسب‌ها:
روزنوشت
+ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

عزیز دل تو را با خویش تن یک دل نمیبینم...

 


برچسب‌ها:
روزنوشت
+ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
دارم به این فکر میکنم که ما چقدر ارزان فروشیم... تمام داشته هامون رو به یه دروغ میفروشیم بشرطی که اون دروغ هم جهت علایق ما باشه.... براحتی میبازیم خودمونو

اگر فرد مقابل از تفکر دیگه ای باشه بسرعت تعیین سطح فرهنگی میکنیم امتیاز میدیم اگر امتیاز مناسب نیاره طرد میشه... یا اینکه اگر بیاد واقعیت سالم که خلاف نظر ماست رو به ما بگه حتا اگر امتیازم داشته باشه طرد میشه.... به این رسیدم که باید دروغ بشنویم تا 100 در 100 ارزانی کنیم تمام وجود را...


برچسب‌ها:
روزنوشت
+ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
نه اینکه نخام... نه اینکه دوست نداشته باشم تورو حفظ کنم.... تو زندگی یادگرفتم که نباید پافشاری کنی برای خاستت... این روزا تغییرات شیمیایی مغزم در حال تبدیل کردن افکار ساده و شفاف به  افکار عمومی کدره.... افکاری که تو نگاه اول قابل خوندن نیست.... دوست نداشتم اینجوری باشم.... دوست دارم سادگی ناب بودن خودمو داشته باشم.... اما اینروزا دیگه این تم جواب نمیده ... حتمن باید شرقو هدف بگیری  غربو بزنی.... اینجوری موفق میشی.... از اول نشون بدی غربو میخای بزنی که برات چنان برنامه پیاده میکنن شرق و غربتو گم کنی...

 

+ خدایا تمام داشته هام تویی...

تنهاییم را با تو قسمت میکنم، سهمه کمی نیست.... گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست....


برچسب‌ها:
روزنوشت
+ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

Cette voix, souviens toi
Tu l'écoutais, déjà tu l'aimais
C'était un ailleurs
Un avant, deux amants
Liés éternellement
De nos corps, enlacés
Mais c'est l'or pur
De tous les mots d'amour
Que l'on se jure en secret
Quand on sait, que les jeux sont faits

Inévitablement je t'aime encore
Je t'ai aimé, je t'aimerai
Incontrôlable en moi ce sentiment est un géant brisé
Ici tout comme avant je te suivrai de mon âme, de ta note
Mais je m'en cacherai, comme d'un amant discret
Comme seul un homme peut se mentir

Touche-moi, rien qu'une fois
Tout ici bas, fermera les yeux
Dans notre mémoire, l'univers
A laissé une porte ouverte, un peu d'air
Juste avant de partir, j'accepterai de mourir un peu
De cette vie (terre) qu'elle me laisse
Quelques heures je lui rendrais mon cœur

Inévitablement je t'aime encore
Je t'ai aimé, je t'aimerai
Incontrôlable en moi ce sentiment est un géant brisé
Ici tout comme avant je te suivrai de mon âme, de ta note
Mais je m'en cacherai, comme d'un amant discret
Comme seul un homme peut se mentir

Je tairais cette victoire, j'écrirais une autre histoire
Je prierais pour t'effacer

Inévitablement je t'aime encore
Je t'ai aimé, je t'aimerai
Jusqu'à la fin des temps, comme un karma dément
Comme on meurt d'avoir trop aimé

Jusqu'à la fin des temps, comme on aime un enfant
Comme on vit une éternité
Qui sait?

Read more

پ.ن: یه کار خوب دیگه از لارا فابیان


برچسب‌ها:
لارا فابیان, Lara fabian, ترانه فرانسوی
+ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
همه ي هستی من آيه ی تاريکيست
که ترا در خود تکرار کنان
به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد
من در اين آيه ترا آه کشيدم، آه
من در اين آيه تو را
به درخت و آب و آتش پيوند زدم

زندگی شايد
يک خيابان درازست که هر روز زنی با زنبيلی از آن می گذرد
زندگی شايد
ريسمانيست که مردی با آن خود را از شاخه مي آويزد
زندگی شايد طفليست که از مدرسه بر می گردد
زندگی شايد افروختن سيگاری باشد ، در فاصله ی رخوتناک دو همآغوشی
يا عبور گيج رهگذری باشد
که کلاه از سر بر ميدارد
و به يک رهگذر ديگر با لبخندی بی معنی می گويد "صبح بخير"
زندگی شايد آن لحظه مسدوديست
که نگاه من، در نی نی چشمان تو خود را ويران ميسازد
و در اين حسی است
که من آن را با ادراک ماه و با دريافت ظلمت خواهم آميخت


برچسب‌ها:
فروغ فرخزاد
+ شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید
من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتی که ما عاشق شدیم شیطان به نام ما سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر
چیزی در آن سوی یقین شاید کمی هم کیش تر
آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود
دیگر فقط تصویر من در مردمک های تو بود


برچسب‌ها:
علیرضا قربانی
+ شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
 

ادامه بده
به لبخند
به نگاه
به جشن
از همان حرفهای ساده بزن
مثلا بگو چه روز بدی
چه غذای بی نمکی
و هوا چه گرفتست...!

ادامه بده
به معجزه
به حضور
به عطر
از همان کارهای ساده بکن!
مثلاً بیا
دکمه پیرهنم را بدوز
روزنامه بخوان
یا بزن زیر آواز بی حوصله گیت

اما فقط ادامه بده
این روزهای هولناک را
بی نمک
بدون دکمه
ابری...

نیستی و اتفاق های تلخ، ساده می افتند
نیستی و ترس های کوچک، بزرگ می شوند
ومهم نیست چند شنبه است
ومهم نیست ساعت چند است
چه احمقانه زنده ام
چه وحشیانه نیستی
چه عاشقانه بود عمر من
چه زخم روزمره ای


برچسب‌ها:
رضا یزدانی
+ شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

E adesso andate via
Voglio restare solo
Con la malinconia
Volare nel suo cielo
Non chiesi mai chi eri
Perchè scegliesti me
E che fino a ieriCredevo fosse un re

و حالا، همه رو ترک کردم
میخام تنها باشم
با سودا
و پرواز کنم در آسمان
هیچ وقت از تو نپرسیدم کی هستی
چرا منو انتخاب کردی
من
کسی که تا دیروز حس میکردم پادشاه زمینم

Perdere l'amore, quando si fa sera
Quando fra i capelli un po'd'argento li colora
Rischi d'impazzire, può scoppiarti il cuore
Perdere una donna e avere voglia di morire

وقتی عشق رو از دست میدی
وقتی شب سراغت میاد
وقتی موهات، با رنگ نقره ای نقاشی میشن
تو دیوونه میشی، قلبت میشکنه
که یک زن رو از دست دادی و حالا آرزوی مرگ میکنی

Lasciami gridare, rinnegare il cielo
Prendere a sassate tutti i sogni ancora in volo
Li faro cadere ad uno ad uno
Spezzerò le ali del destino e ti avrò vicino

بزار فریاد بزنم، بهشتو انکار کنم
تمام رویا هارو سنگ میزنم
سنگ شانس رویاهامون رو هنوز پرتاب میکنی
من اونهارو زمین خاهم زد، تک به تک
من بال های سرنوشتو میشکنم
و من تو رو کنار خودم خاهم داشت

Comunque ti capisco
E ammetto che sbagliavo
Facevo le tue scelte
Chissà che pretendevo
Adesso che rimane
Di tutto il tempo insieme
Una donna troppo sola

Che ancora ti vuole bene

من تورو خوب میفهمم، اگرچه
و قبول دارم که اشتباه میکردم
من خاستم چی رو انتخاب کنی؟
کی میدونه، من چی رو میخاستم
و حالا چیزی که باقی میمونه
از تمام زمانی که باهم صرف کردیم
یک زن تنهاست
کسی که هنوز مراقب توس

 Perdere l'amore, quando si fa sera

Quando sopra il viso, ce una ruga che non c'era
Provi a ragionare fai l'indifferente
Fino a che ti accorgi che non sei servita a niente

وقتی عشقتو از دست میدی، وقتی آسمون غروب میکنه
وقتی که روی صورتت چین و چروکی میبینی که قبلن وجود نداشت
میخای قانع کنی خودتو، میخای آروم میکنی خودتو
تا زمانیکه میفهمی هیچ وقت عاشق کسی نبودی

E vorresti urlare, soffocare il cielo
Sbattere la testa mille volte contro il muro
Respirare forte il suo cuscino
Dire è tutta colpo del destino e ti avrò vicino

و آرزو داری فریاد بزنی، آسمون رو خفه کنی
تا هزاران بار سرتو به دیوار بکوبی
تا با تمام وجود بالشتو بو کنی
تا بگی که این تقصیر سرنوشته اگر که من تو رو کنارم ندارم

Perdere l'amore, maledetta sera
Che raccoglie i cocci di una vita immaginaria
Pensi che domani è un giorno nuovo
Ma ripeti non me l'aspettavo

عشق از دست رفته، شبه لعنتی
که تکه های زندگیه خیالی رو در خودش جا داده
تو فکر میکنی فردا روز جدیدیه
اما با خودت تکرار میکنی: "انتظار این زندگیو نداشتم"

Prendere a sassate tutti i sogni ancora in volo
Li faro cadere ad uno ad uno
Spezzerò le ali del destino e ti avrò vicino
Perdere l'amore


تمام سنگ شانس رویاهامون رو از بال پرواز
به زمین پرتاب میکنم، تک به تک
بالهای سرنوشتو خاهم شکست و تو رو کنار خودم خاهم داشت
عشق از دست رفته

 

 

پ.ن: اجرای این ترانه با لارافابین واقعن بی نظیر ... تن صدا و زبان بدن عالی.... 

پ.ن: این متن انقدر قویه که دیگه مهم نیست دیالوگ بین کی با کیه... قشنگیش به اینه که دیالوک بین دو طرفه...

رف زبان اصلی، ویدیو یوتیوب


برچسب‌ها:
lara fabian, لارا فابین, ترانه ایتالیایی
+ شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

together we stand, devided we fall

+ جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
یه دنیا حرف هست.... و گوش شنوا نیست


برچسب‌ها:
روزنوشت
+ جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
چقدر اهنگ درتي لاو خوبه..... خوراك كاره... مغزو اروم میکنه... 


برچسب‌ها:
روزنوشت
+ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
خدایا برای همه داشته هام نداشته هام شکر... کمکم کن


برچسب‌ها:
بساز
+ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
مرا بخوان

نه از واژگانم

مرا از چشمانم بخوان

بگذار دریچه ای باشم رو به زندگی

وقتی نگاهت با نگاهم در می آمیزد

و لبانم با لبانت

و دستانم با دستانت

مرا بخوان


برچسب‌ها:
روزنوشت
+ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
دعایی که بعد از خوردن غذا انچام میشه خیلی با ارزش تر از دعای قبل از سرو غذاست. مهم اینه وقتی سیری یاد خدا خدا باشی.. وقت گرسنگی که فشار معده ولت نمیکنه ...همش خدا یادته...

 

اگرم منو به آغوشت بردی و منو سیر کردی بدون ادعا و بعدش من تورو پس نزدم مهمه... قبلش اگر انتظار داری خویشتن داری بکنم و رعایت ادب بکنم باید بهم شک کنی. باید بهت بربخوره...


برچسب‌ها:
روزنوشت
+ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
نه عصبانی نشدم... فقط یه حس بدی بهم دست یه لحظه.. اول اینکه داری هی اسمشو میاری وسط.... من میگم تو اطلاعات کامل نداری فقط میدونی من دوسش دارم.... و این دوسداشتن برای همه ادما پیش میاد. مگه میشه 30 سال یا بیشتر زندگی کنی و کسی رو دوست نداشته باشی...

این دوست داشتن تو مرحله اول طبیعیه... نباید انقدر جدی باشه برات تا زمانی که بخاد رابطه قبلی بیاد تو روت و بخاد اذیتت کنه...

تو خیلی با تجربه ای و من دارم درس پس میدم... اما هر باغچه ی سر سبزی رو شخم بزنی ازش کرم میزنه بیرون... سعی نکن زندگی آدمارو شخم بزنی

 


برچسب‌ها:
روزنوشت
+ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
یه جاهایی تو زندگی مکث میکنی و میپرسی از خودت ای کاش من تجربه الانمو چندسال پیش داشتم...

 

 

پ.ن: اما تو انقدر غافل شدی که همین موقعیت برات پیش اومده و استفاده نمیکنی


برچسب‌ها:
روزنوشت
+ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

اونی که امروز سنگ شده، یه روزی مثل پنبه نرم بوده


برچسب‌ها:
روزنوشت
+ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

اگه به تو نمی گفتم حرفامو
اگه بهت نمی گفتن چقدر دوست دارم
الان بودی
شاید اگه نمی فهمیدی اینو
که تورو زیاد از حد دوست دارم
الان بودی
مثل یه سایه همرات اومدم
مطمئن شم تو آرامشی
نمیدونستم خسته ات میکنم
یه روز
تورو اگه کمتر میدیدمت
اگه میزاشتم دلتنگم بشی
اینجا بودی کنارم
هنوز

بدون تو شبا پــُر از غم و سرماست
آره بدون تو ته راهمه ته دنیاست
بدون تو شبام پــُر از غم و آهه
اگه تنها بری می بینی آخرش اشتباهه
آره این گناهه

نگرانت میشدم نمی بینمت حتی چند ساعت
به بودن تو دلم عاشقونه کرده بود عادت
ولی فایده نداشت اون همه تلاش
تو رسیده بودی به آخراش
از خدا می خوام روزات بگذره خوشحال و راحت
از ته دلم! زندگی رو با عشق می خوام واست
باز خیس ِ چشام ولی نمی خوام دل تو بسوزه
دیگه برام

بدون تو شبا پــُر از غم و سرماست
آره بدون تو ته راهمه ته دنیاست
بدون تو شبام پــُر از غم و آهه
اگه تنها بری می بینی آخرش اشتباهه
آره این گناهه

خوشحال و راحت
عشق می خوام واست
خوشحال و راحت
عشق می خوام واست
خوشحال و راحت
عشق می خوام واست

 

پ.ن: اجرای کنسرت این اهنگ عالیه....


برچسب‌ها:
زانیار, سیروان
+ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
رابطه اونجاش خوبه که بی منت باشه... این یعنی طرف خودشو شناخته و اومده جلو.... یعنی از تو طلب زندگی و دنیا نداره.. اومده کنار تو خوش باشه...


برچسب‌ها:
روزنوشت
+ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
یعنی اونی که دنبال بهونه س بره، دوباره بر میگرده؟


برچسب‌ها:
برفی, موریانه
+ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
یه موقه هست میری تو رابطه برای وابسته شدن... خودتو دونسته میبازی به طرف... یه موقه هم هست میری تو رابطه نه برای وابسته شدن.... صرفن برای تجربه روزای خوب.... لحظه های داغ و شیرین... میمونی و لذت بخش ترینش حس روح و گرمای وجودش میشه... میتونی رفتار چشم و بدن طرفو بخونی و تامین کنی.... انقدر بخونی تا باغچه پر آب بشه


برچسب‌ها:
وحشی, موریانه
+ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
در کل دارم به این فکر میکنم که یه دوست خوش فکر می ارزه به همه دارایی های دنیا.... که با اون میتونی همه دنیا رو تو مشتت بگیری کسی که وقتی کنارته فکر کنی یه قرن یا نه نیم قرن تجربه همراته ....


برچسب‌ها:
وحشی, موریانه
+ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

و تنت وطنم

و تنت وطنم

و تنت وطنم

 


برچسب‌ها:
روزنوشت
+ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

Tombe la neige
برف می بارد

Tu ne viendras pas ce soir
تو امشب نخواهی آمد

Tombe la neige
برف می بارد

Et mon coeur s’habille de noir
ولی قلب من سیاه به تن کرده

Ce soyeux cortège
این صفوف ابریشمین

Tout en larmes blanches
همه در اشکهایی سپید

L’oiseau sur la branche
و پرنده بر روی شاخه

Pleure le sortilège
مرثیه ای جادویی سر می دهد

Tu ne viendras pas ce soir
تو امشب نخواهی آمد

Me crie mon désespoir
و من از ناامیدی می گریم

Mais tombe la neige
ولی برف هنوز می بارد

Impassible manège
با چرخشی بی احساس

Tombe la neige
برف می بارد

Tu ne viendras pas ce soir
تو امشب نخواهی آمد

Tombe la neige
برف می بارد

Tout est blanc de désespoir
همه چیز از ناامیدی بی رنگ است

Triste certitude
با یقینی غم انگیز

Le froid et l’absence
سرما و نیستی

Cet odieux silence
این سکوت مرگبار

Blanche solitude
و تنهایی سپید ( بی رنگ )

Tu ne viendras pas ce soir
تو امشب نخواهی آمد

Me crie mon désespoir
ناامیدیم بر من می گرید

Mais tombe la neige
اما تو ببار ای برف

Impassible manège
با چرخشی بی احساس


برچسب‌ها:
adamo
+ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

انتظار باران
در کویری با لب های ترک خورده
و داغ و سوزان
آدمی را می کشد
...
می دانی
خوب می دانی
نخواهد بارد
و بوسه ای نخواهد شکفت
از میان دهان خاک
و ابرها
سایه ای نخواهند بود
سرت را
..
دست هایت نومیدانه به آسمان
سر در گریبان
لب ها لرزان
.
شاید که ببارد
شاید که بیاید
 شاید

 

باران

را دوست می دارم

تو را دوست می دارم

و تو را در باران عاشق تر شدم

و تو خیس شدن را دوست نداری

و من تو را خیس از باران بسیار دوست می دارم

وقتی قطرات بر صورتت می لغزند

وقتی لبانت را میبوسند

آرزو میکنم

ای کاش قطره ای باران بودم ...


برچسب‌ها:
وحشی
+ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
تو خارج میگن از اون موقه که شهوتم تو من زنده شد... دنیا رو شناختم. از دنیا لذت بردم.. زندگیم ساخته... ارتباطام بهتر شد... معنی لذت و ارتباط و فهمیدم...

 

اینجا میگن غلط میکنی  شهوتی میشی... خفه شو بشین سرجات حرومزاده...


برچسب‌ها:
روزنوشت
+ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
تو با زلزه ها همدستی... میایی و تمام وجود را میلرزانی.... تو با زلزله هم نامی... وحشی و بی رحم و لازم....

 

پ.ن: تفدیم به کسی که برای نجات من یک قدم برداشت...


برچسب‌ها:
وحشی, شغر من
+ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
از خانه بیرون میزنم اما کجا امشب

شاید تو میخاهی مرا در کوچه ها امشب

 


برچسب‌ها:
محمد علی بهمنی
+ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

به کجا برد این امید ما را

نشد این عاشق سرگشته صبور

نشد این مرغک پر بسته رها

به کجا می روم یارا / به کجا می برد ما را

ره این چاره ندانم به خدا / نشود دل نفسی از تو جدا

به هوایت همه جا در همه حال

به امیدی بگشایم شب و روز پر و بال

غم عشقت دل ما را / به کجاها برد بالا

 


برچسب‌ها:
فریدون مشیری
+ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

گلچهره مپرس آن نغمه سرا از تو چرا جدا شد

گلچهره مپرس پروانه تو بی تو کجا رها شد

مرنجان دلت را

رها کن غمت را رها کن

مخور غم مخور غم نگارا

گلچهره بریز تو خون من بلبل نغمه زن را

 

ترانه از علی حاتمی


برچسب‌ها:
شجریان
+ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
تنها کسی که میتونه بهت کمک کنه خودتی. بقیه زرنگ باشن به خودشون کمک میکنن !

خیلی دلسوزی دلت به حال خودت بسوزه . قبل از اینکه توی آتش حماقتت بسوزی !

هر کس اول مسئول خودش ه بعد دیگران .

کسی که خودش رو دوست نداره عمرا کسی دیگه رو دوست داشته باشه.

از آدم های عبوث و کینه توز و بد دل و حسود بپرهیز .حتی اگر به اونا دل بستی .

+تراوشات ذهن خواب آلود و خسته


برچسب‌ها:
وحشی
+ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
geceler karanlık kabuslar üzerimde 
yine dertlerimle ben başbaşayım 
gözlerin cağırmıyor 
sözlerin avutmuyor 
kadere küsmüş gönlüm yapayanlızsın 
söyle bana sensizlik 
neden bu kadar zor 
günlerim çekilmiyor 
yaşamak çok zor 
senle dolu günlerimi kalbime gömdüm 
içimde kalan sevgi seni düşlüyor 
sensiz kaldım inan ki dünyama gün doğmuyor 
günahım neydi tanrım 
hasretin çekilmiyor 
yüzünü görmeden acılarım tükenmiyor 
vurdun gittin insafsız 
hiçmi için 
YANMIYOR..


برچسب‌ها:
ترانه استانبولی
+ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
 

Derdi çeken anlarmış
Gönlüm o biçim yanmış
Her şey hederse var mı sebep
Her sözüne aldandım
Bir ümide bağlandım
Anlamını bilsem söylesem
Belki beni hiç üzmez gözlerimi kör etsem
Kimseyi düşündürmez sen de beni terk etsen
Kalbini de al gitsin çünkü sen yoksun yeniden
Belki de hiç fark etmez biri beni çok sevdiyse
Sanki onu terk etmez varsayalım her neyse
Sen benden gittiğinde aynalara uzak durdum
Geçmesin beynimden arzulara yasak koydum
Yolladım kalbimden şeytanına uymasın
Söyle beni yormasın insaf et ya git ya kal yeter

 


برچسب‌ها:
Funds arar
+ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
تو خاموشی خونه خاموشه
شب آشفته گل فراموشه

بخواب که امشب پشت این روزن
شب کمین کرده رو به روی من

تب آلوده تلخ و بی کوکب 
شب شب غربت شب همین امشب

لای لایی من به جای تو شکستم
تو نبودی من به سوگ غم نشستم

از ستاره تا ستاره گریه کردم
از همیشه تا دوباره گریه کردم

لالالالا آخرین کوکب
لباس رویا بپوش امشب

لالالالا ای تن تب دار
اشکامو از رو گونه هام بردار

لالالالا سایه بیدار
نبض مهتابو دست من بسپار

لای لایی من به جای تو شکستم
تو نبودی من به سوگ غم نشستم

از ستاره تا ستاره گریه کردم
از همیشه تا دوباره گریه کردم

تو خاموشی خونه خاموشه
شب آشفته گل فراموشه

بخواب که امشب پشت این روزن
شب کمین کرده رو به روی من

تب آلوده تلخ و بی کوکب 
شب شب غربت شب همین امشب

 

پ.ن:این صدا این اهنگ مثل لالایی میمونه...


برچسب‌ها:
شکیلا
+ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
ابر می بارد و من میشوم از یار جدا
چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا

ابر و باران و من و یار ستاده به وداع
من جدا گریه کنان ، ابر جدا ، یار جدا

ای مرا در سر هر موی به زلفت بندی
چه کنی بند ز بندم همه یکبار جدا

دیده از بهر تو خونبار شد ، ای مَردمِ چشم
مردمی کن ، مشو از دیده ی خونبار جدا

ابر می بارد و من میشوم از یار جدا
چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا

ابر و باران و من و یار ستاده به وداع
من جدا گریه کنان ، ابر جدا ، یار جدا

 

ترانه سرا: امیر حسرو دهلوی


برچسب‌ها:
همایون شجریان, موریانه, برفی
+ شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
مرا از این که میبینی پریشان تر چه می خواهی
از این آتش به جز یک مشت خاکستر چه می خواهی
من از اوج نگاه تو به زیر پایت افتادم
بیا این اوج و این پروازو این باور چه می خواهی
مرا از این که میبینی پریشان تر چه می خواهی
از این آتش به جز یک مشت خاکستر چه می خواهی
من از اوج نگاه تو به زیر پایت افتادم
بیا این اوج و این پروازو این باور چه می خواهیمرا بیخود به باران می بری بامستیه چشمت
بیا این چشم ها این گونه های تر چه میخواهی
برای ادعای عشق اگر این سینه کافی نیست
بیا این تیغ و این شمشیرو اینهمسر چه می خواهی
من ان فر هاد مسکینم که کوه بهر تو کندم
بگو شیرین ترین رو یا بگو دیگر چه میخواهی
تمام این غزل با خون رگهایم نثارت باد
بگو دیگر عزیز من بگو دیگر چه میخواهی…

 


برچسب‌ها:
رامش, رضا صادقی
+ شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
قصه ی عشقت یاز تو صدامه

یه شبه مستی باز تو نگاهمه

یه نفس بیشتر فاصلمون نیست

چه تب و تابی باز تو صداته

 


برچسب‌ها:
تو یک بایدی
+ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
اگر بلد بودیم با خودمان صحبت کنیم... مثلن اتفاقات روزانه رو با خودمون مرور کنیم... یا اگر مواردی که باعث ناراحتی و آردگی خاطر شده برای خودمان تعریف یا با یه دوست صمیمی دوباره مطرح کنیم یا اصلن با یه فرد غریبه صحبت کنیم دربارش... این حس ویرانی از ما دور می ش و چه بسا هیچ رابطه ای خراب نمیشد... اگر متوجه میشدیم مشکلات از درون خودماست... کاش با گفتار درمانی هم روح خودمان را سبک می کردیم و هم طرف مقابل رو متوجه میساختیم..

ما به گفتار درمانی نیاز داریم.... شاه کلید زندگی و روابط انسانی

+ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |

On a long and lonesome highway
East of Omaha
You can listen to the engine
Moanin' out his one note song
You can think about the woman
Or the girl you knew the night before
But your thoughts will soon be wandering
The way they always do
When you're ridin' sixteen hours
And there's nothin' much to do
And you don't feel much like ridin',
You just wish the trip was through

Here I am
On the road again
There I am
Up on the stage
Here I go
Playin' star again
There I go
Turn the page

Well you walk into a restaurant,
Strung out from the road
And you feel the eyes upon you
As you're shakin' off the cold
You pretend it doesn't bother you
But you just want to explode

Most times you can't hear 'em talk,
Other times you can
All the same old cliches,
"Is that a woman or a man?"
And you always seem outnumbered,
You don't dare make a stand

Here I am
On the road again
There I am
Up on the stage
Here I go
Playin' star again
There I go
Turn the page

Out there in the spotlight
You're a million miles away
Every ounce of energy
You try to give away
As the sweat pours out your body
Like the music that you play

Later in the evening
As you lie awake in bed
With the echoes from the amplifiers
Ringin' in your head
You smoke the day's last cigarette,
Rememberin' what she said

Here I am
On the road again
There I am
Up on the stage
Here I go
Playin' star again
There I go
Turn the page
Here I am
On the road again
There I am
Up on the stage
Here I go
Playin' star again
There I go
Turn the page
There I go
There I go


برچسب‌ها:
Bob Seger
+ چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
رفیق داری چکار میکنی؟ کجا داری چال میکنی؟ چرا خروجی نداره کارت؟؟؟؟؟؟؟؟ 7 روز از صحبت اولیه گدشت.... من تعهدم برای کار اول انجام دادم با بکروز تاخیر و هنوز دارم ادامه کارمو میدم بدون تاخیر... این یعنی میدونم کجای کار لنگه دارم کارو میبرم جلو.... الان سه روزه دارم رو دیتیلا کار میکنم.. انشالا امروز تموم میشه پارت 1... پارت دو هم میمونه برای دیتیلای پیشرفته که باید از وبسایت مصالح مربوطه تهیه کنیم.... من دارم کارمو پیش می برم... لطفن تو هم برسون کارو... میدونم بار اول خیلی سخت و زمان بره... اما تو میتونی سریعتر از اینا کار کنی رفیق....


برچسب‌ها:
کار
+ چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
تو زندگی دو راه بیشتر نداری یا عادت میدی یا عادت میکنی...

+ چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
شبایی هم هست که با یه فالو شدن عید میشه... و عیدیهات میشه همون دو تالایکی که برای ازش گرفتی... 


برچسب‌ها:
برفی, موریانه
+ چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |
دوستی منو اشکان از دوره دانشگاه شروع شد حدود سال 85 .. پسر خوب مودب باحال... خیلی وقت بود صحبت همکاری داشتیم... اما بنا به دلایل درسی و کاری فاصله  زیاد و  نبود مکان موقعیت پیش نمیومد...

حالا که مکان جور شده... باهم صحبت کردیم... قرار شد من نقشه تهیه کنم بدم بهش تریدی بهم بده.. من مسائل اجرایی رو پیش میبرم اونم مسائل طراحی ... که البته تو همه مراحل با هم همفکری داریم... دقیقن چیزایی که بلدیم مکمله هم... دوتا ادم متفاوت که میتونیم یه پروسه رو تکمیل کنیم...

دو سه هفته اس درگیر عمل و احیای خالشه... پیگیر کاراشه... اخرین گزارش اینه که خاله برای استراحت بعد از عمل چون کسی رو نداره خونه مادر اشکان میمونه...

 

همه اینا پیش زمینه ای بود تا جریان این هفته رو بگم...پنجشنبه که گذشت با هم صحبت کردیم... قرار شد من نقشه تهیه کنم و بدم بهش تریدی بهم بده... حالا اشکان داره صحبت از نقشه تهیه های مسکونی تجاری نما و دکور داخلی و فروشگاه و ..... کرد... منم گفتم باشه یه دونه نقشه بهت میدم تا تکمیل کنی بقیه نقشه هارم بهت میرسونم.... موضوع اولین همکاری ما سر طراحی نما شد یک روز مهلت گرفتم اما شنبه صبح بهش تلگرام کردم نقشه رو.... بعد از یددن نقشه گفت تصور این برام سخته برام عکس بفرست... رفتم سرچ کردم 40 تا نمونه نما براش فرستادم که بتونه تصور کنه و تریدی بزنه... اما هنوز درگیره... دو روز پشت سر هم ازش پیگیری کردم اشکان کجای کاری. کمک میخای... الان نشستی حونه  تو کار گیرمیکنی بپرس یا میخای بریم خونه من...میگه نه این هفته خاله اینجاس نمیتونم بیام... گفتم باشه... تو این دو روز که گذشته، آخر سر طرحی که من براش دانلود کرده بودمو تغییر داد.... منم گفتم هرکسی رو یه سیستم کاری عادت داره. دست تو بازه هرطور دوست داری کار کن فقط زمانی که نهایی شد تونستی رندر بهم بدی یه تصیور برام بفرست.. ببینم چطور شده.... گفتم خودتو محدود نکن... فقط کارو ببند بره.... الان که روز سومه نقشه ها دستشه هنوز چیزی برام نفرستاده.. راستش منم از صبح بهش یه پیامم ندادم که در چ حالی....میخام ببینم کی تموم میکنه کارو... اما میدونم به این زودیا کارو نمیده بیرون.... اگر اینجوری بخاد کار کنه نمیتونیم پول دراریم. مشتریهامونو از دست میدیم... خیلی وسواس کاری داره... تا یک ساعت دیگه بهش پیام میدم....

البته منم بیکار نموندم. بعد از اینکه شنبه عکسارو براش فرستادم. دارم بانک جزئیات ساختمانی قابل جستجوی با تایپ موصوعی دارم تهیه میکنم... خیلی وقت گیره.. اما چیزیه که ارمونو جلو میندازه...جزئیات سقف و کف رو تموم کردم.. الان دارم رو جزئیا دیوار کار میکنم.... البته باید بعدش برم یه سری دیتیل های جدید و مصالح مدرن رو بگیرم... این بانک تهیه بشه خیلی کارمون محکم میشه... خیالم راحت میشه...


برچسب‌ها:
کار
+ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ زمستانی ترین |